درباره ما   |  تماس   |  ارسال خبر   |  پیوندها  
  صفحه اصلی     اخبار     استان ها     اندیشه     چند رسانه ای  
پنجشنبه، 7 اردیبهشت 1396 - 08:36   
  روی خط روضه:  
- اندازه متن: + -  کد خبر: 2462صفحه نخست » اخبار کوتاهپنجشنبه، 15 اسفند 1392 - 11:31
با حضور استاد غلامرضا سازگار در مجمع شاعران اهل بیت(ع)
شاعران آیینی در " مکتوب اشک" گرد هم امدند
غروب سه شنبه جمعی از برترین شعرای آیینی در مجمع شاعران اهل بیت(ع) گردهم امدند تا آخرین جلسه "مکتوب اشک" در سال 92 حال و هوای متفاوتی بگیرد.
  

به گزارش روضه نیوز به نقل از عقیق؛ غروب سه شنبه جمعی از برترین شعرای آیینی در مجمع شاعران اهل بیت(ع) گردهم امدند تا آخرین جلسه "مکتوب اشک" در سال 92 حال و هوای متفاوتی بگیرد.

جلسه ای که نماز جماعتش به امامت استاد غلامرضا سازگار برگزار شد و تعدادی ازشعرا  در حضور استاد سازگار و مرتضی امیری اسفندقه  به شعرخوانی پرداختند.

علیرضا قنبری ، سیامک رجاور ، محمد سبکبار، شاکری ،  علی اشتری ، احمد علوی ، قاسم صرافان ، صابر خراسانی ، سید محسن حسینی ، محمد سهرابی ، محمد رسولی ، میلاد حسنی ، سید محمد جوادی و هادی جانفدا از شعرایی بودند که در این جلسه به شعر خوانی پرداختند.

حاج محسن عرب خالقی و حاج جواد حیدری نیز در این جلسه حضور داشتند.

اولین شاعری که به شعر خوانی پرداخت علیرضا قنبری بود:

شاعران آیینی در

 

دریافت

غزلی برای امام رضا(ع)

هرچندکه درشهر تو بازار زیاد است

باید برسم زود... خریدار زیاداست

من دربه درِپنجره فولادم ودیریست

بین منو آن پنجره دیوار زیاداست

آنقدرکریمی که بدهکار تو کم نیست

آنقدرکریمی که طلبکار زیاداست!

پاییز رسیدم به حرم باهمه گفتم

اینجا چقدرچادرگلدارزیاداست!

با بارگناه آمده ام مثل همیشه

با بار گناه آمدم این بارزیاد است !

گندم به کبوتر بدهم ؟ شعر بگویم؟

آخر چه کنم در حرمت؟! کار زیاد است!

نوروز به نوروز... محرم به محرم...

سرمست زیاد است،عزادار زیاد است

هرگوشه ی ایران حرم توست که با تو

همسایه ی دیوار به دیوار زیاداست

ازدور سلامی و تو از دور جوابی

این فاصله انگار نه انگار زیاد است

یک شب که به رؤیای من افتاد مسیرَت

دیدم چقَدر لذت دیدار زیاد است...

درخواب... سرِسفره ی اطعام... توگفتی

هرقدرکه میخواهی...  بردار،زیاداست

 

در سوگ فاطمه زهرا(س)

 

