درباره ما   |  تماس   |  ارسال خبر   |  پیوندها  
  صفحه اصلی     اخبار     استان ها     اندیشه     چند رسانه ای  
سه شنبه، 21 آذر 1396 - 10:07   
  روی خط روضه:  
- اندازه متن: + -  کد خبر: 16576صفحه نخست » اخبار کوتاهجمعه، 10 دی 1395 - 13:03
استاد پناهیان خطاب به فعالان فرهنگی؛
«فعالیت فرهنگی» فوق‌برنامه نیست، اصلِ کارِ شماست
استاد پناهیان در جمع بانوان فعال فرهنگی اهواز گفت: چرا کارهای فرهنگی ما جنبه فوق‌برنامه‌ای دارد، به کارهای خود جنبه اصل برنام‌ه‏ای بدهید
  

«فعالیت فرهنگی» فوق‌برنامه نیست، اصلِ کارِ شماست به گزارش روضه نیوز ؛ متن کامل سخنرانی حجت‌الاسلام‌والمسلمین علیرضا پناهیان در جمع بانوان فعال فرهنگی خوزستان را در ادامه می‌خوانید.

«فعالیت فرهنگی» فوق‌برنامه نیست، اصلِ کارِ شماست

بسم الله الرحمن الرحیم

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِین وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِین. 

فعالان فرهنگی به عرصه‌های بین‌المللی وارد شود ایجاد شبکه های اجتماعی

یکی از مهم‌ترین اقدامات در فعالیت‎های فرهنگی بانوان، خصوصاً در چنین شهری با این زمینه‏ها که فعالیت‏ها مقدماتی انجام شده است، شبکه‏سازی اجتماعی است. مقدمه این کار چیست؟ فعالیت‏ها عمومی، تبلیغی، هیئتی و مسجدی در این شهر به خوبی انجام شده است. ایجاد انس در این شهر انجام شده است. اکنون زمان این است که ما از این فضا استفاده کنیم. استفاده از این فضا که بالأخره زمینه اجتماعی و نفوذ معنوی بالاست، به این است که ما شبکه اجتماعی درست کنیم. شبکه اجتماعی درست کردن یک کاری فراتر از تبلیغات انجام دادن و فراتر از جاذبه‏های فرهنگی است و به‌شدت هزینه‏ها را کاهش می‌دهد حتی درآمدزایی ایجاد می‌کند.

فعالان فرهنگی به عرصه‌های بین‌المللی وارد شود قدرت شبکه سازی

آن بحثی که باموضوع تشکیلات در اربعین مطرح کردم، دریک دهه در دانشگاه هنر هیئت محبین اهل‏بیت مطرح کرده بودم، اگر آن را پیگیری کنید نکاتی در آن است که با این بحث مناسبت دارد. دیگر این موضوع را زیاد بسط ندهم.اگر شما شبکه‏سازی اجتماعی نداشته باشید باید با تبلیغات تلویزیونی و با یک مداح و سخنران برجسته و جذاب جلسه تشکیل دهید، ولی اگر شبکه‏ای داشته باشید که معلوم باشد این افراد چگونه با هم مرتبط هستند، هر سرگروهی 10 نفر، هر کدام از آن 10 نفر، 10 نفر و با این ابزار ارتباطی که امروز کار را آسان کرده است می‌توانید بگویید در عرض 1 ساعت با موبایل یا هر وسیله دیگری به شیوه شبکه اجتماعی می‌توانید نیمی از بانوان اهواز را برای فلان اجتماع جمع کنیم و این یک قدرت است.

فعالان فرهنگی به عرصه‌های بین‌المللی وارد شود تفاوت شبکه سازی های غربی و دینی

فرق شبکه‏ سازی اجتماعی برای ما با شبکه‏سازی اجتماعی که دشمنان ما از طریق اینترنت، موبایل و شبکه‏های ارتباطی اجتماعی در اینترنت - مثل تلگرام و واتس‏آپ - ایجاد می‌کنند این است که ما آدم‏ها را می‌شناسیم و به هم مرتبط می‌کنیم، ولی آن‏ها نه فقط شماره‏های همدیگر را دارند. آن ارتباط عمیق و وسیق را نمی‏توانند بین افراد حتی ضدانقلاب حرفه‏ای برقرار کنند، ولی ما می‌توانیم این ارتباط عمیق را برقرار کنیم. حتی باید مانورهایی گذاشت. مثلاً اگر ما چند ماه روی شبکه‏سازی اجتماعی کار کردیم، یک مانور بگذاریم بگوییم جمعه 10 صبح، می‌خواهیم 10 هزار نفر را بدون سروصدا یکجا جمع کنیم، فقط به هم می‌گوییم بلند می‌شویم می‌آییم، بر اساس وظیفه تشکیلاتی که باید مقدماتی طی شود تا آدم به اینجا رسیده باشد، نیروها را توجیه کرده باشید.دشمنان دین این بلاها را به سر ما آوردند. وقتی پیامبر گرامی اسلام(ص) شروع به سخنرانی در روز غدیر کردند یک‌دفعه دیدند چند هزار نفر از پای منبر پیغمبر آبستراکسیون کردند، انگار با هم از قبل قرار گذاشتند و بلند شدند و رفتند و جلسه را به هم زدند که در روایت عجیب است که پیغمبر(ص) به امیرالمؤمنین علی(ع) فرمودند برو جمعیت عقب را به جلو بیاور تا بتوانم به سخنرانی خود ادامه بدهم؛ یعنی ضربه خود را به جلسه زدند، این‏ها قرار گذاشته بودند، هر کسی با رئیس قبیله خودش هماهنگ شده بودند که نباید بگذاریم این سخنرانی پیغمبر بگیرد.

فعالان فرهنگی به عرصه‌های بین‌المللی وارد شود شبکه سازی برای فعالیت های تربیتی

ما باید شبکه‏سازی اجتماعی داشته باشیم و در آن فعالیت‏های فرهنگی تربیتی خود را انجام دهیم و فقط هم مصرف این شبکه‏های اجتماعی کارهای تجمعی نیست. آن یک مانوری است و گاهی ضرورت پیدا می‌کند ولی از این طرف کارهای تربیتی که می‌خواهید بکنید کار چهره به چهره را انجام دهید. خب این معنا ندارد، ما تا کی می‌خواهیم یک نفر بالا بنشیند همه پایین بنشینند گوش دهند و بلند شوند به خانه خود بروند. ما باید این را تغییر دهیم، از نظر روش باید یک نفر برای 10 نفر صحبت کند، الآن اتفاقی که شبیه آن اینجا دارد می‌افتد، الآن با همه بانوان مذهبی که صحبت نمی‏کنم با یک گروهی صحبت می‌کنم که این‏ها بعداً بروند کار انجام دهند، شما طبیعتاً می‌روید و این‏ها را منتقل می‌کنید.

