درباره ما   |  تماس   |  ارسال خبر   |  پیوندها  
  صفحه اصلی     اخبار     استان ها     اندیشه     چند رسانه ای  
چهارشنبه، 20 آذر 1398 - 12:25   
  روی خط روضه:  
- اندازه متن: + -  کد خبر: 18880صفحه نخست » اخبار کوتاهپنجشنبه، 23 آبان 1398 - 17:25
داستان های خواندنی؛
مردی در مکه ظهور کرد!
  

مردی در مکه ظهور کرد! به گزارش روضه نیوز ؛ به مناسبت فرارسیدن ولادت پیامبر گرامی اسلام داستان هایی خواندنی در رابطه با ایشان منتشر شد.

 

مردی در مکه ظهور کرده است!

زمزمه هایی که گاه به گاه از مکه در میان قبیله ی بنی غفار به گوش می رسید، طبیعت کنجکاو و متجسس ابوذر را به خود متوجه کرده بود. او خیلی میل داشت از ماهیت قضایایی که در مکه می گذرد آگاه شود، اما از گزارشهای پراکنده و نامنظمی که احیانا به وسیله ی افراد و اشخاص دریافت می کرد، چیز درستی نمی فهمید. آنچه برایش مسلم شده بود فقط این مقدار بود که در مکه سخن نوی به وجود آمده و مکیان سخت برای خاموش کردن آن فعالیت می کنند، اما آن سخن چیست و مکیان چرا مخالفت می کنند، هیچ معلوم نیست. برادرش عازم مکه بود، به او گفت:«می گویند شخصی در مکه ظهور کرده و سخنان تازه ای آورده است و مدعی است که آن سخنان از طرف خدا به او وحی می شود، اکنون که تو به مکه می روی، از نزدیک تحقیق کن و خبر درست را برای من بیاور».روزها در انتظار برادر بود تا مراجعت کرد. هنگام مراجعت از او پرسید:

«هان! چه خبر بود و قضیه از چه قرار است؟»

