درباره ما   |  تماس   |  ارسال خبر   |  پیوندها  
  صفحه اصلی     اخبار     استان ها     اندیشه     چند رسانه ای  
پنجشنبه، 7 اردیبهشت 1396 - 08:49   
  روی خط روضه:  
- اندازه متن: + -  کد خبر: 16575صفحه نخست » اخبار کوتاهپنجشنبه، 9 دی 1395 - 16:39
استاد پناهیان در جمع فعالان فرهنگی:
فعالان فرهنگی به عرصه‌های بین‌المللی وارد شود
حجت‌الاسلام‌ پناهیان: فعالیت‌‏های فرهنگی در عرصه شهری، باید به فعالیت‌‏های منطقه‏‌ای و بین‌المللی گسترش پیدا کند.
  

فعالان فرهنگی به عرصه‌های بین‌المللی وارد شود به گزارش روضه نیوز ؛ متن کامل سخنرانی حجت‌الاسلام‌والمسلمین علیرضا پناهیان در جمع فعالان فرهنگی خوزستان مورخ 2 دی ماه 1395 را در ادامه می‌خوانید.

فعالان فرهنگی به عرصه‌های بین‌المللی وارد شود

بسم الله الرحمن الرحیم

فعالان فرهنگی به عرصه‌های بین‌المللی وارد شود خوزستان؛ مردآفرین است

بنده اینجا به‏ عنوان یک ناظر بیرونی می‌خواهم صحبت کنم، نه از شما متخصص‎تر و نه توانمندتر هستم و قطعاً از هر حیث از شما ضعیف ‏تر هستم، ولی گاهی نگاه از بیرون می‌تواند به انسان کمک کند تا ارزیابی دقیق‏تری را از مسائل به ما بدهد.

چهار پیشنهاد اساسی دارم که این‏ها قسیم یکدیگر نیستند ولی از جهاتی می‌توانند در کنار هم قرار بگیرند، این پیشنهاد، بسیاری از مشکلات پیش‌گفته‌ای که دوستان فرمودند را می‌تواند حل کند و یک نوع راه‏ حل برای مشکلات است. نکاتی که دوستان اینجا فرمودند را فهرست نمی‏کنم، از مشکلات فرهنگی که در شهر اهواز است که بنده می‌توانم مشکلات دیگری را هم بر آن بیفزایم و آمار دیگری را عرض کنم. ضمن اینکه بر ظرفیت‏های فرهنگی بالای اهواز بنده اذعان دارم، بیش از چیزی که اینجا ذکر شد. چون از بیرون نگاه می‌کنم این‏طور تصور می‌کنم.

نفت در اهواز نقشش برای کشور و منطقه و حتی جهان چیست؟ این ذخایری که باید استحصال شود و بهره‏ اش برای همه‌جاست. بعضی از این ذخایر نفتی را که ممکن است در استان خوزستان نباشد و در استان بغل‌دستی باشد، ما مجبوریم استخراج کنیم و شده با قیمت کم بفروشیم و اگر بتوانیم به پتروشیمی تبدیل کنیم، در جریان رقابت منطقه‏ای، نمی‏توانیم اصلاً بخشی از این استخراج و فروش نفت را انجام ندهیم. همین‏طور که در خوزستان ذخایر نفت وجود دارد که یا باید به فروش برسد یا مصرف شود یا پتروشیمی شود و از آن محصولات مختلف به دست آید، ما در خوزستان ذخایر غنی فرهنگی داریم که باید همین اتفاق برایش بیفتد. هم فایده‏اش به منطقه و جهان برسد هم مصرف داخلی دارد و هم باید پتروشیمی درباره این‏ها انجام بگیرد. به دلایل مختلف درباره ذخایر غنی فرهنگی استان خوزستان بنده چنین اعتقادی را دارم، به دلیل تجربه دفاع مقدس که تجربه باعظمتی بود و اینجا را تبدیل به یک جایگاه مردآفرین کرد؛ شاید برخی از دوستان تازه برخی قبل از دفاع مقدس به دنیا آمدند، شاید برخی از دوستان پدر و مادرشان بعد از دفاع مقدس ازدواج کردند و بعدها به دنیا آمدند. ولی ما آن زمان به اهواز می‌آمدیم و در این رفت‌وآمدها می‌دیدم چه اتفاقی رخ می‌دهد. بهره شهر اهواز و استان خوزستان از دفاع مقدس بهره بالایی بود.

فعالان فرهنگی به عرصه‌های بین‌المللی وارد شود امتیاز زبان عربی

نکته دیگری که بر ظرفیت‏های اینجا می‌افزاید زبان عربی است که یکی از بین ‏المللی‏ ترین زبان‏ های بومی ایران است. ما زبان ترکی، کردی و... داریم که بسیاری از این‏ها در منطقه فراگیر و تحت پوششان کمتر از زبان عربی است، حتی منطقه تحت پوشش زبان فارسی، کمتر از زبان عربی است. این یک امکانی را ایجاد کرده است و حضور حضرت آیت‏الله جزایری با همه ویژگی‏های شخصی و موقعیت حقوقی ایشان که خدا حفظشان کند، واقعاً یک موقعیت ویژه‏ای را ایجاد کرده است. بنده با شخصیت آیت‏الله جزایری که دور و نزدیک آشنا هستم، برخی از این مشکلاتی که دوستان فرمودند را نمی‏توانم بپذیرم که در اهواز وجود دارد. این سماحت، سعه‌صدر، انعطاف‏پذیری و اصالت ایشان اجازه نمی‏دهد چنین مشکلاتی در بین دوستان و اطرافیانشان باشد.
ریشه مشکلات فعالان فرهنگی؛ بیکاری است

اگر مشکلی هست ریشه مشکل موضوع دیگری است. یک مقداری دوستان اهواز دچار بیکاری شدند. سلمانی ‏ها که بیکار می‌شوند یا سر خود را یا سر همدیگر را می‌تراشند، یک مقداری این بیکاری است که بالأخره صدمه می‌زند. من می‌خواهم از 4 جهت کار و مسئولیت فرهنگی عناصر فرهنگی را در این استان گسترش دهم، با این گسترش راه برای حل آن مشکلات پیش‌گفته و راه برای همه چیز باز خواهد شد.