برخی از همین شهدای بزرگوار اربعین یکی از پسرها یا داماد و بستگانی از این دست توضیح می‌دادند که این‏ها می‌آمدند سی‏دی‏های شما را چطوری بین مردم توزیع می‌کردند. حالا من از این کارها خبر دارم از این کارها و بهتر از این هم می‌شود انجام داد، یک خانمی در تهران است خودش سی‏دی‏ها و سخنرانی‏های ما را گوش کرد و محل مراجعه دانش‏آموزان و دانشجویان برای مشاوره است. بعد به آن می‌گوید شما این نوارها را گوش کن، ببینم حالت بهتر می‌شود یا خیر، مثل قرص و دارو نوشتن، خیلی هم کارش گرفته است. بد نیست این خانم را یک‌بار به اینجا دعوت کنید تجربه خیلی بالایی دارد. ایشان فهرستی از نسخه‏های خودش را بنویسد برای انواع دختران که چه مشکلاتی دارند، چه بحث‏هایی را پیشنهاد می‌کند. حالا بحث‏های بنده ضعیف است، بحث‏های قوی‏تر و بهتر را آدم پیدا می‌کند و نسخه‏نویسی می‌کند، می‌گوید چه کسی چه مشکلی دارد فلان مطلب را به او می‌دهد.

فعالان فرهنگی به عرصه‌های بین‌المللی وارد شود ایجاد یک تشکیلات منسجم از طریق شبکه سازی

سخنرانی برای جمع یک کار فوق‏ العاده حداقلی است یا اگر آدم بخواهد جریان‏سازی اجتماعی کند برخی جاها کار حداکثری است. ولی کار تربیتی بیشتر کار فردی است و نمی‏توانید به تعداد آدم‏ها و دسته‏های کوچک آدم‏ها مربی داشته باشید پس باید مربی بسازید و در جریان شبکه‏ سازی اجتماعی خیلی از نیروهای شما مربی می‌شوند، سطح ارتباطی‏ شان بالا می‌رود مجبور می‌شوند با هم کار کنند. زرنگی کردن است که دو هزار نفر از مؤمنین بیایند در مسجد بنشینند هیچ‌گونه ارتباطی با هم نگیرند به‌به و چهچه برای معارف دینی بگویند، بلند شوند هر کدام بروند برای خود در زندگی آن‏ها را پیاده کنند. این زرنگی و فریب دادن خود است. اگر شما راست می‌گویید می‌خواهید دین‌داری کنید با رفیق و بغل‌دستی خود ارتباط بگیرید و با هم کار کنید، در کار اختلاف‏نظرها و سلیقه‏ها رو می‌آید، حالا همدیگر را تحمل کنید به نفع هم کوتاه بیایید عیب همدیگر را بعد از تمام شدن کار بپوشانید، عیب همدیگر را به عهده بگیرید، خوبی خودتان را به بغل‏دستی خود بدهید،بگویید قسمت خوب کار برای ایشان بود، خراب شد تقصیر من بود. این‏ها بحث‏هایی است که در تشکیلات و انسجامی که باید بین افراد ایجاد شود، در شبکه‏سازی مطرح می‌شود. خیلی راحت بعد تبدیل به یک قدرت- حتی یک قدرت اقتصادی - می‌شوید، چه اشکالی دارد از این شبکه برای قدرت اقتصادی استفاده کنید.

فعالان فرهنگی به عرصه‌های بین‌المللی وارد شود کارآفرینی از طریق شبکه سازی های اجتماعی

خانم‏ها می‌خواهند خرید کنند، برنج برای خانه بخرند، از کجا بخرند؟ الآن شما چند هزار نفر را می‌توانید در اهواز به‌صورت شبکه‏ای سازمان‌دهی کنید که حتی برایشان تعیین کنید که بچه‏ها بروید از این مغازه خرید کنید، یا هر کسی برنج می‌خواهد ما می‌خواهیم مستقیماً یک تریلی از شمال بیاوریم 10 درصد ارزان‌تر می‌شود، شما چند نفر را می‌توانید ساماندهی کنید؟ که دیگر تبلیغات عمومی نشود!به‌طور تقریبی 5 هزار نفر شاید هم بیشتر اما بستگی به حوزه‏ای دارد که هر یک از خواهران کار می‌کنند، مثلاً ما با بچه‏های دانشگاه و تشکلات در ارتباط هستیم تعداد بیشتری را می‌توانیم پوشش دهیم.

مثلاً 5 هزار نفر، 5 هزار نفر در اهواز یک اقتصاد بزرگ است. از این 5 هزار نفر 2 هزار نفر در سال بخواهند چادر بخرند، شما آن چادر را بخرید 10 درصد برای تخفیف را کنار بگذارید و 10 درصد هم سود مجموعه بگذارید یک قدرت اقتصادی می‌شوید. من این‏ها را صحبت کردم صحبتی که احتمالاً پخش نشد، در هیئت شهدای گمنام انجام دادم. به آن هیئتی‏ها گفتم، می‌گفتم چند نفر شما تسبیح دارید معلوم شد از 2 هزار نفر آنجا هزار نفر آماده در جیبشان داشتند، حالا بقیه هم داشتند منتهی در خانه‏شان بود، در طول سال چند تا هیئت این‏جوری در تهران است، مثلاً هزار تا، هزار ضرب در هزار، تهران و شهرهای دیگر را حساب کنید یک میلیون، این یک میلیون سالی چند تسبیح می‌خواهند حساب کنید؟ سالی یک میلیون تسبیح می‌شود، شما برای سالی یک میلیون می‌توانید کارخانه تسبیح بزنید، پول این تسبیح‏ها با سود 50 درصد چه کسی می‌برد؟ چین. آمده نشسته نگاه کرده دیده این‏ها تسبیح می‌خواهند، گفته سال اول این‏ها تسبیح خود را دانه‏ای 20 هزار تومان می‌خرند، سال اول 10 هزار تومان بفروش، تسبیح‏ها را آورده دانه‏ای 10 تومان فروخته و کارخانه‏های ما ورشکست شدند، چون کارخانه‏های ما دیگر سود نمی‏کردند. سال بعد که کارخانه‏ها تعطیل شدند تسبیح را 30 تومان فروخت! همه پولش به چین می‌رود! اقتصاد مقاومتی یعنی چه؟ یعنی ما دورهم جمع شویم خودمان اقتصاد خود را اداره کنیم. شما تصمیم بگیرید یک فروشگاهی را احیاء کنید، ممکن است نتوانید برخی از مغازه‏ها و کارخانه‏ها را تعطیل کنید؛ می‌توانید بگویید 5 هزار نفر خریدار تضمین می‌کنیم، این 5 هزار نفر سالی یک روسری که می‌خرند، این یک مغازه عجیب غریب می‌شود! من 5 هزار نفر مشتری تضمین‏شده دارم. این سود را چه کسی می‌برد؟ یک ذره یک ذره این و آنی که معلوم نیست این پول را کجا خرج می‌کنند. شبکه‏سازی اجتماعی و تشکیلات را جدی بگیرید.