آخر چه کردی با دل مادر آخر چه کردی با دل ما ، در

اشک مرا امشب در آورده است ، این واژه ها دیوار ، زهرا ، در

حیدر ، در خانه ،  در خیبر  در ذهن خود داریم در تا در

روشن شد آتش زیر پایش تا روشن کند تکلیف خود را در

آهسته زد بر آن نبی ، این بار واشد به ضرب محکم پا در

حیدر پس از ان فاجعه با بغض ،حرف دو پهلو می زند با در

از ابر پاک پیکر زهرا ،خون می چکد بر بستر زهرا

درد است سرتاپای صدیقه داغ است از پا تا سر زهرا

زهرای حیدر وقت رفتن نیست ، شاید بمیرد حیدر زهرا

از لاله سرخی که بر بستر ، ازناله درد آور زهرا

مادر به زینب گفت خواهم رفت ، پس مادری کن دختر زهرا

"یارب از این دنیا خلاصم کن " این شد دعای آخر زهرا

هی می گذارد دست بر دیوار ، اما چه دیواری نه هر دیوار

می سوخت از شرمش شبیه در ، دل داشت در سینه اگر دیوار

چون ضربه و دیوار محکم بود ، بیچاره در

آه است حرف همسرش با چاه ، این آه او دارد اثر دیوار

در که برایت در نشد تا حشر باید که باشی دربه در دیوار

 

شمسی زاده شاعر دیگری بود که به شعر خوانی پرداخت:

شاعران آیینی در

 

دریافت

کوچ آهنگیم  اما نبض دل ناقوس نیست

تنگ من در ماهیانت عزم اقیانوس نیست...

 

شاعر دیگری که شعرخود را خواند سیامک رجاور بود:

شاعران آیینی در

 

دریافت

همه جا بی تو در این دشت بلا غم دارم

مردم از داغ فراق تو و ماتم دارم

یک جهان درد از این ماه محرم دارم

سایه امن تو را روی سرم کم دارم

تو فقط مرهم این حال نزارم هستی

گفته بودی همه عمر کنارم هستی

هم رفتند و کسی نیست و حالا چه کنم

بی علی اکبر و بی قاسم و سقا چه کنم...

 

محمد سبکبار شاعر دیگری بود که یک غزل فاطمی خواند

شاعران آیینی در

 

دریافت

نیمه شبها دردها انگار درد آورتر است

حال و روز زخمی تب دار درد آورتر است

لا به لای گریه های بچه های داغ دار

ناله های مادر بیمار درد آورتر است

یا علی می گوید و پهلو به پهلو می شود

ظاهرا اینبار از هر بار درد آورتر است

از زمین خوردن همیشه زن خجالت می کشد

پیش چشم  شوهرش، بسیار درد آورتر است

پشت در افتاده باشد یا میان کوچه ها

در دو حالت ضربه ی دیوار درد آورتر است

در قبال زخم های جنگجویان احد

حمزه می داند چرا مسمار دردآور تر است

 حرف ها دارد در این بغض گلوگیرش ولی

با جراحات لبش گفتار دردآور تر است

 غزلی از شاکری در وصف امیرالمومنین(ع):

شاعران آیینی در

 

دریافت

به میزان گرانسنجی از این بهتر نمی اید

دگر مانند حیدر اسمان گستر نمی آید

....

علی اشتری نیز عزلی فاطمی خواند:

شاعران آیینی در

 

دریافت

کاش ای کاش که از درد شما کم بشود

کمی از درد شما قسمت ما هم بشود

بعد تو مادر پیغمبر خاتم چه کسی

مادر معنوی عالم و ادم بشود

دیده بگش که ز اعجاز شب چشم ترت

نبض آشفته این شهر منظم بشود

بانوی آب چرا قصد تیمم کردی؟

بگو این خاک به اعضای تو زمزم بشود

با وضویی که جبیره شده کافیست که در

دیده سرد علی مرگ مجسم بشود

دید زینب که چه در راه ولایت کردی

از خدا خواست که زهرای محرم بشود

چوب تابوت تو از جنس کدامین نخل است

که در آن زخم و سرافرازی توام بشود

احمد علوی شاعر آیینی که شهر مقدس قم آمده بود شعری در وصف امیرالمومنین(ع) خواند:

شاعران آیینی در

 

دریافت

انبیا لحظه تقدیس علی می گویند

زحل و زهره و برجیس علی می گویند

....