فعالان فرهنگی به عرصه‌های بین‌المللی وارد شود گسترش فعالیت های فرهنگی به فعالیت های اجتماعی
1.گسترش فعالیت‏ های فرهنگی به فعالیت‏ های اجتماعی، حوزه علمیه هم یکی از سه مأموریت اساسی‌‏اش آسیب‎زدایی و گره‏ گشایی از کار مردم است که از این مسئولیت فاصله گرفته است. اگر دوستان دو مسئولیت دیگر حوزه را خواستند به سخنرانی مقام معظم رهبری در گفت‏‌وگو با حوزه علمیه تهران مراجعه کنند که انجام شد. عناصر فرهنگی هم مانند حوزه علمیه که خودش را عنصر فرهنگی می‌داند باید وارد عرصه کارزارهای اجتماعی شود، از آسیب‏ زدایی گرفته تا خیلی از خدمات جدی، فوق‏ برنامه‏ ای یا برنامه ‏ای که برای مردم شهر است. ما نمی‏‌توانیم کارآفرینی نکنیم آنوقت کار فرهنگی کنیم. کارآفرینی و کار فرهنگی باید هم پای هم پیش رود. نمی‌‏شود شما برای منطقه کارون کارآفرینی نکنید بعد بخواهید کار فرهنگی کنید، اصلاً امکان ندارد و همچنین در شهر همین‏طور و خیلی از مسائل دیگر. ما همان‏قدر که باید برای اقتصاد مقاومتی فعالیت کنیم برای مقاومت در جنگ نرم باید فعالیت کنیم و این دو باید با هم باشد.

صبح برای جمعی از خواهران عرض کردم، البته آنجا به تعبیر دیگری این بحث را عرض کردم، البته اینجا به تعبیر متفاوتی مثال‏‌هایش یکی می‌شود، چون این نکته در این دو جلسه به هم نزدیک است. مثلاً به ما می‌گویند بروید دم بوتیک‏ های لباس ‏فروشی و اطلاعیه های رعایت حجاب برای خواهران الزامی است، یا بی ‏حجاب راه نمی‌‏دهیم یا خواهش می‌کنم حجاب را رعایت کنید را نصب کنیم. بنده پیشنهادم این است شما بوتیک فروش شوید بوتیک ‏ها را تسخیر کنید، اگر شما بوتیک فروشی راه بیندازید مگر کسی جلوی شما را می‌گیرد؟ پس راه بیندازید. بعد اگر این را به سلسله زنجیره‏ای از مغازه‏ای که محصولات را می‌فروشند تبدیل کنید، مگر کسی جلوی شما را می‌گیرد؟ خیر. فعالیت ‏های فرهنگی باید به فعالیت ‏های اجتماعی گسترش پیدا کند. این یک گسترش است.

فعالان فرهنگی به عرصه‌های بین‌المللی وارد شود گسترش فعالیت های شهری به منطقه ای 

2.گسترش دیگر اینکه فعالیت ‏های شهری به فعالیت‏ های منطقه‌‏ای گسترش پیدا کند. الآن ما در این جلسه می‌نشستیم در مورد فرهنگ مردم بصره، سوریه، لبنان، یمن و... صحبت می‌کردیم. من الآن باید می‌شنیدم که مسئول کارگروه یمن چه صحبت‏هایی می‌کند مسئول کارگروه فلان چه می‌گوید؛ چون خودم پارسال در این شهر همین حرف‏ها را با دوستان زدم، حتی شنیدم یکی دو تا از طلبه ‏ها که یکی خانم و آقا بودند به من پیام دادند که ما از فلانی انتظار نداشتیم خیلی اهوازی ‏ها را زدند. من فکر کردم چه گفتم که این حرف را زده ‏اند، شاید ادبیات من مناسب نبود ولی به دوستان اهوازی گفتم هر چه مشکلات در منطقه است تقصیر شماست. این زدن است؟! اگر داعش این‌همه جنایت کرد تقصیر شماست؟! این تحویل گرفتن است نه زدن؛ یعنی من می‌گویم شما این‏قدر قدرت دارید می‌توانستید از آن انرژی خود استفاده کنید، پس چرا استفاده نکردید. دوباره آن مثال سلمانی‏ ها؛ باور کنید موعظه نمی‏‌کنم فکر می‌کنم برای مدیریت فرهنگی دارم بحث جدی می‌کنم.

فعالان فرهنگی به عرصه‌های بین‌المللی وارد شود

فعالان فرهنگی به عرصه‌های بین‌المللی وارد شود توسعه ندادن فعالیت ها موجب به هدر رفتن استعداد ها میشود

شما اگر مسئولیت ‏های خود را در منطقه گسترش ندهید و برنامه ‏ریزی‏ های گسترده ‏تر از منطقه خود انجام ندهید نیروهای شما هرز می‌رود. همه می‌گویند اهواز نیرو زیاد دارد، خب نیرو را به کار بگیرید. والا خودبه‌خود جا نمی‏شود همدیگر را پس می‌زنند و عقب می‌زنند. این صف را گسترش دهید همه‌جا شوند. پس ما یک گسترش منطقه ‏ای برای اهواز می‌توانیم در نظر بگیریم.

فعالان فرهنگی به عرصه‌های بین‌المللی وارد شود گسترش فعالیت های فرهنگی 

3. گسترش از حیث دیگر برای فعالیت‏ های فرهنگی این است که فعالیت‎های فرهنگی شما چرا صرفاً مذهبی است؟ مثلاً آدم ‏هایی که می‌خواهند تیپ جدید در سلمانی‏ ها بزنند، در اهواز یا موسیقی جدید بشوند، یا تئاتر می‌خواهند بروند، از ریخت شما خوشش نمی‏‌آید و هیئت نمی‏ خواهد بیاید، چرا برای آن‏ها برنامه‏ ریزی نمی‏‌کنید؟ آن‏ها را به چه کسی می‌سپارید که برایشان برنامه ‏ریزی کنند، خب نتیجه آن معلوم می‌شود! اداره امور گردشگری خوزستان دست کیست؟ دست حزب‏‎اللهی‏‌ها نیست، حزب‏‎اللهی‏‌ها نیمه فلج هستند نمی‏‌توانند آن کار را کنند. برخی از اوقات که با ماشین می‌آیم در نیمه راه اینجا یک دریاچه‏ ای هست، شیوان که درخت در آب و وسط دره و جای جالبی است، من 3، 4 مرتبه از این مناطق رفته ‏ام. از خیلی از جوانان حزب‏‎اللهی‏‌ها می‌پرسم اصلاً آنجا را نمی‏‌شناسند. می‌گویم می‌خواهیم آنجا برویم شب بمانیم ما یک بچه ویلچری داریم، شما جایی آشنا ندارید، وضعیتمان حاد است درعین‌حال پررو هستیم می‌خواهیم گردشگری کنیم، حزب‏‎اللهی‏‌ها جماعت می‌گوید منو چه به طبیعت، من مسجد را چسبیدم، این غلط است. تا این را بگوییم می‌گویند فلانی حرمت مسجد را پایین آورد، من کی این حرف را زدم، می‌گویم چرا تنوع فعالیت‏‌هایتان را افزایش نمی‌‏دهید، چه کسی باید آن کار را بکند؟! موسیقی شهر دست کیست؟ مگر امروز می‌شود بدون موسیقی زندگی کرد؟ مثلاً این علما الآن خیلی کار خوبی می‌کنند در عرصه‌‏های دیگر وارد نمی‌‏شوند مدیریت کنند.