- تا آنجا که من توانستم تحقیق کنم، او مردی است که مردم را به اخلاق خوب دعوت می کند، کلامی هم آورده که شعر نیست.
- منظور من تحقیق بیشتر بود، این مقدار کافی نیست. خودم شخصا باید بروم و ازحقیقت این کار سر دربیاورم.
ابوذر مقداری آذوقه در کوله بار خود گذاشت و آن را به پشت گرفت و یکسره به مکه آمد. تصمیم گرفت هرطور هست با خود آن مردی که سخن نو آورده ملاقات کند و سخن او را از زبان خودش بشنود. اما نه او را می شناخت و نه جرئت می کرد از کسی سراغ او را بگیرد. محیط مکه محیط ارعاب و وحشت بود. ابوذر بدون آنکه به کسی اظهار کند متوجه اطراف بود و به سخنان مردم گوش می داد، شاید نشانه ای از مطلوب بیابد.
مرکز اخبار و وقایع مسجد الحرام بود. ابوذر نیز با کوله بار خود به مسجد الحرام آمد. روز را شب کرد و نشانه ای به دست نیاورد. پس از آنکه پاسی از شب گذشت، چون خسته بود همان جا دراز کشید. طولی نکشید جوانی از نزدیک او عبور کرد. آن جوان نگاهی متجسسانه به سراپای ابوذر کرد و رد شد. نگاه جوان از نظر ابوذر خیلی معنی دار بود. به قلبش خطور کرد شاید این جوان شایستگی داشته باشد که راز خودم را با او در میان بگذارم. حرکت کرد و پشت سر جوان راه افتاد، اما جرئت نکرد چیزی اظهار کند، به سر جای خود برگشت.
روز بعد تمام روز را متفحصانه در مسجد الحرام به سر برد. آن روز نیز اثری از مطلوب نیافت. شب فرا رسید و در همان جا دراز کشید. درست در همان وقت شب پیش، همان جوان پیدا شد، جلو آمد و با احترام به ابوذر گفت:
«آیا وقت آن نرسیده است که تو به منزل خودت بیایی و شب را در آنجا به سر ببری؟ » این را گفت و ابوذر را با خود به منزل برد. ابوذر شب را مهمان آن جوان بود، ولی باز هم از اینکه راز خود را با جوان به میان بگذارد خودداری کرد. جوان نیز از او چیزی نپرسید. صبح زود ابوذر خداحافظی کرد و به دنبال مقصد خود به مسجد الحرام آمد. آن روز نیز شب شد و ابوذر نتوانست از سخنان پراکنده ی مردم چیزی بفهمد. همینکه پاسی از شب گذشت، باز همان جوان آمد و ابوذر را با خود به خانه برد، اما این نوبت جوان سکوت را شکست.
- آیا ممکن است به من بگویی برای چه کاری به این شهر آمده ای؟ .
- اگر با من شرط کنی که مرا کمک کنی، به تو می گویم.
- عهد می کنم که کمک خود را از تو دریغ نکنم.
- حقیقت این است، مدتهاست در میان قبیله ی خودمان می شنویم که مردی در مکه ظهور کرده است و سخنانی آورده و مدعی است آن سخنان از جانب خدا به او وحی می شود. من آمده ام خود او را ببینم و درباره ی کار او تحقیق کنم. اولا عقیده تو درباره ی این مرد چیست؟ و ثانیا آیا می توانی مرا به او راهنمایی کنی؟ .
- مطمئن باش که او بر حق است و آنچه می گوید از جانب خداست. صبح من تو را پیش او خواهم برد. اما همان طور که خودت می دانی، اگر مردم این شهر بفهمند من تو را پیش او می برم، جان هر دو نفر ما در خطر است. فردا صبح من جلو می افتم و تو پشت سر من با مقداری فاصله بیا و ببین من کجا می روم. من مراقب اطراف هستم، اگر حس کردم خطری در کار است می ایستم و خم می شوم مانند کسی که مثلا ظرفی را خالی می کند. تو به این علامت متوجه خطر باش و دور شو، اما اگر خطری پیش نیامد هر جا که من رفتم تو هم بیا.
فردا صبح جوان که کسی جز علی بن ابی طالب نبود، از خانه بیرون آمد و راه افتاد، و ابوذر نیز از پشت سرش. خوشبختانه با خطری مواجه نشدند. علی ابوذر را به خانه ی پیغمبر رساند.
ابوذر سرگرم مطالعه در احوال و اطوار پیغمبر شد و مرتب آیات قرآن را گوش می کرد. به جلسه ی دوم نکشید که با میل و اشتیاق اسلام اختیار کرد و با رسول خدا پیمان بست تا زنده است در راه خدا از هیچ ملامتی پروا نداشته باشد و سخن حق را ولو در ذائقه ها تلخ آید بگوید.
رسول خدا به او فرمود: «اکنون به میان قوم خود برگرد و آنها را به اسلام دعوت کن، تا دستور ثانوی من به تو برسد».
ابوذر گفت: «بسیار خوب. اما به خدا قسم پیش از اینکه از این شهر بیرون بروم، در میان این مردم خواهم رفت و با آواز بلند به نفع اسلام شعار خواهم داد. هرچه بادا باد».
ابوذر بیرون آمد و خود را به قلب مکه یعنی مسجد الحرام رساند و در مجمع قریش فریاد برآورد: «اشهد ان لا اله الا الل�'ه و ان محمداً عبده و رسوله».
مکیان با شنیدن این شعار، بدون آنکه مهلت سؤال و جوابی بدهند، به سر این مرد که او را اصلا نمی شناختند ریختند. اگر عباس بن عبد المطلب خود را به روی ابوذر نینداخته بود، چیزی از ابوذر باقی نمی ماند. عباس به مکیان گفت: «این مرد از قبیله ی بنی غفار است. راه کاروان تجارتی قریش از مکه به شام و از شام به مکه در سرزمین این قبیله است. شما هیچ فکر نمی کنید که اگر مردی از آنها را بکشید، دیگر نخواهید توانست به سلامت از میان آنها عبور کنید؟ !»
ابوذر از دست قریش نجات یافت، اما هنوز کاملا دلش آرام نگرفته بود. با خود گفت یک بار دیگر این عمل را تکرار می کنم، بگذار این مردم این چیزی را که دوست ندارند به گوششان بخورد بشنوند تا کم کم به آن عادت کنند. روز بعد آمد و همان شعار روز پیش را تکرار کرد. باز قریش به سرش ریختند و با وساطت عباس بن عبد المطلب نجات یافت.
ابوذر پس از این جریان طبق دستور رسول اکرم به میان قوم خویش رفت و به تعلیم و تبلیغ و ارشاد آنان پرداخت. همینکه رسول اکرم از مکه به مدینه مهاجرت کرد، ابوذر نیز به مدینه آمد و تا نزدیکیهای آخر عمر خود در مدینه به سر برد. ابوذر صراحت لهجه ی خود را تا آخر حفظ کرد. به همین جهت در زمان خلافت عثمان ابتدا به شام و سپس به نقطه ای در خارج مدینه به نام «ربذه» تبعید شد و در همان جا در تنهایی درگذشت. پیغمبر اکرم درباره اش فرموده بود: «خدا رحمت کند ابوذر را، تنها زندگی می کند، تنها می میرد، تنها محشور می شود». [1]
 
منبع: کتاب داستان راستان| ج 2| شهید مطهری
   
  

           

نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
نظر
 
  کد امنیتی:
 