«فعالیت فرهنگی» فوق‌برنامه نیست، اصلِ کارِ شماست

فعالان فرهنگی به عرصه‌های بین‌المللی وارد شود دوره فعالیت های سنتی گذشته

کار معنوی به شیوه سنتی، دیگر دوره‏اش گذشته است. این را رسماً در بیت گفتم. من چه حرفی برای مؤمنین دارم جز حرفی که آنجا زدم و جاهای دیگر توضیح دادم. از نظر سیاسی بهترین شیوه درست کردن رأی شبکه‏های اجتماعی است. از نظر فرهنگی و تربیتی بهترین شیوه همین شبکه است. یک نمونه دیگر مثال بزنم. اوایل دوران اصلاحات بوداصلاً حضور روحانی در دانشگاه معنا نداشت، این‏قدر علیه روحانی و طلبه‏ جماعت جو درست کرده بودند. من هم در دانشگاه تهران تدریس و صحبت می‌کردم و آنجا حرکتی داشتیم. 5، 6 بچه حزب‏اللهی آمدند که می‌خواهیم کار کنیم. حالا تلویزیون تازه 7، 8 تا از صحبت‏هایم را پخش کرده بود و جذابیتی ایجاد شده بود که شما بیایید اسم شما را روی دیوار بزنیم بچه‏ ها در آمفی‌تئاتر جمع شوند.

گفتم چند نفر جمع می‌شوند؟! آمفی‏ تئاتر 500 نفره چند نفر جمع می‌شوند؟ آن‏ها 100 نفر را تخمین زدند و آن زمان 100 نفر خیلی بود. گفتم من به 100 نفر قانع نیستم، شما بیایید کار شبکه‏ای کنید. این تجربه‏ای است که به شما نقل می‌کنم حالا شما جزئیات داستان را تا آخر ببینید. گفتم شما 5 نفر هر کدام چند نفر می‌توانید جور کنید؟ قرار شد هر کدام 5، 6 نفر جور کنند. گفتم 2، 3 نفر یا هر چقدر که می‌توانید درست کنید، هر کدام رفتند دوستانشان را آوردند و یک جلسه 40، 50 نفره کاری درست شد. گفتم بچه‏ها من می‌خواهم نهج‏ البلاغه بگویم بحث‏هایی در مورد جوانان که به دردشان می‌خورد، هر کدام از شما چند نفر را می‌توانید پای‌کار بیاورید؟ آن‏ها فکر کردند هر کدام 5، 6 نفر یا 10 نفر بیاوردند و ثبت‏ نام کنند که شما می‌آیید قول می‌دهید ریزش ‏ها را هم حساب کنید و بعد ثبت‏ نام کنید. گفتم زمان را بعداً می‌گویم.

زمان اول دوران اصلاحات، موبایل زیاد نبود تازه آجری برخی‏ها داشتند. چیزی حدود 400 نفر ثبت‏نام شد، گفتم حالا به دیوار بزنید ثبت‏نام برای کلاس نهج ‏البلاغه فلانی، گفتند کسی نمی‏آید، گفتم بزنید یک 10 نفر هم این‏طوری می‌آیند. اولین جلسه ‏ای که تشکیل دادیم سالن پر بود، حالا آن زمان سران اصلاح ‏طلب به دانشگاه تهران می‌آمدند 20 نفر جمع می‌شد! جو دست آن‏ها بود ولی همه داشتند شاخ درمی‌آوردند این‏ها چطور جمع شدند؟! مگر یک طلبه روضه ‏خوان چقدر طرفدار دارد؟! ما هم دوربین تلویزیون را برداشتیم آوردیم آن برنامه بهترین برنامه جوان شد. بعد به آقای رحیم‏ پور ازغدی گفتم اینجا بستر خوبی است، بعد از اینکه من صحبت می‌کنم ممکن است نصف سالن بیرون برود، ولی شما بیایید صحبت کنید، من آن دوربین و بچه‏ ها را نگه می‌دارم صحبت شما را هم بشنوند و هم ضبط می‌کنند تا پخش شود، آقای رحیم‏پور ازغدی از آنجا تلویزیونی شد، ما جمعیت پای‌کار خود را با شبکه داشتیم نه با اطلاعیه. هر کسی نگاه می‌کرد دانشگاه تهران، هر چه فکر می‌کردند که دانشگاه تهران که در تسخیر ماست، چرا برای ما جمع نمی‏شوند؟ چون ما کار شبکه‏ای کرده بودیم.حالا شما در میان بانوان ‌اگر کار شبکه‏ای کنید انگیزه‏های فرهنگی آن‏ها را افزایش می‌دهید. شما خواستید روی کسی کار کنید بگویید از الآن شما مسئول گروه هستید، خیلی فرق می‌کند تا اینکه من مصرف‏کننده و شنونده باشم و بروم تا اینکه من مسئول تیم شوم. می‌توانیم به او بگوییم به بچه‏هایتان این مسئله را گفتید، این کار را کردید، این تکه حجاب را گفتید، این کم‌کم روی خودش اثر می‌گذارد احساس مسئولیت می‌کند.

پس پیشنهاد و نکته اول بنده این است شما وارد شبکه‏سازی اجتماعی و کار تشکیلاتی شوید. اصلاً فایده ندارد ما همین‏جوری صدا بزنیم خانم‏ها و آقایان اتحاد خود را حفظ کنید، خب ظرف این چیست؟ ما تشکیلات داریم در این تشکیلات اخلاق اجتماعی خود را تقویت می‌کنیم. من به آن بحث‏ها برنگردم.

فعالان فرهنگی به عرصه‌های بین‌المللی وارد شود مرحله دوم تقسیم کار 

نکته دوم تقسیم‌کار است باید بین ما تقسیم‌کار صورت بگیرد. یک نفر باید سراغ جذب بی‏حجاب ها برود بگوید بی‏حجابی شما هم اشکال ندارد، یک نفر باید برود به بی‏حجاب‏ها بگوید چرا اشکال ندارد، شما دارید ضربه می‌زنید، من به تقسیم‌کار معتقدم. یک نفر تند، یک نفر میانه‏رو و یک نفر کند باشد، بالأخره مردم این‏طوری هستند. شما باید با همه این‏ها ارتباط بگیرید ولی ته این تشکیلات به هم مرتبط باشد.