 قاسم صرافان نیز در این جلسه به شعر خوانی پرداخت:

شاعران آیینی در

 

دریافت

از قدیم و ندیم می گویند:

دست بالای دست, بسیار است

دست بالای دست ها… اما

دست مشکل گشای کرار است

****

دسته ی ذوالفقار می داند

قدرت دست شیر یعنی چه

مرحب خیبری خبر دارد

ضرب شست امیر, یعنی چه

 

 

سرنوشت ما گره خورده به گیسوی علی

از ازل چرخانده دلها را خدا، سوی علی

 

او مع الحق گفت و از آن روز ما را می‌کُشند

دار ما خرما فروشان حلقه موی علی

 

مانده‌ام احمد پیمبر بود یا عطار عشق

بس که سلمان ها، مسلمان کرد با بوی علی

 

گر می‌اندیشی نماز و روزه‌ات را می‌خرند

ای برادر! این تو و این هم ترازوی علی

 

بیشتر از برق دَم‌های دو سوی ذوالفقار

دوستان را کشته خَم های دو ابروی علی

 

هر که دل خوش کرده در عالم به نام دیگری

یا علی نشنیده است از سوی بانوی علی

 

آری آداب خودش را دارد اینجا عاشقی

ما و خاک کوی قنبر، قنبر و روی علی

 

عشق یعنی یکی درون دو تن
عشق یک روح رفته در دو بدن

عشق زهراست روبروی علی
نظر آنهم فقط به سوی علی

عشق راهی بدون خاتمه است
آخر، این راه، راهِ فاطمه است

فاطمه قاب روبروی علی است
فاطمه غرق در وضوی علی است

فاطمه در کنار حیدر نه
فاطمه دختر پیمبر نه

خلق احمد به نور فاطمه بود
نور حیدر ظهور فاطمه بود

خلق عالم به خاطر زهراست
مادر ما و مادر باباست

دل شد از این حماسه بی‌پروا
حسبنا الله و حسبنا زهرا

یازده ماه دور گردن اوست
یازده گل به روی دامن اوست

یازده نور و یازده ساغر
یازده جوی جاری از کوثر

یازده عاشق از تبار علی
یازده عکس یادگار علی

یازده قبله یازده قرآن
یازده کهکشان بی پایان

یک دل او دارد و ازآن علی ست
فاطمه زور بازوان علی‌ ست

یا علی بر لبش که جاری شد
برق زد عشق و ذوالفقاری شد

ذوالفقاری که خواهر زهراست
سختیش برق باور زهراست

ذوالفقاری که حق به لب دارد
روح از مشرکان طلب دارد

ذوالفقاری که برق تا می‌زد
لشکری صف نبسته جا می‌زد

شکل لا بود و از فنا می‌گفت
با علی بود و از خدا می‌گفت

تا که در دستهای حیدر بود
صحنه‌ی رزم، روز محشر بود 

تیغ در پنجه‌های حیدر گشت
یک نفر آمد و دو تا برگشت

تیغش از بس سبک رها شده بود
تن دوان بود و سر جدا شده بود

تن دوان بود و بی خبر که چه شد؟
در هوا گیج مانده سر که چه شد؟

تا علی عزم سر زدن کرده
ملک الموت هم کم آورده 

ضربدر بین ضربه‌ها می‌زد 
اینچنین سر دو تا دو تا می‌زد

با هم افتد دو سر، نگو لاف است!
کمترش پیش حیدر اسراف است

شیر مست است و تیغ در دستش
جام در دست و عشق سر مستش

شور مولاست این ولی از توست
فاطمه! مستی علی از توست

با تو تیغ علی دو دم دارد
با تو حیدر بگو چه کم دارد؟

دل شد از این حماسه بی‌پروا
حسبنا الله و حسبنا زهرا

آه! این قصه آخری هم داشت
عاشقی روی دیگری هم داشت

 

 نوبت به مصطفی صابر خراسانی برای شعر خوانی رسید

شاعران آیینی در

 

دریافت

 

کرامـت هسـت آنجـایی که سائل می شود پیدا

اگر چه دست وپا گم می شود دل می شود پیدا

 