آخرین اخبار|پربیننده ها
  توقع بی جا
  رندان تشنه‌ لب
  شکرنعمت نعمتت افزون کند
  هیئتی که رایحه ای از امام حسین در آن نیست!
  نقش سخنران، مداح و مستمعین در هیئت
  هیئتی ها به هوش باشید!
  هیئت کلاس انسان سازی است
  توصیه به سخنرانان هیئتی!
  فداها ابوها
  "هر کس که نهاده است به این خانه قدم را"
  پادکست صوتی | رمز عملیات ...
  فرزندی که عدالت ایجاد می کند!
  تو برای چه خلق شده ای؟
  بازار حسن!
  مهمترین بخش زندگی امام حسن عسکری علیه السلام
  باید در محضر اهل بیت شاگرد شویم!
  اولین جلسه از سلسله جلسات روضه انتظار
  ای فاطمه را شمیم کی می آیی؟
  تفاوت را احساس کنید!
  معیار دوست خوب چیست؟
  "تبسّم با لب خشکیده"
  جلسات هفتگی هیئت روضه الزهرا با رویکردی جدید
  قابل توجه مخاطبین هیئت روضه الزهرا و جامعه هیئتی استان خوزستان
  برنامه ماهیانه سلسله جلسات روضه انتظار
  "فریاد استغاثه ما"
  تنبلی و بی حوصلگی
  اولین مراسم هیئت روضه الزهرا اهواز در ماه ربیع الثانی
  توجه به برادران ایمانی
  ۷ شرط امام حسن(ع) در قرارداد صلح با معاویه
  نجات خاندان پیامبر از قتل عام معاویه
  اصل و نسب محور انتصابات معاویه
  توحید، اقیانوسی بی کران
  رهایی از آلودگی های حکومتی
  برخورد امام حسین علیه السلام در جلسه ای خصوصی
  کار تشکیلاتی نصرت امام معصوم است
  توحید گرایی، فضای حاکم بر تشکیلات
  قیام علیه طاغوت درون
  ملال آور ترین درد
  احادیث ناب جعفری
  ضمانت بهشت!
  شتر بان نورانی!
  نوجوان دانا
  من محمد هستم!
  مردی در مکه ظهور کرد!
  اطلاعیه| اهواز هیئت کجا بریم؟
  وحدت در افکار یا با افراد؟
  چگونه امت واحده تشکیل می شود؟
  باز نشر| پرونده ویژه "اختلاف ممنوع"
  جشن‌های وحدت‌شکن در شأن ائمه نیست
  نقش هیأت‌ها در حراست از سبک زندگی اسلامی
  ایثار حضرت خدیجه؛ الگویی برای بانوان
  کجا بایستی "شیک و مجلسی" باشیم؟
  ۱۴ سال پاکی به لطفِ نگاهِ "امام حسین"
  چیزی شبیه معجزه برای کسی شبیه جُون
  جهاد رمز ظهور مهدی فاطمه
  نهم ربیع‌الاول؛ وحدت یا برائت؟!
  لازمه انتظار خودسازی است
  آماده باش!
  انتظار، حرکت یا سکون!؟
  بزرگترین وظیفه‌ی منتظران
  ما باید خود را برای سربازی امام زمان آماده کنیم
  نزدیکی به ظهور
  زمینه ظهور را باید با حاکمیت قرآن و اسلام آماده کرد
  تفاوت کارکردهای هیئت و مسجد در برنامه روایت هیئت
  اتحاد وسیله‌ای برای افزایش کارکردهای هیأت است
  برگزاری دومین سوگواره هنری اربعین
  رزق بهشتی به چه مالی تعلق می‌گیرد؟
  چگونه امام حسن صلح با معاویه را پذیرفت؟
  درس‌هایی تشکیلاتی از سوره حجرات
  هیئات به دنبال رفع نیازهای مردم هستند
  هیأت‌های شاخص را باید در عرصه جهانی فعال کنیم
  عادل کسی است که بر مدار امام حرکت می کند
  اطلاعات کمتر شنیده شده از آخرین پیامبر خدا روی زمین
  معجزه ای برای تاکید بر برپایی نماز اول وقت
  کاروان پیاده‌روی اهل سنت برای زیارت امام رضا
  زائران حرم رضوی سوگوار شهادت پیامبر اکرم و امام حسن‏‌ مجتبی
  ۸ فایده رفتن به مسجد در کلام امام حسن
  نگاهی به تنها روضه شهادت امام سجاد در دهه ۴۰ خورشیدی
  زیارت، بکاء و اقامه عزا؛ راه‌های اتصال به سیدالشهداء
  به‌ جای امتحان به خدا اعتماد کنید
 
 
 
::  صفحه اصلی ::  تماس با ما ::  پیوندها ::  نسخه موبایل ::  RSS ::  نسخه تلکس
© روضه نیوز 1390
info@rozenews.com
پشتیبانی توسط: خبرافزار