در تهران این کار را کردم پایین خیابان ولیعصر نزدیک میدان فلسطین به نام شهدای گمنام هیئت دارم، هفتگی تاریخ اسلام می‌گویم. هیئت اخلاق دارم. هیئت دومی را که می‌خواستم مثال بزنم، حالا من یک نفر هستم؛ بچه‏های هیئت اول اعتراض کردند گفتند آقا شما داری به هم می‌زنید، الآن پاتوق شما اینجا شده بود، گفتم شما نگران نباشید من نمی‏گذارم جمعیت این دو با هم قاطی شود، می‌گفتند یعنی چه؟ جمعه وقت بچه‏ها آزادتر است به این هیئت می‌آیند! گفتم خیال شما راحت باشد یک جمعیتی آنجاست یک طور حرف می‌زنم، یک جمعیتی اینجا هستند طور دیگر با آن‏ها حرف می‌زنم. اصلاً من نوع حرف‏هایم فرق می‌کند من نمی‏توانم یک جور صحبت کنم، من دارم دق می‌کنم و نمی‏توانم همه حرف‏هایم را آنجا بزنم. شاید این بحث تنها مسیر را برخورد کرده باشید، بحث جلسه دوم است، جلسه اول هم تاریخ اسلام است، اصلاً دو محیط و دو سبک است، اصلاً دو مخاطب دارد. من تا 3، 4 نوع مخاطب دیگر می‌توانم جمع کنم ولی وقت و ثبات ندارم. بعد اصلاً نمی‏گذاشتم این‏ها قاطی شوند. وقتی در دفتر کار خودم یک کتاب از من بیرون آمد مقدمه آن را به‌صورت نثر ادبی نوشتم و بقیه کتاب را به‌صورت پیاده شده سخنرانی، یکی از همکاران من می‌گوید چقدر مقدمه کتاب عالی بود، بقیه را اصلاً نتوانستم بخوانم حوصله‏ام نکشید. یکی دیگر از همکارانم می‌گوید بقیه عالی بود، مقدمه چیز مزخرفی بود، دو رفیق من که دو سلیقه دارند، هر دو را باید به دعای کمیل ببرم؟ هر دو را یک جور جلسه ببرم؟ این ظلم است. جلساتی داشته باشید که روی زمین بنشینند و همچنین جلساتی بگیرید که روی صندلی باشد. ما یک زمانی این کارها را در تهران دوره اصلاحات انجام می‌دادیم. هیئت رزمندگان جلسه در اصفهان، همدان و تهران می‌گرفت، من این‏ها را تجربه کردم، دیگر خودم خسته شدم و آن را رها کردم، فقط خواستم اثبات کنم می‌شود. یک دهه اصفهان رفتیم قبلش می‌گفتم این جوانان شما که با جوانان لاابالی رفیق هستند چه کسانی هستند؟ بگویید به اینجا بیایند، می‌آمدند.

می‌گفتم این‏ها را دعوت می‌کنید جلسه این‏طوری، در آمفی ‏تئاتر این‏ شکلی در بالای شهر، قهوه و نسکافه می‌دادند، بعد یک وقت اسپند دود نکنید، آنجا یک ادکلن فلان جوری باشد. یک جلساتی می‌شد شبیه جلسات بیخود. منتهی چون محرم بود آن‏ها با لباس‏ها و سرووضع خراب ولی نوعاً مشکی می‌آمدند. جالب است در اصفهان و همدان این کار را می‌کردیم. حالا در همدان مشکل داشتیم امام‌جمعه نمی‏گذاشت. من رفتم التماس کردم که این جلسه من است از شما خواهش می‌کنم، قبول کرد. قبل از سخنرانی ما یک نفر نی می‌زد، این‏ها که مداحی نمی‏خواهند این نی می‌خواهد، آن‏ها هم کیف می‌کردند، بعد سؤالاتی که می‌کردند چه سؤالاتی بود؟

فعالان فرهنگی به عرصه‌های بین‌المللی وارد شود مسئولیت غیرمحجبه‌ها با شماست!

یک خانمی در همدان بلند شد گفت من از دینی که به اجبار به کشور آمده خوشم نمی‏آید و متنفرم و حالم بهم می‌خورد. من گفتم ما هم اتفاقاً از آن دین متنفریم خیلی بیخود کردند به‌اجبار آمدند. منتهی شما در قصه‏ های عشق و عاشقی و افسانه ‏های قدیمی نشنیدید که دو پادشاه با هم درمی‌افتند پسر و دخترشان عاشق هم می‌شوند، این بد است؟ گفت نه. گفتم دو پادشاه در ایران و عرب آن زمان با هم درگیر شدند، دختر و پسرهایشان عاشق هم شدند، ما مردم هم عاشق اهل‏بیت شدیم اصلاً ربطی به آن ندارد. دختر نشست. مادرش آمد بیرون جلسه، می‌گفت من دخترم را به‌اجبار اینجا آوردم ولی از اول تا آخر از شدت تنفر به شما نگاه نمی‏کرد، آخر جلسه برگشت به من گفت من دلم آرام گرفت، از این دین خوشم آمد، خدا خیرتان بدهد، هم مادر و هم دختر غیر محجبه بودند. در مورد آن سؤال که فرمودید که سخت بگیریم یا سهل؟ هر دو را بگیرید، کارها را تقسیم‏بندی و تخصصی کنید، همه کارها نباید یک‏جور باشد. یکجا مداح ببرید یکجا یکی نی بزند. من نمی‏خواهم نی زدن را رواج دهم. تمام این غیر محجبه‏ ها همه اهل شمع نذر کردن هستند، این‏هایی که شمع نذر می‌کنند باید کجا بروند؟ در شهر شما کجا بروند؟ و این‏جوری با خدا مناجات کنند، این‏ها کجا باید بروند؟ اگر شما جایشان را تعیین نکنید دشمن شما جایشان را تعیین می‌کند. از آن‏ها هم استفاده می‌کنند، چند نفر بروید آن‏ها را جمع کنید. تا دیدید کسی زمینه دارد در آن جلسه بفرستید، اصلاً بروید طلبه بشوید. چرا ما همه را یکی می‌کنیم؟

در دانشگاه هنر مسئول نهاد بودم، یک هیئت داشتیم و یک دفتر هنر و ادبیات، برخی‏ها را به هیئت و برخی‏ها را به دفتر و هنر ادبیات می‌فرستادم. کسی که مسئول دفتر هنر و ادبیات بود شیمیایی بود بعداً به شهادت رسید، آن کسی که مسئول هیئت بود او هنوز شهید نشده است او هم مجروح و جانباز 70، 80 درصد است. ولی بالأخره دو تشکیلات بود، نمی‏خواهم فرق این دو آدم را بگویم ولی هر کدام یک مدلی بودند.

پس بعد از تشکیلات، بحث تخصصی‏ کار کردن شد. تخصصی کار کردن باعث می‌شود ما انواع اقسام طبقات جامعه را در بربگیریم. مثلاً شما جلسه می‌گیرید معلم، دانشجو، خانه‏دار در آن است، این غلط است. من بدبخت بیچاره نمی‏توانم مخاطب خودم را تفکیک کنم، البته همین کاری که الآن می‌کنیم همین تفکیک است؛ که عملاً جایی بتوانیم انجام می‌دهیم، ولی دیگر جلسات عمومی ما این‏طور است که عمومی است. اخیراً می‌خواستیم بحث تنها مسیر را مکان و مسجد آن را عوض کنم، گفتم یک‌بار بیایم و مسجد شما را ببینم، گفتم مسجد شما نمی‏شود. گفت چرا؟ گفتم شما مردم محلی دارید محلی‏ ها یک نیازهایی دارند، من می‌خواهم صفر تا صد جمعیت محلی نباشند جوانانی باشند که فقط برای این بحث آمدند، پایگاه شما فعال است نمی‏خواهم. پایگاه شما فعال است آدم‏هایی می‌آیند که نیازهای متنوع دارند، من می‌خواهم جلسه تخصصی بگیرم، اینجا این کار نمی‏گیرد، قاطی می‌شود و حرف‏هایم هم قاطی می‌شود. پس ما باید از حیث شیوه، ابزار کار، شیوه ارتباط، شیوه برنامه، محتوا و... کار تخصصی کنیم. مانتوهایی مانتوی خود را از کجا باید بخرند؟ شما که چادری هستید پس مانتویی‏ها به جهنم؟! بله دیگر دیگران به آن‏ها مانتو می‌فروشند و جامعه شما هم به جهنم می‌شود! شما باید مانتو بفروشید. تبلیغات مانتوفروشی طوری باشد که آن‏ها را جذب کنید.
به کارهای اصلی بپردازید!