گره از مشـهد و قم وا نگشـته وا نخـواهد گشـت

بـرادر خـواهـری ایـنگونه مـشکل می شـود پیـدا

 

دل ایـران زلطــف سایه ی خورشـید مـشهد گرم

و قم همشـیره اش چون ماه کامل می شود پیدا

نوبت به استاد سازگار که رسید وی ضمن بیان روایتی از امام رضا(ع) گفت: شاعری نزد امام هشتم آمد و گفت قصیده ای در وصف شما سروده ام اجازه می دهید بخوانم. حضرت اجازه فرمودند.

شاعرکه شروع به خواندن قصیده کرد حضرت رضا(ع) بقیه قصیده را  شروع به خواندن کردند.

شاعر خجالت کشید و عرض کرد: آقا جان به خدا قسم این شعر را من سروده ام. حضرت فرمودند ما به شما داده ایم چطور خودمان نداشته باشیم.

پس بدانید آنچه می گویید عنایت از سوی اهل بیت (ع) است.

در پس آینه طوطی صفتم داشته اند

 آنچه استاد ازل گفت بگو می گویم

شاعران آیینی در

 

دریافت

و استاد این شعر را خواند:

***

تیغ ها در غلاف خود وقوف

تا ندا آید خذینی یا سیوف

چون خذینی راند بر لب در مصاف

تیغ‌ها جستند بیرون در غلاف

همزمان با نیزه‌ها و تیرها

خاست فریاد از دم شمشیرها

کای حسین اینک بفرمان توایم

ما به دست خصم از آن توایم

حکم کن تا قلب اهریمن دریم

سر فرو در سینه دشمن بریم

رشته‌ها زین قوم کافر میبریم

از تمام شمرها سر می‌بریم

شه اشارت کرد کای شمشیرها

نیزه‌ها و سنگ‌ها و تیر‌ها

دوستان با خصم همراهی کنید

وای اگر امروز کوتاهی کنید

عهد من با دوست عهدی محکم است

هر چه زخم آید بر اندامم کم است

پیشتر از خلقت این روزگار

بوده‌ام امروز را چشم انتظار

تا مرا در کار خود یاری کنید

موج خون از رگ رگم جاری کنید

آنچنان ریزید باهم بر سرم

تا که نشناسد تنم را دخترم

روز روز سنگباران من است

عید حج خون یاران من است

حج من زخم هجوم تیرهاست

جامة احرام من شمشیرهاست

حج بود سرتا قدم فانی شدن

در منای دوست قربانی شدن

زمزم من حلق مذبوح من است

عید حج خون یاران من است

یار را دیدند چون تسلیم یار

تیغ ها دادند از کف اختیار

دشمنان از چار جانب تاختند

لرزه بر هفت آسمان انداختند

آن یم طوفانی خشم خدا

ناگهان جنبید چون کوهی زجا

کام تشنه، غم فزون، دل داغدار

گشت فردی حمله ور بر سی هزار

ای شگفت از اینکه گفتند الحذر

سی هزار از بیم تیغ یک نفر

نوک تیر از چشمه تنگ زره

زخم‌هایش را به هم می‌زد گره

زخم تن چون ریک صحرا بی شمار

باز خصم از زخم تیغش در فرار

هفت نوبت رشته دشمن گسیخت

سرفکند و دست و پا بر خاک ریخت

چرخ را برخواست فریاد از درون

آسمان شد غرق در دریای خون

ناگهان آورد یاد از عهد دوست

گفت تیغ انداختن اینجا نکوست

تیغ را افکند و سر بر کف گرفت

جان شیرین چون سپر بر کف گرفت

روبهان در معرکه گشتند شیر

باز گردیدند با شمشیر و تیر

 سید محسن حسینی هم غزل مرثیه ای فاطمی خواند

شاعران آیینی در

 