فعالان فرهنگی به عرصه‌های بین‌المللی وارد شود پرداختن به نیازهای غیرمذهبی مردم

 پس ما باید انواع فعالیت‏‌های فرهنگی را گسترش دهیم، فعالیت‏‌های فرهنگی که چه‌بسا صریحاً مذهبی نیستند و صریحاً آن مقاصدمان را تأمین نمی‌‏کنند. آن نیازهای مردم باید کجا تأمین شود؟ می‌خواهید ما آن سکولاریسم را بپذیریم و دین سکولار داشته باشیم بگوییم ما بخش دینی را و بی‏دین‏‌ها بخش دنیایی را تأمین می‌کنند، این غلط است. دیروز برای سخنرانی به آمفی‏ تئاتری مجموعه فجر رفتم، گفتم اینجا کجاست مرا آنجا بردید؟ دیدم یک محوطه ‏سازی صورت گرفته است گفتند یک مجموعه‏ ای برای سپاه است، گفتم نزدیک آب است؟ گفتند بله دریاچه دارد. منظورم از آب کارون بود! نزدیک بود خوشحال شوم، ولی نصفه خوشحال شدم. بهترین مناطق توریستی شهر را شما باید درست کنید. مردم بروند تفریح کنند، حالا اگر بخواهند تفریح کنند هم محجبه و هم غیر محجبه می‌آید، نه! بگذارید این را دیگران درست کنند شما بروید اطلاعیه به دیوار بچسبانید، این خوب نیست. این هم در بعد اجتماعی بود که عرض کردم.

فعالان فرهنگی به عرصه‌های بین‌المللی وارد شودگسترش از حیث مخاطبین

4.گسترش از حیث مخاطبین است. نه تنها برنامه‏ های شما باید متفاوت باشد، مخاطبین شما هم باید متفاوت باشد. مراسم محرم برای کسانی که نمی‏خواهند روی زمین بنشینند و می‌خواهند در آمفی ‏تئاتر بنشینند، نوحه هم حاضر نیست گوش دهد باید یک نفر بیاورید آنجا نی بزنند با نی اشک بریزند، این را چه کسی باید در شهر برگزار کند؟ درباره مخاطب مثلاً برخی از سخنرانی‏ هایی که از من در بیت یا جایی می‌شنوید برخی‏‌ها را 20 سال انتظار می‌کشم تا بگویم؛ یعنی می‌گویم الآن بگویم یا نگویم، حالا بعد 20 سال می‌گویم دیگر بس است بگویم. حالا چند سخن دیگر این‏طور دارم کی زمانش برسد تا عرض کنم! لسان الکن و ناتوانی در بیان دارم، این ایده‏ها می‌ماند پرورش پیدا کند تا کی بتوانیم این‏ها را با مردم در میان بگذاریم.

باید مخاطبین خود را افزایش دهیم. یکی از بحث‏ های خیلی عجیب‌وغریبی که امسال در محفل خصوصی‏ تری 10 روز در مورد آن صحبت کردم (البته مقداری کسالت داشتم، 10 روز حدود یک هفته شد) این است امام صادق(ع) فرمود اگر می‌دانستید خدا چگونه انسان‏ های را آفریده است، کسی دیگری را ملامت نمی‏ کرد. خیلی روایت عجیبی است. گفتند چطور مگر؟ فرمود گوهر وجود انسانی را خدا به 41 یا 49 قسمت تقسیم کرده است هر کدام را به 10 قسمت تقسیم کرده است می‌شود 490. بعد به یکی یک سهم، به یکی دو سهم داده، به یکی ده سهم که یک جز می‌شود به اضافه یک دهم دیگری. ببینید چه تنوعی پدید می‌آید، پس هر کسی هر غلطی می‌کند آن آدم خیلی با تو فرق می‌کند سرزنش‌اش نکن که برای همه شبهه ایجاد شد که امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر کجاست؟ گفتم صبر کن جمع کن «الجمع مهما امکن اولی من الطرح» این حرف را با آن جمع کن. روایت در مورد 10 سهم ایمان داریم. هفته گذشته در فرودگاه بودم، یک خانم و آقایی جلو آمدند گفتند ما تازه عروس و دامادیم داریم به مشهد برای ماه‌عسل می‌رویم، خانمم از شما سؤال دارد. خانم چادری بودند، گفتند اگر بنا باشد خدا غیر محجبه‏ ها را ببخشد پس چرا محجبه‏ ها چرا زحمت بکشند این‏قدر حجاب دارند، آن‏ها هم بی حجاب شوند خداوند می‌بخشد، چون در جامعه مشهور است که خداوند می‌بخشد. گفتم این چند جواب دارد، اول اینکه خدا همه غیر محجبه ‏ها را نمی‏بخشد. جواب دوم اینکه برخی از محجبه ‏ها را هم خداوند نمی‏ بخشد. سوم اینکه برخی از غیر محجبه‏ ها را که خدا می‌بخشد اصلاً ظرفیت ایمانی بیشتر از آن ندارند شما خودتان را با آن مقایسه نکنید، این را بیشتر برایش توضیح دادم. تفاوت آدم‏ها را به او توضیح دادم. این خیلی غلط است که تفاوت آدم ‏ها در اهواز یا هر محیط مذهبی دیگر به رسمیت شناخته نشود. یکی از علائم به رسمیت شناخته نشدن تفاوت آدم‏ها که علما در اهواز می‌خواهند همه را با مسجد درست کنند. ببخشید پس کانون چه شد؟ نه همه مسجد را بیاوریم، آقا برخی‌‏ها نمی‏خواهند به مسجد بیایند، نباید زور بگویید، شما دارید جامعه را اداره می‌کنید نه مسجد و محراب و منبر خودتان را. بعد هیئت چه شد؟ اگر تنوع آدم‌‏ها را به رسمیت بشناسیم، خیلی از مشکلاتمان حل می‌شود، توسعه مخاطب دهیم، این را در سفارشات آقا هم می‌توانید ببینید. پس توسعه در انواع برنامه‏ ها و برآوردن انواع نیازهای فرهنگی. مثلاً شب‌شعر به زبان عربی یا به زبان فارسی، هر کسی در هر زمینه‎ای شعر بگوید چه کسی در شهر برگزار می‌کند؟ خیر ما شهر مذهبی کار می‌کنیم، خب شعر لامذهبی را چه کسی اداره می‌کند؟ شما دارید برای خودتان دشمن درست می‌کنید؟! این چه روش کار کردن است؟

فعالان فرهنگی به عرصه‌های بین‌المللی وارد شود نیاز به ادبیات

توسعه فعالیت از چند حیث که انجام شود، توسعه در ادبیات، این‏ها لزوماً قسیم نیستند. ما باید ادبیات جدیدی تولید کنیم نه اینکه ادبیات قبلی کارآمد نیست، هر نوع از ادبیات یک مخاطب دارد. بنده برای کتابی یک مقدمه طولانی نوشتم، بقیه هم پیاده شده صوت سخنرانی بود. در دفترمان چند نفر از رفقا با ما کار می‌کنند، رفاقتی هم کار می‌کنند چون همدیگر را قبول داریم با ما کار می‌کنند رابطه‏ ها این‏طور است. بعد می‌بینم دو نفر از دوستان نزدیکم می‌گویند این مقدمه چسبید بقیه به دید نمی‌‏خورد. آن یکی می‌گوید اتفاقاً بقیه عالی بود مقدمه آن حوصله‎ام را سر برد، دو رفیق پیش من هر کدام یک طوری می‌گویند، هر دو هم بنده را قبول دارند. این یعنی چه؟ یعنی نیاز ما به ادبیات یک نیاز حیاتی است.