فعالان فرهنگی به عرصه‌های بین‌المللی وارد شود کار فرهنگی فوق برنامه نیست!

نکته‏ ای که خواستم عرض کنم و به برخی از مثال‏هایم ربط پیدا می‌کند اینکه اکثر کارهای فرهنگی که انجام می‌دهیم فوق‌برنامه است. ما خیلی عجیب هستیم. یک کارهای فرهنگی انجام می‌دهیم انگار اینجا اسرائیل، آمریکا یا فوقش لبنان است، مملکت دست ما نیست ما داریم یک کار فرهنگی می‌کنیم. چرا کارهای فرهنگی ما جنبه فوق‌برنامه‌ای دارد، خواهش می‌کنم به کارهای خود جنبه اصل برنامه‏ای بدهید. شما چرا نمی‏روید مدرسه بزنید؟! مدرسه بزنید. دیروز خدمت حضرت آیت‏ الله جزایری عرض می‌کردم که خوب است حوزه ‏ها مدرسه و دبستان بزنند.

نمی‏دانم با طرح امین آشنایی دارید یا خیر، گفتم حاج‌آقا به آنجا طلبه می‌فرستیم تا در مدرسه کار کند، درس‏های اصلی هم نمی‏دهد کارهای فرهنگی بکند، آن هم جای خودش، ولی من می‌خواهم مدرسه بزنم می‌خواهم ریاضی و جغرافیا یاد بدهم، من می‌خواهم نمره بچه دستم باشد، می‌خواهم از بچه پول بگیرم، چرا یک فرد دیگر آنجا مدیر باشد من بروم کار فوق‌برنامه بکنم؟! من می‌خواهم کار برنامه بکنم. ایشان به یکی از دوستان فرمودند بیایند تهران و تجربه ما در تهران را به اینجا بیاورند و بعد خودشان هم تشریف بیاورند ببینند. مثلاً مذهبی‎ها دم بوتیک فروشی می‌روند می‌گویند لطفاً اینجا بزنید بی‏حجاب وارد نشود، این یعنی کار فوق‌برنامه! آقا بوتیک فروشی بزن، اصلاً من خودم بوتیک می‌زنم، چرا این کار را می‌کنید؟!

بسیاری از کارهای فرهنگی ما فرقی با قبل از انقلاب ندارد. همیشه جنبه فوق‏ برنامه ‏ای و حاشیه‏ای هستیم. در متن بروید، یک گروه‏ها و لایه‏هایی از شما کار فوق‏برنامه‏ای بکند یک گروه‏هایی از شما کار برنامه بکند. برنامه چیست؟ مثلاً مساجد اهواز بیاید از مدرسه آدم جذب کند و در مسجد کاری انجام دهد که مدرسه درست کند. اتفاقاً این نیرو در اهواز وجود دارد. دیروز به شهر کارون رفتم آنجا خدمت دوستان عرض کردم که دبستان‏‌های اینجا را شما اداره کنید، دبستان غیرانتفاعی با کمترین هزینه دست شما باشد. دوستان گزارش می‌دادند ما اینجا با آموزش‏ و پرورش گفت‏گو می‌کنیم گاهی تعامل و گاهی مشکل داریم، یکی از مدیران مدارسمان الآن جزء ضدانقلاب‏ها در لندن است. شما الآن می‌خواهید به آموزش‏ و پرورش بگویید خواهشاً یک مدیر خوب بگذارید، بعد بخواهید در مدرسه نفوذ کنید تا دانش‌‏آموز جذب کنید، پس خودتان دبستان بزنید. یکی از پیشنهاد‏های جدی من به شما این است، من در تهران دارم پیگیری می‌کنم مکانش را دارند پیگیری می‌کنند، دانشگاه بزنید. ان‌شاءالله دبیرستان، دبستان و مهدکودک می‌زنید. دفعه بعد که اینجا آمدم باید با مسئولان مهدکودک جلسه بگیرم. نه اینکه ایشان در این مهدکودک کار می‌کنند قرآن یاد می‌دهند، ولی چه کسی مهدکودک را اداره می‌کند چه کسی ساخته، چه کسی پولش را می‌گیرد؟ مگر خودمان چلاق هستیم؟ خودمان مهدکودک و دانشگاه می‌زنیم. بنده سال‏هاست شاید حدود 30 سال است طرحی در ذهنم هست - از زمانی که مسئول تهذیب بودم، مسئول فرهنگی بودم در جامعة‎الزهرا، بعد معاون فرهنگی مرکز مدیریت حوزه علمیه خواهران شدم - پول و وقت ندارم به این کارها بپردازم، فقط طرح می‌دهیم هیچ‌کس هم گوش نمی‏کند. بعد می‌گویند چقدر اثر کلام شما بالاست، من که اثر کلام از خودم ندیدم، برای بی‏لیاقتی من هم هست.

رشته آموزش عالی دانشکده‏ای برای موضوع علوم خانواده، یک مادر خانه‏دار چند علم لازم دارد؟ بهداشت، تغذیه، کمک‏ های اولیه، تربیت فرزند، همسرداری، روانشناسی کودک، روانشناسی رشد، این‏قدر علوم به‌اندازه دکتری با شاخه و گرایش‌های مختلف هست که می‌توانیم درس بدهیم. دختران دانشگاه خود را فرستادیم دانشگاه، آن وقت چه می‌خوانند؟ مهندسی مکانیک، آخر شما می‌خواهید مکانیک شوید، می‌خواهید پای تریلی بروید؟! مدرک می‌خواهم، خب مدرک را ما می‌دهیم، مگر ما چلاق هستیم. الآن الحمدلله حضرت آیت‌الله جزایری پشتیبان شما هستند هیئت‌علمی درست کنید دانشگاه بسازید، چرا فقط حوزه می‌زنید؟ یک دختری نمی‏خواهد دانشگاه برود، حوزه بزنید در کنارش دانشگاه هم بزنید. نه ما فقط مذهبی‏ها را می‌گیریم! خیر، قرار شد شما بروید در قسمت جدی زندگی مردم دخالت کنید. اگر شما مسئول یک دانشکده پرستاری غیرانتفاعی در اهواز بودید، الآن با من این جلسه را می‌گذاشتید؟ یا کارتان خیلی پیشرفته‏تر می‌شود؟ شما چند خانم دکتر استاد دانشگاه می‌توانید جمع کنید یک دانشکده پرستاری غیرانتفاعی بزنید؟ به خدا در اهواز می‌توانید این کار را کنید. زمینش را بگیرید یک شهریه‏ای کمتر از دانشگاه آزاد بگیرید بلند می‌شود می‌آید، چون می‌خواهد مدرک پرستاری بگیرد و پرستار شود. شما می‌توانید بزنید یا خیر؟ پس چرا نمی‏زنید. این یعنی ما در برنامه نرفتیم مدام در فوق‌برنامه کار می‌کنیم.