دریافت

بیمار را دوچشم تو محو نظاره است

شب های من ز اشک غمت پر ستاره است

هستی مرا طبیب و به خود ناز میکنم

ای عمر من نگاه تو عمری دوباره است

تو کعبه ای و من به طواف توام علی

منعم مکن طوافم اگر نیمه کاره است

ای قبله ام بیا و مرا رو به قبله کن

در سینه شکسته نفس در شماره است

***

محمد سهرابی هم شعر خوانی خود را با این تک بیت زیبا شروع کرد:

شاعران آیینی در

 

دریافت

خاکم اما همگان محترمم می دارند

مهر از کرببلا آمده را می مانم

***

لم داده ام به تکیه گه لن ترانی ات

من سخت راحتم که ندارم نشانی ات

 

عکس مرا بگیر و ببر تا درخت سیب

ای روح آب ، من به فدای روانی ات

اول تو از پیاله هستی چشیده ای

مانیز می خوریم ز جام دهانی ات

قدِّ تو گر چه چون پسرانت بلند نیست

پیداست رفعت تو از این ‹‹مهر››بانی ات

 خورشیدبان تویی که به زهرا مراقبی

ای من فدای مهر تو و مهرَبانی ات

 قنبر به خود لیاقت قنبر شدن نداشت

افتاد بین جذبه ی قنبر کشانی ات

 در پیری ات به جای خدا تکیه میکنی

وقتی رَوی به دوش نبی در جوانی ات

***

شد ز نام دگران گرچه مُکَدَر گوشم

خورد از نام علی قند مُکَرر گوشم

هرکسی نام تورا بُرد شنیدم به دو گوش

می برد فیض زبان را دو برابر گوشم

گوش اِستاده ام از کودکی ام نام تورا

زان اقامه که ز لب ریخت پدر در گوشم

گوش چپ نیست کم از راست که در میلادم

دو سِری خورده مِی از نام علی هر گوشم

من ز هر لب طلب نام علی داشته ام

نیست امروز بدهکار کسی گر گوشم

نام ِآن تیغ ِ پُر از آب به گوشم خورده است

گوش ماهی نشد این قدر که شد تر گوشم

بیتی از "قصری"ِ شیرین سخن آمد در یاد

که از آن بیت به شوق تو سراسر گوشم

"قصری"از شوق غلامی شده یک پارچه گوش

 قنبری کو که دو صد حلقه کُنَد در گوشم

 

 

 

شاعر بعدی محمد رسولی بود که او هم شعری فاطمی خواند

شاعران آیینی در

 

دریافت

چه غصه ها که نخوردی برای همسایه
هنوز هم که تو داری هوای همسایه

کمی به فکر خودت باش در قنوت شبت
بزرگ هست عزیزم خدای همسایه

تو ناله کردی و همسایه را دعا کردی
ز گریه ی تو در آمد صدای همسایه

دعای توست که مرگت سریعتر برسد
همین شده است دقیقاً دعای همسایه

کمر به قتل تو بستند، باز هم بانو
به فکر نان شبی و غذای همسایه؟!

به زخم دست تو پاشید آن نمک را که
گرفته بود ز دستت گدای همسایه

به خانه ریخته اند و گمان نمی کردم
به خانه وا شود اینگونه پای همسایه

نخواستیم جواب سلام ها را، کاش
سلاممان ندهد با کنایه همسایه

چه غربتی است که همسایه بی خبر باشد
ز داغ مرگ عزیز و عزای همسایه

قسم به سرخی خونهای چادرت دیگر
برام رنگ ندارد حنای همسایه

میلاد حسنی هم این غزل را خواند:

شاعران آیینی در

 