فعالان فرهنگی به عرصه‌های بین‌المللی وارد شود تاثیر شخصیت شناسی در فعالیت های فرهنگی 

دوستان فرمودند چرا اثر کم است؟ من به این سرعت سراغ اخلاص نمی‌‏روم. هان سخن تازه بگو تا که جهان تازه شود! فقط یک‌جور بلدی از اسلام حرف بزنید؟! در تیپ‏ شناسی آدم‏ها من حداقل یک تقسیم‏ بندی 3 تیپی دارم که در این 3 تیپ 3 ادبیات باید به کار گرفت. برخی ‏ها خداگراتر هستند، من در تجربه 30 سال تبلیغم می‌بینم. الآن می‌توانم یک برنامه ‏ریزی کنم بینیم در این جمع، کدام دوست به کدام تیپ نزدیک‏تر است. برخی‏ ها حالت خدایی‏ گرایی دارد کنجکاوی آن‏ها در مسائل انسانی است. این لقاءالله یعنی چه؟ صفات خدا را بگو، مدام می‌خواهد از عالم غیب سر دربیاورد. می‌گوییم اخلاقت را درست کن، می‌گوید باشد درست می‌کنم چشم، از آنجا برایم بگو. برخی‏ ها انسان‏‌گراتر هستند مدام دنبال خودشکوفایی است، مسائل روانشناسی خیلی برایش مهم است. برخی‏ها زندگی‏ گراتر هستند دنبال موفقیت هستند. می‌گوید من چطور موفق‌‏تر می‌شوم؟ به تمدن غرب نگاه می‌کند می‌گوید چرا آن‏ها پیشرفته تر هستند چرا شهرشان آزادتر است. انسان‏‌گراها به تمدن غرب نگاه می‌کنند می‌گویند نه انسان‏‌ها آنجا خمود شدند، کسانی که طرفدار هستند می‌گوید آنجا آدم راحت‏ تر است؛ یعنی انسان‌‏گرایانه غرب را یا نقد می‌کند یا تحویل می‌گیرد. زندگی‏‌گراها چه؟ داریم انسان را تیپ‏‌شناسی می‌کنیم نه اینکه یک آدم هست هیچ‌کدام از آن دو تا را ندارد، دارد در یکی گرایش بیشتر است. حالا برای این سه گروه چطور باید از دین حرف بزنیم؟ بی‏انصافی است برای همه یک‌جور حرف بزنیم قرآن هم یک‏جور حرف نزده است.

برخی اوقات ما به منبر می‌رویم آیه و روایت نمی‏‌خوانیم همه حرف‏ه‌ای عقلانی می‌زنیم، پدر ما را همین دوستان‌مان درمی‌آورند، اگر مردم نبودند ما را خفه کرده بودند، از مردم می‌ترسند به ما کمی مهلت می‌دهند. می‌گوید چهار آیه و روایت نخواندید، خود خدا هم در قرآن همیشه قرآن نخوانده است! یعنی خود خدا هم در قرآن کمی عقلانی حرف زده از غیب نگفته است. گفته کلاه خودت را قاضی کن. این را که می‌فهمی! این هم می‌گوید آن چیزی که من خودم می‌فهمم بگذار به زبان خودم بگویم، خب بگو، منم گفتم خدا به تو کمی حکمت یاد دهد نطقت باز شود. اصلاً اولیاء خدا در احادیث ببینید، امام صادق(ع) هم خیلی وقت‏‌ها قال صادق(ع) نمی‌‌‏گوید، یک برخورد عقلانی می‌کند بعد می‌فرماید «علینا بالقول و علیکم بالتفریع، علیکم به الدرایه، یعلمهم الحکمه». این ادبیاتی که باید به کار بگیریم برای انواع تیپ‎ها، این‎قدر کفرم درمی‌آید داخل هواپیما می‌روم، می‌گوید خواهش‏ می‌کنم ارزش‏های اسلامی حجاب را رعایت بفرمایید؛ یعنی مرگ ما را گرفته است و ما مرده‏‌ایم؛ یعنی هیچ عبارت دیگری برای دفاع از حجاب نبود. گاهی بگویید هنجارهای اجتماعی را رعایت کنید، مگر حجاب هنجار نیست. بالأخره مرده متفاوت می‌فهمند. شما می‌توانید با صد عبارت یک حقیقت را بگویید.

اولیاء خدا برخی اوقات از شعرهای امامان معصوم و دیگران استفاده می‌کردند. عربی من زیاد خوب نیست، فارسی من هم زیاد خوب نیست، یعنی حافظه من، یعنی بخواهم شعر بگویم آخرش می‌گویم حافظا. چون حافظه شعری من خوب نیست، مجبور شدم شاعر شوم، چند شعر گفتم تا کارم راه بیفتد.

مکرر در روایات دیدم شعری را می‌خوانند که ضرب‏‌المثل بین مردم است و مردم از آن آدم مشهور این را شنیدند. بله اهل‏‌بیت از کلمات آن‏ها هم استفاده می‌کنند، چون این راه گفت‌‏وگو و محاوره با مردم است.