دانشکده هنرهای تجسمی، مثلاً شما می‌خواهید در زمینه اینترنت کار کنید، من می‌خواستم اینجا بگویم یکی از زمینه‏ های فعالیت شما چیست؟ اینترنت و شبکه‏های اجتماعی. شما گرافیست دارید؟ ندارید، باید دوره‏های پودمانی آموزشی برای گرافیست‏های خود بگذارید، اصلاً یک دانشکده بزنید. کسی با شما مخالفت می‌کند؟ مشکلی نیست. برای بودجه آیت‏الله جزایری هستند برای شما فراهم می‌کند. بروید بگویید ما می‌خواهیم تحول ایجاد کنیم، ما فوق‌برنامه نیستیم ما برنامه‏ایم ما می‌خواهیم برنامه زندگی مردم را عوض کنیم.

الآن بالأخره دختران در خانه بیکار هستند، نه ماست نه کره درست می‌کنند نه نان می‌پزند نه شیر می‌دوشند، هیچ کاری ندارند فقط باید به دیوار نگاه کنند، این خودبه‌خود فاسد می‌شود و همه گناهش گردن شماست. شما باید کاری کنید این برود کاری بکند. الآن دانشکده ادبیات عرب نمی‏توانید اینجا راه بیندازید که این‏ها که عرب‏زبان هستند نویسنده و شاعر عربی بشوند، برای دختران و پسران بزنید. با آقایان جمع شوید و دانشکده بزنید. هنوز این‏قدر اعتمادبه‎نفس نداریم که خودمان را جدی بگیریم. البته آیت‌الله جزایری این‏جور ایده‏ها را دارند. یک‌بار ایشان می‎خواستند و انگار برای دانشکده هنر، رشته بازیگری هم اقدام کردند که گفتیم شما بازیگری را بی‏خیال شوید ولی بقیه را بزنید.امکانات این‏ها را دارید فقط فوق‌برنامه‏ای نباشید در برنامه ‏ها بروید. البته نکته‏ای که اینجا خیلی مهم است، چند تا تذکر هم بدهم. خواستم کامپیوتر را هم بگویم که دارید. در ارتباط با بحث‏های خانواده تا می‌بینید حجاب ناجور است بروید شوهرداری را به خانم‏ها یاد دهید. سن ازدواج در اهواز مثل جاهای دیگر بالا رفته است؟ بروید به مادرها شوهرداری یاد دهید. 90 درصد تأخیر ازدواج پسرها، برای رفتار نادرست مادرها در خانه است، پسر می‌بیند مادر چه گیری به پدرم می‌دهد، من هم بروم همچین بلایی سر خودم بیاورم، خودبه‌خود بی‏میل می‌شود، شما باید عمیق باشید. تا دیدید دختر دارد تبرج می‌کند جلسات تخصصی راهنمایی پدرها در محبت به دختر راه بیندازید، پدر خوب به دختر محبت کند دختر آرام می‌گیرد، خیلی از پدرها بلد نیستند، به مادرها یاد دهید احترام پدر را حفظ کنند دیروز عصر گفتم.

«فعالیت فرهنگی» فوق‌برنامه نیست، اصلِ کارِ شماست

فعالان فرهنگی به عرصه‌های بین‌المللی وارد شود رابطه صحیح پدر و مادر، عامل اصلی تربیت

در تهران از 3، 4 مدرسه آمار گرفتند، من می‌گویم تبرج دختران ناشی از بدرفتاری مادر نسبت به پدر است. از 90 درصد دختران غیر محجبه دبیرستان‏های تهران آمار گرفتند، آمارش را در بیت رهبری به من گفتند. 90 درصد از این دختران می‌گفتند مادران ما با پدران ما رفتار خوبی ندارند، حالا چه چیز را می‌خواهید در سرش بزنید که حجاب داشته باش. پس این دختر در این خانه مشکل فکری روانی پیدا کرده است. آموزش برای خانواده، حالا دانشکده آن را نزدید خود این موضوع آموزش خانواده را جدی بگیرید. خواستم این را بگویم تا سرفصل‎های کاری خود را خیلی عمیق کنید.

نظرم در رابطه با حجاب این‏طوری است، در مورد با حجاب 90 درصد باید غیرمستقیم کار کرد، اثر معکوس می‌دهد اگر مستقیم کار کنیم. نمی‏گویم سخت نگیرید، اول باید دو محیط داشته باشید، یک محیط برای جذب بی‏حجاب‏ها، بگویید من اصلاً نمی‏خواهم حجاب شما را درست کنم، یک محیط هم برای جذب محجبه‏ها یا کسانی که لیاقت دارند محجبه شوند. دو تا محیط باشد که فعلاً بی‏حجاب‏ها نروند فرد دیگری برایشان جلسه بگذارد و برایشان موضوعات جذاب خودشان را بگذارید. مثلاً اگر کلاس بگذارید با یک صورت غیر حزب‌اللهی و غیر اسلامی راه‏های جذب دل همسر را بگویید، به نظرم در اهواز همچین جلسه‏ای بگذارید 70 درصد غیر محجبه از جوانانی که شوهر دارند می‌آیند 30 درصد محجبه. حالا آنجا چه درس دهیم؟ بگوییم قال صادق(ع)، چه اصراری دارید قال صادق(ع) بگویید و من عمامه به سر را بیاورید، اولش یک مقدار حرف‏ه ای بی‏دینی بزنید که ظاهرش معلوم نباشد ‏دینی است، بعد کم‌کم حرف‏ها را جلوتر ببرید، یک استاد دانشگاهی ببرید، خانم یا آقا یکسری حرف‏ها را بزنند بعد توپ را به یک آخوند پاس دهد، بگوید استاد ارجمند این 5 نکته را گفتند همه این نکات روایت دارد. برای ایجاد یک موج در جامعه لازم است.

نکته دیگر دوره‏های تربیت مربی است. یک زمانی حضرت آقا می‌خواستند رئیس‌جمهور شوند در تهران یک طرحی ریختیم کلیشه تکثیر کردیم. کلیشه، یعنی عکس‏های تلقی. می‌گوییم رئیس‌جمهور ایران، امام‌جمعه تهران. این را نوشته بودیم و تکثیر کردیم. به پایگاه‏ها می‌دادیم که این طرف برود در کل محله با ابر روی درودیوار بزنند؛ یعنی ما نشسته بودیم فقط تا صبح تلق می‌بردیم، چون یک‌دفعه شهید رجایی به شهادت رسیدند و حرکت یک‌دفعه‏ای شد. حالا شما باید استاد تکثیر کنید کارهای کلان انجام دهید و کارهای تخصصی در این موضوعات. اگر این کارهای تخصصی انجام بگیرد حتماً نتایج خوبی خواهد داشت.