دریافت

روشن شد از چراغ حسینیه طور اشک

خورشید غبطه می خورد اینجا به نور اشک

داود های مرثیه از راه می رسند

با ایه های تشنه لبی از زبور اشک

یک شب به رونمایی این شعرها بیا

در محفل صمیمی ما با حضور اشک

بعد از هزار سال نشد مرهمی شود

از کوچه باغ زخم تن تو عبور اشک

لن تبرد مصیبتک فی قلوبنا

گرم است از حرارت داغت تنور اشک

در خواب نامت امد و گفتم نگریمت

اما شدم دو مرتبه مقبول زور اشک

راز شفای نذری ات این است مادرت

در طبخ آن به جای نمک ریخت شور اشک

آورده اند رو شما را زمین زدند

اینجا شکست چون دل راوی غرور اشک

 

حاج سید محمد جوادی شاعر دیگری بود که شعرش را  خواند

 شاعران آیینی در

 

دریافت

بی سر فتاده است تنی بین قتلگاه

عریان شهید بی کفنی بین قتلگاه

پروانه ها به دور تنش بال می زنند

برپا شده است انجمنی بین قتلگاه

با خون و سنگ و خاک لباسی درست کرد

وقتی نبود پیرهنی بین قتلگاه

هی می زند به صورت و هی آه می کشد

با معجر سیاه زنی بین قتلگاه

زانو زد و نشست کنار تن حسین

با گریه گفت جان منی بین قتلگاه

اینجا حسن که نیست چرا پس ز هر طرف

پیچیده عطر یاسمنی بین قتلگاه

گویا کنار پیکر صدپاره حسین

افتاده غرق خون حسنی بین قتلگاه

حالا کنار این دو بدن دست بسته است

با معجری سیاه زنی بین قتلگاه

 

هادی ملک پور هم غزلی در سوگ مادر بی نشان خواند

 شاعران آیینی در

 

دریافت

این روز ها شب و سحرت طول می کشد

حتی دقیقه در نظرت طول می کشد

تا دست ها به هم برسد لحظه قنوت

در پیش چشم های ترت طول می کشد

از کنج خانه تا دم در غصه می خورم

از بس که راه مختصرت طول می کشد

اینگونه پیش تر برود ای کبوترم

درمان زخم های پرت طول می کشد

با هر قدم که تکیه به دیوار می دهی

از بین کوچه ها گذرت طول می کشد

بگذر از این محله که در وقت حادثه

تا مجتبی شود سپرت طول می کشد

تنگ غروب می رسی و درک می کنم

درد دل تو با پدرت طول می کشد

گیرم به گریه دخترت آرام می شود

آرام کردن پسرت طول می کشد

گفتی مجال شرح دل شرحه شرحه نیست

افسوس قصه جگرت طول می کشد

تو می روی و تازه شروع غم من است

گفتم به بچه ها سفرت طول می کشد

جواد هاشمی هم شعر خوانی خود را با این رباعی زیبا آغاز کرد

شاعران آیینی در

 

دریافت

شاعر نشدم غزل مزل دسته کنم

خود را به نو و سپید وابسته کنم

شاعر شده ام که با کبوتر دیدن

یاد حرم و گنبد و گلدسته کنم

استاد امیری اسفندقه نیز تنها به خواندن این رباعی اکتفا کرد

شاعران آیینی در

 

دریافت

ای بال و پر و پهنه و پرواز حسین

ای خون خدا خون سرافراز حسین

بی نام تو نامه کی کنم باز حسین

ای نام تو بهترین سرآغاز حسین

آخرین شاعر این برنامه هم هادی جانفدا بود که اجرای برنامه را نیز برعهده داشت

شاعران آیینی در

 

دریافت

 

 