فعالان فرهنگی به عرصه‌های بین‌المللی وارد شود

فعالان فرهنگی به عرصه‌های بین‌المللی وارد شود ایجادتنوع در کارفرهنگی مهمترین شرط احیا اهواز

فکر کنم اگر فعالیت‏‌های خود را گسترش دهیم مشکلات‌مان حل شود. این یک راهبرد اساسی در 5 جهت است باید این گسترش را صورت دهیم. حالا این‌‏ها را ضرب‏ در کنید نتیجه‌‏ها خود را نشان می‌دهد. فرهنگی به اجتماعی، محلی به منطقه‏‌ای، فراگیری نسبت به انواع فعالیت‏های فرهنگی، انواع مخاطبین و انواع ادبیات، اصلاً و ابداً ما به این محدود نیستیم که به یک شیوه سخن بگوییم. حالا دیگر اهل علم هم زیره به کرمان می‌برند. الحمدلله اهواز شهر علم است. اگر بخواهم مستندات حرف‏‌هایم را بیاورم، یکی این است که «وَجادِلهُم بِالَتی هِیَ أَحسَنُ» این را باید ببینید که طرفت چه می‌گوید با همان ادبیات با او حرف بزنید. «قُل یا أَهلَ الکِتابِ تَعالَوا إِلى کَلِمَةٍ سَواءٍ بَینَنا وَبَینَکُم» یکی دیگر از مبانی آن است. شما با این یک وجه مشترک دارید، با آن یک وجه مشترک، بالأخره آدم از وجه مشترک شروع می‌کند والا اصلاً نمی‌‏تواند گفت‌‏وگو و دعوت کند و وجه مشترک آدم‌‏ها با هم متفاوت است، این راهبرد اول.

اگر می‌خواهید اهواز احیاء شود کار فرهنگی آن رونق پیدا کند، برای خود فراوان‏‌تر کار بتراشید کارهای که روی زمین است و کارهایی که مسئولیت آن با شماست. در شهر حله رفتم با اساتید دانشگاه جلسه پرسش و پاسخ داشتم، گیر افتادم و مترجم نداشتم، در دست‏انداز افتادم مدام نیم کلاج چه بگویم این سربالایی را بالا بروم. بالأخره با هر جان کندنی بود این دو ساعت جلسه پرسش و پاسخ چیزهایی عربی گفتم. چقدر این‏ ها عطش داشتند چقدر به این گفت‏وگو نیاز داشتند، حتماً در جریان اربعین این مسائل را دیدید. چقدر به شما نیاز دارند، حالا دیگر در این روضه‏ ها نروم که بهتر از من بلدید بخوانید. ماشاالله اینجا این‌همه طلبه دارند فعالیت می‌کنند و همه هم از دم می‌خواهند مرجع تقلید شوند! باعث تعجب من هم هست. یا باسواد بشوند، وقتی باسواد شدن فضیلت است که وظیفه باشد. درست است دوستان؟ نگاه کنید یواش بله می‌گویند! یعنی شما می‌گویید ما بی‏سواد باشیم؟ بله اگر بی‏سواد باشید ممکن است سالم‏تر بمانید. سواد برای چه می‌خواهید؟ شما ببینید وظیفه‏تان چیست؟! یادم هست زمان جنگ با آقای جوادی آملی خدا حفظشان کند، مشورت می‌کردم که به من می‌گویند این کار را بکن، در جبهه داشتند مرا برای یک مسئولیت می‌کشیدند، من هم درس خواندنم خوب بود، ایشان فرمودند شما رها کنید بنشینید اینجا درس بخوانید. بعد گفتم حاج‌آقا اگر من سال بعد از دنیا بروم، بهتر نیست کارهای کوتاه ‏مدت انجام دهم و وقتم را الکی برای مرجع تقلید تلف نکنم، فرمودند چرا! گفتم شما می‌دانید من کی از دنیا می‌روم؟ فرمودند خیر، گفتم پس چرا می‌گویید رها کنید بیایید درس بخوانید! فرمود آن‌‏طوری نمی‌‏توانم به شما مشورت دهم. ما هم گفتیم خداحافظ و به جبهه رفتیم. خودشان گفتند من نمی‏‌توانم نظر دهم، من هم نمی‌‏دانستم کی می‌میرم، با محاسبات دیگر محاسبه کردم، حالا درست یا غلطش را نمی‏‌دانم. ولی روی چه حسابی حرف شما را قبول کنم بنشینم برای 30 سال دیگر درس بخوانم؟ مگر من 30 سال دیگر هستم؟ شما وظیفه‏‌تان را انجام بدهید، ببین خدا با تو چه می‌کند.

فعالان فرهنگی به عرصه‌های بین‌المللی وارد شود تشکیل اتاق فکر برای منطقه 

نکته بعدی که غیر از گسترش فعالیت عرض کنم، البته در مورد گسترش فعالیت جدی صحبت کردم، الآن در اهواز اگر اتاق فکر و برنامه‏ریزی برای بصره، موصل، حلب، دمشق، لبنان، طرابلس، زاهیه، بحرین و... نشود هیچ کجای دیگر نمی‏شود! هیچ کجای دیگر کار نمی‎شود. گفت بخوروبخواب کارش است، خدا نگهدارش است. کم‏کاری یکی از آفات بزرگ شماست. فکر نمی‏کنم احدی از شما حدس می‌زنید بنده بخواهم به چنین راه‏حلی را اشاره کنم ولی چون با هم رفیق شدیم، دیگر آن روی مرا بالا نیاورید که وارد موعظه شوم و بخواهیم با هم چالش کنیم.

فعالان فرهنگی به عرصه‌های بین‌المللی وارد شود ایجاد یک تشکیلات منسجم

نکته و راهبرد بعدی تشکیلات است. «یا ایها المؤمنون اتحدوا اتحدوا» اخوت اسلامی؛ من خیلی تعجب کردم برخی از دوستان دعوت به این کردند که ما دورهم بنشینیم گرده کنیم و چای بخوریم! مگر شما مراجع عظام تقلید هستید، این حرف را امام برای بزرگان حوزه زدند، نکند به‌اندازه بزرگان حوزه، خود را می‌گیرید؟! ما کسی نیستیم و آمدیم کار بکنیم. دوران کار فردی گذشته است کار تشکیلاتی باید صورت بگیرد. بنده در اربعین امسال صحبتی که داشتم، حالا آنجا صحبت‏هایم پر از عیب و کاستی است. جملات اول سخنرانی این بود که با وجود این‌همه معنویت و ایمان، معرفت و بصیرت در میان مردم ما و با وجود این‌همه فعالیت‏ها و عمل خوب در میان مردم ما، چرا این‏قدر مشکلات در عرصه‏های مختلف فرهنگی، سیاسی و اقتصادی باقی مانده است؟ بنده آنجا محکم ایستادم به یک دلیل ادعا کردم که ایمان، بصیرت، معرفت و محبت به اهل‏بیت به‌اندازه کافی در مردم ما هست، ما صاحب داریم می‌گوید شما غلط یا درست گفتی، یا آدم می‌رود پیش استادش می‌گوید غلط کردید و اشتباه کردید. گفتم مشکل ما این است که تشکیلاتی نیستیم! تشکیلات یعنی چه؟ 

فعالان فرهنگی به عرصه‌های بین‌المللی وارد شود لوازم کارتشکیلاتی 

1.    به‌کارگیری انواع استعدادها؛

2.    احساس مسئولیت تمام اعضاء، تقسیم‌کار؛

3.    حذف موعظه و تذکر؛

4.    فعالیت خودجوش بدون مزد و منت.