نکته دیگر امربه‌معروف و نهی از منکر را خواهش می‌کنم سیاسی کنید. امربه‌معروف و نهی از منکر تقریباً فردی نیست، هست ولی خیلی کم. امربه‌معروف و نهی از منکر زدن سیاسیون بد جامعه است، امربه‌معروف و نهی از منکر بیشتر برای احساس مسئولیت‏های کلان اجتماعی است. این بدبختی که دارد گناه می‌کند را باید دعوت کنید نصیحت کنید موعظه کنید، هنوز امرونهی نمی‏شود. «یَدْعُونَ إِلَى الْخَیْرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ» این را باید جذب کنید. امربه‌معروف برای جایی است که دعوت اثر ندارد، ولی یقین بدانید در تمام این غیر محجبه‏ها دعوت اثری دارد، پس چرا امربه‌معروف و نهی از منکر می‌کنید، هنوز وقتش نشده است. نمی‏داند و گرفتار است، باید جذبش کنید. نباید اینجا زیاد امربه‌معروف و نهی از منکر کنیم.

نکته دیگر تغییر ادبیات است که دیگر نه من حالش را دارم نه دیگر می‌توانم توضیحش دهم، ما باید یک مقدار تولید ادبیات کنیم و برخی از ادبیات خود را دقت کنیم که چقدر غلط و ضعیف است و جاذبه ندارد. می‌گوید حجاب را به‏عنوان ارزش‏ها از آن یاد می‌کنند، به‏عنوان حکم دین، چرا؟ به آدم بی‏حجاب می‌گویید بی‏نظم، بی‏دین؟ بی‏نظم است چون نظم شهر را به هم می‌ریزد. بی‏حجابی بی‏نظمی است پوشش بد بی‏نظمی بصری در شهر ایجاد می‌کند. الآن در شهر شما این‏طور هست؟ بخواهند یک ساختمانی را نما کنند، دارند بنایی می‌کنند روی آن یک پلاستیک می‌کشند؟ برای چه؟ یک چیز بصری برای شهر می‌گویند، آلودگی بصری ایجاد می‌کند. بی‏حجابی هم آلودگی بصری ایجاد می‌کند، بی‏حجابی‏ها انرژی‏ها را هرز می‌دهد. سخن تازه بگو تا که جهان تازه شود! باید اتاق فکر داشته باشید تولید ادبیات خوب کنید.

من قصه این را گفتم حتماً شنیدید. در تانزانیا برای خوردن غذا به مغازه‏ای رفتم لبنانی و مسلمان بود و فود اسلامی داشت بعد دیدم یک خانم غیر محجبه خیلی زشتی در مغازه است، گفتم این کیست؟ گفت این خانم من است، گفتم او را نصیحت کنم زشت است، چون مسلمانان هم به اینجا می‌آیند خانمش این‏طور بی‏حجاب، خانمش اروپایی هم بود. گفتم چرا خانمت حجاب را رعایت نمی‏کند؟ گفت منظورت از حجاب چیست؟ من هنوز نفهمیدم حجاب چیست؟ یکی از آقایانی که پیش ما بود گفت زن مثل عطر می‌ماند در عطر را می‌بندند نپرد، او هم در عالم خودش، گفت من هم به این دلیل می‌گویم حجاب لازم نیست، آدم عطر می‌زند دیگران از بویش استفاده کنند، رفتم این را گرفتم مشتری به مغازه جذب کند. با سادگی تمام فهمیدیم استدلال ما، استدلال برای بی‏حجابی بود! واقعاً اینکه الآن می‌گویند زن مانند گل می‌ماند گلچین ستمگر دستش به او نرسد. می‌گویند دور گلخانه‏ها و پارک‏ها حصارهایش را بردارید، مردم چند بار گل‏ها را برمی‌دارند و می‌دزدند بعد کم‌کم فرهنگشان بالا می‌رود دیگر دست نمی‏زنند. اتفاقاً این استدلال در غربی‏ها برای بی‏حجابی است. می‌گویند ما داریم حساسیت‏ها را کاهش می‌دهیم! یعنی شیوه دعوت ما به حجاب غلط است. حالا جدا از اینکه درست است یک چیز تازه یک چیز دیگر بگویید.

زن و شوهری دعوایشان شده بود، برای مشورت پیش من آمدند، آن زمانی که وقت داشتم. این را تا حالا جایی نقل نکردم، گفت شوهرم سرد و... است، شوهرش گفت به خدا همیشه به او می‌گویم عزیزم، یک‌دفعه خانمش حرصش درآمد که این کلمه‏ای جز عزیزم نمی‏گوید! من گفتم برادر من 4 تا کلمه دیگر هم بگویید، خانم شما فکر می‌کند این لقلقه زبان شما شده است. یک‌بار بگویید دورت بگردم، یک‌بار یک کلمه دیگر. حال خانم از شوهرش به هم خورده می‌گوید آدم سردی است، راست هم می‌گوید. باید این را بفهمیم، من از آن ماجرا درس بزرگی گرفتم که سعی کردم در منبرهایم متنوع حرف بزنم. دفعه دیگر طرف آمد، اگر هر 5 دقیقه یک‌بار هم چرت می‌زد یک کلمه شنید، نگوید این همان حرف‏های قبلی را می‌زند. توانایی ندارم ولی سعی می‌کنم ادبیات متفاوت و متناسب انتخاب کنم که مردم توجه کنند. نمی‏دانم چند نفر از شما معلم هستید معلمی کرده باشید، سر کلاس که می‌روید می‌شود یک جوری حرف زد که هیچ‌کس گوش نکند، ولی می‌شود یک‌دفعه متفاوت صحبت کرد که همه یک‌دفعه گوششان تیز شود، این تغییر و تولید ادبیات، دو سال از آن گذشت، آن را کنار بگذارید سراغ جمله بعد بروید، اصلاً جمله کهنه نشده یک جمله دیگر بگویید. از تیتر مراسم، متن، تراکت تبلیغاتی و... . در این زمینه باید خیلی حساس بود. حتماً در 100 نفر آدم، 2 نفر استعداد ادبی دارند. در 400 نفر این دو نفرها را 8 نفر کنید یک اتاق فکر به آن‏ها بدهید بگویید ما از شما هیچ‌چیز جز تولید ادبیات نمی‏خواهیم، همه لازم نیست بیایند همه کارهای فرهنگی را انجام دهند. بعد در این صفحات اجتماعی و تولید ادبیات می‌روند برای اینکه روی موبایل‏هایشان حقایق را با این ادبیات متفاوت، فاخر و جذاب ببینند، والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته.