شبیه درد رفتی و شدی در استخوان پنهان

نمی یابم تو را ای در جهان مانند جان پنهان

فرشته مست دنبال صدایش راه می افتد

کسی که می برد نام تو را زیر زبان پنهان

رمان آفرینش با علی جذاب شد اما

تو قدرت در تمام جمله های داستان پنهان

زمان جاهلیت هیچ فکرش را نمی کردند

کمال مردها باشد میان دختران پنهان

در اطراف رسول الله آگاهانه می دیدی

چه شیطانی است پشت چهره های مهربان پنهان

همه دیدند حق تنهاست، پهلوی تو زد فریاد

صدایش ماند اما در سکوتی بی امان پنهان

خزان زودرس وقتی سراغ باغ می آید

که گل خوب است باشد از نگاه باغبان پنهان

تو از قلب علی دلباز تر قبری نمی خواهی

از اول بوده ای در بهترین جای جهان پنهان

تو جان حیدری - یعنی دوتایی یک نفر هستید

پس او خود را درون خاک کرده نیمه جان پنهان

به جز لاهوت هر جا دفن شد کوثر چنان باشد

که دریا را کنی زیر حباب استکان پنهان

قیام تو در اعماق زمین ساکت نمی ماند

که دارد دخترت در حنجره آتشفشان پنهان

و هجده سالگی پایان جریانت نخواهد بود

شدی چون خون به رگ ها، زیر جریان زمان پنهان

به حدی گیجم از داغت که پیدایت نمی کردم

اگر می شد تنت در قبر حتی با نشان پنهان

 

   
  

اخبار مرتبط:

           

نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
نظر
 
  کد امنیتی:
 