آن سؤالی که فرمودند آیا ما اخلاص نداریم؟ بله که نداریم، وقتی‌که تشکیلات نداریم یعنی اخلاص نداریم. اخلاص را می‌شود کمی کرد و دید، اخلاص باید پوست ما را بکند. در جبهه اخلاص خودش می‌آمد در روح ما تزریق می‌شد. آن گلوله‏ای که کنارمان منفجر می‌شد یا الله، تمام شد، اصلاً در جانش اخلاص رفت، نمی‏توانست اخلاص نباشد. تشکیلات انسان را مخلص بار می‌آورد، موعظه که نباید کرد. واقعاً آنجا دردمندانه، دلسوزانه و متفکرانه عرض کردم که در همه زمینه‏ها محتاج تشکیلات و کار تشکیلاتی هستیم. شما هر کدام در مساجد در محیط‏های اطرافتان که فعال هستید، به من بگویید مردم اهواز که مؤمن و پای‌کار هستند، 9 دی شود می‌آیند، اربعین و نماز جمعه می‌آیند؛ این‏ها چند نفر هستند؟ یک رقمی بگویید که بتوانیم با آن‏ها ارتباط تشکیلاتی برقرار کنیم. 100 هزار نفر، می‌خواهم به شما بگویم تشکیلاتی زندگی کردن یعنی چه، این‏ها تعلیمات دینی است آنجا از آیت‏الله شاه‏آبادی 50 سال قبل از انقلاب، سند آوردم و خواندم، خدا شاهد است کف همه بریده بود. نخبگان جلسه می‌گفتند این کتاب کی چاپ شده، کجا نوشته شده است. دیگر از آقای شاه‏آبادی که عارف‏تر نداریم که! یک شاگرد به نام حضرت امام(ره) درست کرده و به حق امام می‌فرمود من شاگرد ایشان هستم. این‏ها دیگر واقعیت است ما که با هم افسانه نمی‏گوییم و دلایلش واضح است. خب این 100 هزار نفر از کجا برنج می‌خرند، در طول سال چند کیلو برنج می‌خورند؟ این‏ها زیر پیراهن می‌خرند یا خیر؟ چند زیر پیراهن در سال؟ اگر این‏ها تصمیم بگیرند تشکیلاتی خرید خود را انجام دهند، هر کارخانه‏ای دلشان بخواهد می‌توانند تأسیس کنند. نیاز به وام بانک ندارند. 100 هزار نفر خرج ماهشان را اول ماه به یک حسابی بریزند چقدر می‌شود؟ 10 میلیارد، می‌دانید با 10 میلیارد می‌توان یک بانک راه انداخت؟ می‌دانید چه حرکاتی می‌تواند راه انداخت؟! ما مرده متحرک هستیم. «وَأَعِدوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَةٍ» قوه یعنی چه؟ شهید مطهری فرمود قوة فقط در این آیه قرآن قدرت نظامی نیست، قدرت اقتصادی کجاست؟ چقدر این دوستان طلبه ما قیافه می‌گیرند ما می‌خواهیم مردم را به اسلام دعوت کنیم. شما اول خودتان را به اسلام دعوت کنید. طلبه‏ها خرید خود را یک کاسه کنند. ستاره 72 مربع نمی‏دانم چه! چرا قدرت اقتصادی خود را هرز می‌دهید؟ مثل‌اینکه شیر آب خانه را باز کردید دنبال کار خودت رفتید، آقا آب را ببند! بگذار باشد! چرا الکی خرید می‌کنید؟ چه کسی را دارید پولدار می‌کنید؟ برخی اوقات آدم احساس حماقت می‌کند از زندگی کردن در این جامعه؛ یعنی احساس ابلهی می‌کند. سرمایه‎دار چینی کنارمان می‌نشیند، انگشترها را نگاه کن، برخی‏ها دو تا، حداقل یک‌دانه هست. چند سال یک‌بار این‏ها انگشتر عوض می‌کنند، یک سال در میان، یک ضرب و جمع می‌کند که گردش مالی اقتصاد انگشتر در ایران چقدر است، می‌رود دو تا کارخانه آنجا می‌زند. نصف قیمت اینجا می‌فروشد بدون سروصدا کارخانه ‏هایمان را ورشکسته می‌کند، دیگر نمی‏توانید جلوی قاچاق انگشتر را بگیرید! وقتی با نصف قیمت کارخانه‏های ما را تعطیل کرد، سال بعد سه برابر قیمت می‌فروشد پول سال اولش را هم درمی‌آورد. بقیه مدت هم ما را به بردگی می‌کشد. ما هم مثل هالوها انگشتر در دست می‌کنیم، یک‌بار فکر نمی‏کنیم اقتصاد انگشتر در کشور ما چقدر است؟! این اسلامی زندگی کردن است؟ اسلام به دولا راست شدن است؟ دیگر ما آخوندها که پیش هم نمی‏توانیم این حرف‏ها را بزنیم. ما سکولاریم؟ بله هستیم. ما از آنجایی سکولار بودنمان شروع شد که...!