   
  

اخبار مرتبط:

           

نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
نظر
 
  کد امنیتی:
 
آخرین اخبار|پربیننده ها
  چهارمین همایش "شکرانه‌ی توفیق" برگزار شد
  ابلاغیه شهید مهدی باکری به فرماندهان تحت نظرشان
  نمایشگاه مفهومی مسیر جاودانگی برگزار شد
  مستند «دعوتی» پیرامون اربعین تولید شد
  پوستر مستند داستانی "دعوتی" منتشر شد
  ماجرای سخنرانی‌های آیت‌الله خامنه‌ای در هیئت انصارالحسین
  تیزر مستند داستانی "دعوتی" منتشر شد  
  شعرجالبی که مرحوم چایچیان در دیدار رهبر خواند
  پوستر مستند "پایتخت موکبها" منتشر شد  
  رهبر انقلاب درگذشت «حسان» را تسلیت گفتند
  «مرحوم چایچیان» هم‌نفس علامه امینی بود
  عملی که پاداش یاری امام زمان را دارد
  به نماز نگوئید کار دارم، بلکه بگوئید وقت نماز است
  ۲۴ اثر شبکه رسانه‌ای صف به جشنواره عمار رسید
  تیزر مستند "پایتخت موکبها" منتشر شد  
  شجونی حریت را از امام حسین آموخته بود
  یادواره بین‌المللی شهدا ناردان برگزار می‌شود +پوستر
  مهمترین دلیل فعالیت تشکیلاتی، اقامه دولت مهدوی است
  اعمال‌مان را با ولایت تطبیق دهیم نه با دلمان
  تشکیلات شیعه؛ از عصر وکالت تا عصر نیابت
  گریه بر امام حسین موضع‌گیری سیاسی ماست
  مراسم هفتگی هیئت صاحب العصر +تصاویر
  همدردی بچه‌های دبیرستانی با زلزله‌زدگان کرمانشاه +فیلم  
  برای اینکه انقلابی‌های واقعی را بشناسید، این فیلم را ببینید  
  شعرخوانی برای مردم زلزله‌زده کرمانشاه در پویش امام رضایی‌ها  
  دعوت پیمان قلی پور از مردم برای کمک به مناطق زلزله زده +فیلم
  دعوت مصطفی مروانی از مردم برای کمک به مناطق زلزله‌زده+ فیلم
  ۱۳ اثر شبکه رسانه‌ای «صف» به جشنواره عمار رسید
  مقاومت و فداکاری، بهترین راه برای قدرت یافتن جبهه حق است
  زلزله‌ای که خانه‌ها را ویران کرد؛ اما وحدت را نه +تصاویر  
  نماز جمعه‌ی متفاوت در مناطق زلزله‌زده
  دعای امیرالمؤمنین در لیلة المبیت
  نامه‌ای که موجب پیاده سفر کردن مقدس اردبیلی شد!
  شهیدی که نتوانست به وعده اش با دخترش عمل کند
  خدمت رسانی شایسته خادمان اربعین درکرمانشاه
  آیا مهر سیاه، نماز را باطل می‌کند؟
  ۹۱هزار هیئت مذهبی در کشور وجود دارد
  لزوم برپایی جشن پیروزی جبهه مقاومت توسط هیئات و مساجد
  امروز نابودی داعش؛ فردا نابودی اسرائیل
  عصر شعر خیمه‌ی شصت‌وسوم هیئت رایةالهدی در یزد  
  مراسم عزاداری امام رضا در هیئت صاحب‌العصر اراک +تصاویر  
  مراسم عزای آخر صفر در هیئت صاحب العصر+تصاویر
  دعوت حجةالاسلام خضری ازمردم برای کمک به مناطق زلزله‌زده +فیلم  
  دعوت میثم مطیعی ازمردم برای کمک به مناطق زلزله‌زده +فیلم  
  دعوت حامد عسکری ازمردم برای کمک به مناطق زلزله‌زده +فیلم  
  دعوت ابوذر بیوکافی ازمردم برای کمک به مناطق زلزله‌زده +فلیم  
  دعوت میلاد عرفان‌پور ازمردم برای کمک به مناطق زلزله‌زده +فیلم
  دعوت ناصر فیض ازمردم برای کمک به مناطق زلزله‌زده +فیلم
  گزارش مختصر محمدرضا وحیدزاده از سرپل ذهاب
  رسولی: به داد کرمانشاه برسید +فیلم  
  حاشیه‌نگاری از اولین نشست خبری رئیس جدید سازمان بسیج
  زمین زیر پایمان کم وسعت شده؛ از دمشق تا قصرشیرین
  مستقیم از اربعین به سرپل ذهاب
  عکس | رسولی و مطیعی در مناطق زلزله زده‌ی کرمانشاه
  مداحان و سخنرانان در مناطق زلزله‌زده +تصاویر
  بیانیه تشکلهای شاخص جبهه فرهنگی پیرامون زلزله کرمانشاه
  مراسم عزاداری کریم اهل‌بیت در هیئت صاحب العصر
  حضور مستند "پایتخت موکب‌ها" در جشنواره عمار
  آثار شگفت‌انگیز زیارت امام حسین در آینه روایات
  تیزر | رونمایی از مستند پایتخت موکب‌ها
  پشت صحنه ساخت مستند تا حماسه اربعین  
  نواهنگ زیبای حاج مسعود پیرایش برای شهید خسروی در هیئت صاحب‌العصر
  امام حسن مجتبی (علیه السلام)هیئت صاحب العصر(عج)
  اربعین حسینی، میعادگاهِ مستضعفین عالَم است
  غیبت دانشجویان برای اربعین موجه می‌شود
  از غفلت سیاسی و دوقطبی ناسیونالیستی برحذر باشید  
  امام خمینی استاد خود را با چه عناوینی توصیف کردند
  شهدایی که استاد پناهیان به آن‌ها غبطه می‌خورد +فیلم
  پرونده ویژه "خطابه‌های اربعین" منتشر شد
  پایان گردهمایی دو روزه‌ی هیئات فعال در عرصه اربعین
  زائران ایرانی برای میزبانی از زائران خارجی اربعین اهتمام داشته باشند
  مردم دنیا با زبان‌های مختلف شهدا مدافع حرم را تکریم می‌کنند
  گفتگو صمیمانه دو یادگار دفاع مقدس +تصویر
  دومین همایش ملی هیأت‌های فعال در عرصه اربعین +تصاویر
  دیپلماسی عمومی انقلاب با "روضه‌های علی‌اصغر" است
  35 موکب ایرانی، آماده‌ی پذیرایی از زائران امام حسین
  در اربعین فریاد مظلومیت شهدای مدافع حرم را سر دهیم
  همیشه باید به تحرکات دشمن حساس باشیم
  تبلیغ فرهنگ عاشورا مهم‌ترین عنصر اربعین است
  اعزام بیش از 1600 مبلغ انقلابی به مواکب اربعین حسینی
 
 
 
::  صفحه اصلی ::  تماس با ما ::  پیوندها ::  نسخه موبایل ::  RSS ::  نسخه تلکس
© روضه نیوز 1390
info@rozenews.com
پشتیبانی توسط: خبرافزار