آخرین اخبار|پربیننده ها
  شهر در سالروز شهادت امام هفتم سوت و کور بود
  نماهنگ کوتاه "وقف حسین" منتشر شد
  نماهنگ "مهمترین عامل موفقیت بزرگان" منتشر شد  
  تسریع در صدور مجوز تشکل‌های دینی، هدف اصلی سازمان تبلیغات است
  فیلمی دیده نشده از مداحی حاج منصور ارضی در سنگرهای جبهه  
  حرفی که مطهری را آتش زد
  گفتمان حاکم بر مداحی باید «گفتمان انقلاب اسلامی» باشد
  گفتن «اعوذ باالله» قبل از تلاوت قرآن دستور خداست
  بسته صوتی هیئت روضه‌الزهرا در شهادت امام موسی کاظم  
  عزاداری امام موسی‌بن‌جعفر در هیئت روضه‌الزهرا/2 +تصاویر  
  عزاداری امام موسی‌بن‌جعفر در هیئت روضه‌الزهرا/1 +تصاویر  
  مستند «فصل وصل» بزودی تولید می‌شود
  چهل حدیث کوتاه از امام موسی کاظم
  مناجات | گرچه پیش از خواهشِ سائل عنایت می‌کند  
  سفره حضرت رقیه در سوریه گسترده شد +تصاویر
  شعرخوانی در محضر رهبر انقلاب، لطف امام حسین بود
  مراسم شهادت امام هفتم در هیئت فدائیان حسین +پوستر
  هنر مسئول هیئت، سوق دادن دل‌ها به سوی اهل‌بیت است
  هیئتی که سیاسی نباشد مردم را به بی‌راهه می‌برد
  فضیلت ماه رجب از نگاه آقا مجتبی تهرانی +فیلم  
  مقاومت مردم فلسطین بخاطر حمایت‌های ایران است
  "محبت" اکسیر محرک برای تربیت انسان‌هاست
  نماهنگ "فرزند خوزستان" منتشر شد +فیلم  
  معرفی هیئت یا مهدی واوان در «ادب حضور» +فیلم
  معرفی هیئت حسین جان قزوین در «ادب حضور» +فیلم
  برخی به جای شیطان بزرگ، هیئتی‌ها را به چالش می‌کشند
  قدیمی‌ترین مقتل امام حسین ترجمه شد
  مراسم شهادت امام موسی کاظم در هیئت روضه‌الزهرا +پوستر
  آنچه که باید از قیام عاشورا بیاموزیم
  نقش مثبت رسانه ملی در گسترش سنت حسنه عزاداری
  90هزار هیئت مذهبی در کشور فعالیت دارند
  6هزار جلسه عزاداری در برابر فقط 6جلسه تفسیر/ قرآن را از اهل‌بیت جدا نکنیم
  فرش ایوان طلای حضرت عباس به کربلا ارسال شد +تصویر
  یادواره سردار جاویدالاثر مدافع حرم در مسجد حضرت اباالفضل
  عبارت «لا اله الا الله» به چه معنی است؟
  "ذکر و فکر" دو بال پرواز برای انسان‌ها
  هیئت صاحب‌العصر در عزای عمه سادات +تصاویر  
  حکم خواندن و گوش دادن هم زمان آیه سجده‌دار
  سه روز بندگی در خلوتگه ذکر و فکر/3 +تصاویر  
  سه روز بندگی در خلوتگه ذکر و فکر/2 +تصاویر  
  سه روز بندگی در خلوتگه ذکر و فکر/1 +تصاویر  
  سرداری که پس از 13 بار جانباز شدن به شهادت رسید
  روایتی کوتاه از اعتکاف جوانان در هیئت روضةالزهرا
  همایش تجلیل از خادمان اربعین در مازندران +پوستر
  شکوه مراسم اعتکاف مدیون انقلاب اسلامی است
  نشست صمیمی حجت‌الاسلام موسوی با معتکفین هیئت روضه‌الزهرا
  عدم توجه به نیازهای سطحی، تنها راه ذکر ویاد خدا است
  روز اول مراسم اعتکاف در هیئت روضه‌الزهرا
  روزی که معصوم به دنیا می‌آید به منزله نزول قرآن است
  حلقه‌های معرفتی ابتکار جالب هیئت روضه‌الزهرا برای مراسم اعتکاف
  اعتکاف بهترین فرصت برای طی کردن مسیرهای طولانی است
  دیدگاه امام خمینی پیرامون اعتکاف
  در روز سوم نمی توان از اعتکاف خارج شد
  «تفکر» و «کسب عبرت» دو عبادت بزرگ مومنین
  سه توصیه‌ی پیامبر اسلام به مداحان اهل‌بیت
  توصیه امام جواد برای دفع زلزله در ایران
  جشن ولادت امام جواد در هیئت صاحب‌العصر
  ماجرای عجیب اقتدای شهید صدر به امام حسین
  کشور به «جوانان مومن انقلابی» احتیاج دارد
  درخواست‌های جالب یک شهید از مردم
  امام جواد با برکت‌ترین مولود عالم هستند
  تهاجم فرهنگی، توطئه‌ی دشمنان شیعه در عصر امام جواد
  تصویرنوشت | امام جواد، دشمن نفاق
  ولادت امام جواد آتش فتنه‌ها را خاموش کرد
  نشر اسلام، دخالت در امور کشورها نیست
  مومن، حجت را بر کافر تمام می‌کند
  در ماه رجب، چه ذکرهایی را بیشتر بخوانیم؟
  آیت‌الله توکل سخنران اولین مراسم فصل وصل
  فیلم | تشییع فرمانده حشدالشعبی  
  آیا اعتکاف فقط به مسلمانان اختصاص دارد؟
  ماه رجب، ماه درخواست ظرفیت ابعاد معنوی از خداست
  هیئت کریم اهل‌بیت میزبان جشن میلاد امام جواد
  فیلم | جان دادن در مکانی باورنکردنی  
  تنها اشخاصی که حق ورود به ماه رمضان را دارند
  همه ادیان به برکات ماه رجب اعتقاد داشته‌اند
  عضو مجلس خبرگان، سخنران مراسم هفتگی هیئت روضه‎‌الزهرا +پوستر
  مراسم معنوی اعتکاف در مسجد امام حسن عسکری
  سلوک والدین مهمترین رکن تربیت فرزند است
  تاجری که امام زمان به نیابت از او به حج رفت
  دعایی که توفیقات سلب شده را باز می‌گرداند
 
 
 
::  صفحه اصلی ::  تماس با ما ::  پیوندها ::  نسخه موبایل ::  RSS ::  نسخه تلکس
© روضه نیوز 1390
info@rozenews.com
پشتیبانی توسط: خبرافزار