فعالان فرهنگی به عرصه‌های بین‌المللی وارد شود توجه به طب اسلامی و تغذیه مناسب

برگردم از اول برای شما مثال بزنم چند روایت از امام رضا(ع) در مورد نحوه تغذیه داریم، حوزه علمیه اهواز چند دفتر مشاور تغذیه زده تا مشکل مردم را با تغذیه حل کند، چند فقیه تغذیه داریم؟! آن‏ها کار نمی‏خواهد؟ ائمه بیکار بودند؟ شأن ما اجل از ائمه هدی است، شأن ما اجل از امام رضا(ع) است؟ دیگر حوزه علمیه اینجا که قوی است! آن وقت من چرا باید از اهواز نامه، پیک و سؤال، حاج‌آقا صبح سختم است بیدار شوم، گفتم این به ایمانت ربط ندارد تغذیه خود را درست کن! روایت است هر کسی تا 40 سالگی طبیب دردهای خود نشود خیری در آن نیست. اولاً در عموم ما طلبه‏ها خیری نیست، ثانیاً این خیر را به مردم هم ندادیم. خب این بی‏دینی است! آن وقت ما بیاییم کار تغذیه کنیم. وزارت بهداشت می‌گوید این ادویه ‏خانه‏ ها دکان بازار است، خب ادویه‏خانه‏ها بر اساس طب اسلامی زیر نظر علما بیاید، دکان بازار تقلب در آن نمی‏شود و مردم هم سالم می‌مانند. می‌دانید بخشی از طلاق‏ها ناشی از چیست؟ شما می‌دانید بسیاری از بداخلاقی‏ها ناشی از چیست؟ از غذای ناجور است. این‏ها به علما ربطی ندارد؟! امام صادق اشتباه کردند در این مورد صحبت کردند؟ یبوست ام الامراض هست یا نیست؟ پیغمبر(ص) فرمودند با اسهال بیماری‏های خود را مداوا کنید، بیکار بودند این را فرمودند «وَمَا یَنطِقُ عَنِ الهَوَى» ائمه جماعت مساجد چرا شکم مردم را بهسازی نمی‏کنند؟ بعد بالای منبر می‌گوییم عصبانی نباشید، مگر بدبخت مرض دارد عصبانی باشد، ببینید وضع تغذیه او چگونه است؟ اگر دو سال برنامه غذایی خود را عوض کنید دیگر عصبانی نمی‏شوید. خودمان را کشتیم دو واحد آنتومی و مسائل فیزیولوژی در مدرسه علمیه بگذاریم، مگر برخی از دوستان می‌گذارند؟ می‌گویم این واحد آنتومی به ایشان درس دهیم که وقتی امام صادق می‌فرماید اینجایت خراب شده، بفهمد اینجا یعنی کجا. مگر ما می‌خواهیم پزشک درست کنیم؟ بله می‌خواهید پزشک درست کنید! آن وقت می‌دانید چند هزار عدد روایات طبی بیشتر از عدد روایات در باب نماز است. آن وقت دلمان خوش است نیرو داریم، کجا نیرو داریم؟ ما آماده هستیم نیرو داشته باشیم. تغذیه را درست کنیم. باور کنید تغذیه را درست کنیم انگیزه مردم برای تبرج کاهش پیدا می‌کند، ریشه بی‏حجابی چیست؟ روی این کار کنید.می‌خواهم حرف‏هایی که زدم را مثال بزنم، با تشکیلات همه این‏ها امکان دارد، در تشکیلات تقسیم‌کار می‌شود، آقایان علمای حوزه، دختران همسران طلبه‏ های جوان، شما کجا باید شوهرداری یاد بگیرند؟! پای تلویزیون جمهوری اسلامی؟ در روایات نوشته است زن باید به مرد اظهار عشق کند،کجا باید این را یاد بگیرند؟ پای تلویزیون که دختران و خانم‏ها ما می‌نشینند یک خانم کارمند زمختی می‌بینند، اظهار عشق هم حرام است، می‌خواهد چه کار کند؟ اصلاً عزیزم و دوست دارم و دورت بگردم در تلویزیون ممنوع است. بعد چه می‌شود؟ الگوی زن این کارمندی می‌شود که اینجاست و هیچ اظهار عشقی نمی‏تواند به شوهر خود بکند، شوهر هم نمی‏تواند اظهار عشق کند. آخر بی‏انصاف‏ها یک تئاتری درست کنید، خانم‏ها فقط در جلسه شرکت کنند، موبایل‏ها را بیرون بگیرید، در این تئاتر چهارتا داستان سرگرم‏ کننده باشد، خانم ‏ها بیایند، دیگر شهر بزرگ است، روستا که نیست که هر مادربزرگ دو تا دختر را اداره کند، آن دوران تمام شد رفت، الآن شما با چند میلیون نفر مواجه هستید. دختران روش شوهرداری یاد بگیرند. اول خانم‏های طلبه را ببرید در تئاتری شرکت کنند، کمی شوهرداری یاد بگیرند؛مثلاً بگوید سلطان من، یک‌دفعه باد مرد می‌خوابد می‌گوید من سلطانم برای چه دادوبیداد کنم؟ آرام می‌گیرد که این طلبه ‏ها بتوانند دو برابر درس بخوانند و کار کنند، خانم‏ هایشان تحویلشان نمی‏گیرند درست کار نمی‏کنند. اول همین‏ کارها را درست کنید. خب این کارها را چه کسی باید بکند؟ همشیره ابوی بنده؟ به خدا من بارها گفتم سال‏هاست ایشان فوت کرده است! تشکیلات یعنی تقسیم‌کار کنید. من مدام بخواهم مصادیق مثال بزنم، ببینید من دارم کجا را می‌بینم مدام آتش می‌گیرم و می‌سوزم.

فعالان فرهنگی به عرصه‌های بین‌المللی وارد شود تشکیلات در اهواز ضعیف است

ما تشکیلاتی نیستیم، تشکیلات در اهواز ضعیف است که این مشکلات است. یکی از جاهایی که می‌تواند تشکیلات را تقویت کند هیئت است، تشکیلات‎سازی‏ مسجد خیلی دشوار است، مسجد صاحب دارد همه نسبت به مسجد نمی‏توانند احساس مسئولیت کنند، می‌گویند امام جماعت، خادم، کلید، حساب‌وکتاب و موقوفه دارد، ما را رها کنید می‌رویم نمازمان را می‌خوانیم و برمی‌گردیم. ولی در هیئت 20 نفر زیر جنازه را گرفتند هر کدام را رها کنیم پایین می‌افتد، همدیگر را صدا می‌زنند، اصلاً آدم در هیئت تشکیلاتی ‏تر بار می‌آید تا در مسجد، مگر اینکه «اللهم الا ان یقال» ما بخواهیم مسجد را تشکیلاتی اداره کنیم، آن‌هم حرف خوبی است که عمراً این کار را بکنیم.

فعالان فرهنگی به عرصه‌های بین‌المللی وارد شود ولایت مداری در روابط عرضی 

در ولایتمداری فقط رابطه طولی را یاد گرفتیم رابطه عرضی را بلد نیستیم تمرین کنیم. رابطه طولی و عرضی را من در آن سخنرانی گفتم آقا بعد از سخنرانی فرمودند شما این مطلب من را قبل از انقلاب دیدید؟ عرض کردم بله خواندنم و مطالعه کردم. یکی از جاهای دیگر که باید تشکیلات درست کنیم بسیج است. متأسفانه بسیج، بچه‏های ما را در فضای پایگاه تشکیلاتی بار نمی‏آورد. فکر می‌کنند ولایتمداری یعنی درست کردن این رابطه طولی. این یعنی در درازمدت نگاه می‌کنیم غالباً افراد بی‏ عرضه را جذب می‌کنیم، باعرضه باشد خودش می‌رود لیدر می‌شود 10 تا کار دیگر می‌کند، بیاید عضو پایگاه شما برای چه بشود؟! دقت کنید رفتارهای ما را ببینید.

فعالان فرهنگی به عرصه‌های بین‌المللی وارد شود

فعالان فرهنگی به عرصه‌های بین‌المللی وارد شود یزکیهم یعنی حکومت کنند

بحث شب عاشورایی که عرض کردم را قبول دارید «یتلُوا عَلَیهِم آیاتِهِ وَ یزَکِیهِم وَ یعَلِمُهُمُ الکِتابَ وَ الحِکمَةَ» ما این یزکیهم را حذف کردیم ما آخوندها این کارها را می‌کنیم «یتلُوا عَلَیهِم آیاتِهِ وَ یعَلِمُهُمُ الکِتابَ وَ الحِکمَةَ» «یزَکِیهِم» به ما ربطی ندارد. «یزَکِیهِم» آنجا با چه بود؟ من بحث کردم علما هم بودند اگر غلط بود می‌گفتند. «یزَکِیهِم» یعنی حکومت کنند، یعنی رفتارهای جامعه با ساختارهای اجتماعی تغییر دهند. بسیج به تشکیلات بیشتر نیاز دارد یا به کلاس؟ تشکیلات بیشتر سازنده است یا کلاس؟ آقا عمل خیلی مهم است. «کونوا دُعاةً لِلناسِ بِغَیرِ ألسِنَتِکُم» واقعاً ما طلبه‏ ها این را کجا رعایت می‌کنیم؟ ما «بِغَیرِ ألسِنَتِکُم» هستیم. خیر، ما هم برای «بِغَیرِ ألسِنَتِکُم» هستیم. آن وقت فکر می‌کنیم «بِغَیرِ ألسِنَتِکُم» یعنی اسوه رفتاری تک برای آن‏ها باشیم؟ پیغمبر این کار را کرد؟ که من بین شما زندگی می‌کنم، کاری به بالا و پایین مملکت ندارم، با همه جنگید! از عمل من نگاه کنید من برای شما اسوه حسنه هستم؟! خیر، مدیر تشکیلات شد. چند نفر از طلاب ما بلد هستند یک تشکیلات را ایجاد یا مدیریت کنند؟ اینکه بتوانیم تشکیلات ایجاد کنیم، حتی در بیت سخنرانی می‌کردم در بحث تشکیلات گفتم، بسیج در زمان جنگ به تشکیلات شبیه بود تا نیروی نظامی، الآن بیشتر شبیه به نیروی نظامی شده است، الآن که تازه عرصه فرهنگی است. البته من خدمات بسیج را انکار نمی‏کنم بلکه تقدیر می‌کنم خصوصاً دوره آقای نقدی، تنوع فعالیت و تنوع مخاطب در بسیج تحقق پیدا کرد. ولی اگر به من بگویید چرا همه مشکلات مملکت را حل نکرد؟ می‌گویم تشکیلات، بدون تشکیلات یا با حداقل از تشکیلات این کار را کرد. تشکیلات یعنی تشکل. بله بسیج تشکیلات دارد ولی تشکل چیز دیگری است. آن وقت یک فرمانده پایگاه باید چه کند؟ باید بگوید من می‌روم در این پایگاه، کاری می‌کنم کار بجوشد، من فقط این جوشش‏ های درونی را سازمان‌دهی می‌کنم. خیلی تشکیلات موضوع قابل‌تأملی است، در خون ما نیست، چون در خون علمای ما نیست مگر اینکه نادر باشد. ولی من همین دیروز داشتم رفتار آیت ‏الله جزایری را نگاه می‌کردم دیدم ایشان عنصر تشکیلاتی است، یک سماحت و سعه‌صدری دارد آدم‏ ها کنارش رشد می‌کنند، خفه نمی‏شوند. قبول کنید، من چند تا امام‌جمعه و آخوند دیدم و یک تجربه‏ای دارم، ایشان خیلی استعداد دارد در اینکه تشکیلات اطراف ایشان، به‏عنوان الگو شکل بگیرد. برخی از اساتید شاگردپرور هستند، برخی از مدیران در اطرافشان مدیرپرور هستند، برخی از مدیران هستند آدم‏های ضعیف و زبون زیردست خود نگه می‌دارند همه را خفه می‌کنند. برخی از معلمان استعدادها را خفه می‌کنند. این‏ها فرق می‌کنند. ایشان یک استعداد این‏جوری دارد. من اسم خوش‏رفتاری‏های خاص ایشان را خوش‏اخلاقی نمی‏گذارم، می‌گویم استعداد برای ایجاد تشکیلات در اطراف خود است. «وَلَو کُنتَ فَظاً غَلِیظَ القَلبِ لَانفَضُوا مِن حَولِکَ» این را با تشکیلات تفسیر می‌کنم. ببخشید من آدم ساده‏ای نمی‏توانم باشم. پیغمبر اکرم(ص) تمدن عظیم اسلامی درست کرد ریسک آن را هم پذیرفت، چهار تا منافق درست می‌شوند که می‌آیند پهلوی فاطمه مرا پاره می‌کنند و می‌زنند، باشد! به خاطر یک بی‏نماز در تشکیلات را نمی‏بندند، در مسجد را نمی‏بندند. میدان‏داری کرد تا بالا بیایند، خودشان هم مسئله نفاق را حل کنند، خب نتوانستند باشد، ولی یک روش بود، این روش را امیرالمؤمنین هم ادامه حکومتش شکست خورد ولی یک روش بود. امام حسین هم با همین روش کربلا را ادامه داد. میدان داد، شب عاشورا گفت بروید با خودتان است، امام حسین یک تشکل 72 نفره درست کرد از پس همه برآمد، چه تاریخی درست کرد! روش‏ها را نگاه کنید.

فعالان فرهنگی به عرصه‌های بین‌المللی وارد شود دین انفرادی ثمره غرور حق بودن

این آقای شاه آبادی عجب کسی بود، رضوان خدا بر ایشان باد، ایشان چه کسی بود؟ امام خمینی(ره) آدم خیلی تیزی است، بیخود به ایشان روحی له الفداء نمی‏گوید، تنها کسی که من دیدم این حرف را بزند. یک‌بار با بچه های دفترمان حدوداً دو سال گشتیم تا سند و مدرکی برای این حرف و نظریه پیدا کنیم. کسی در این زمینه بحث نکرده بود ایشان عین آب‏ خوردن این را می‌گفت. بابا چیزی که به عقل کسی نمی‏رسد، تو چرا مثل آب خوردن می‌گویی، آقای شاه‏ آبادی عجب آقای فهمیده‏ ای بود، به آقای شاه ‏آبادی تعظیم می‌کند. می‌فرماید دین انفرادی ما نتیجه غروری است که ناشی از حق بودن ماست. غرور حق بودن! متنش را اربعین خواندم. دین انفرادی ما ناشی از چیست؟ از غرور حق بودن ماست. یک‌دفعه می‌بینید این غرور حق بودن در بچه‏ های بسیج ما هم هست. بابا کوتاه بیا، بیا کار تشکیلاتی کنیم؛ نه آقا! چه کسی بود؟ پدرش را درمی‌آوریم! آقا صبر کن، فقط می‌خواهید بزنید؟!

فعالان فرهنگی به عرصه‌های بین‌المللی وارد شود دو راهبرد اساسی

طولانی نکنم، همین دو راهبرد اساسی را عرض کردم. ما تا تشکیلات راه نیندازیم اخلاقمان درست نمی‏شود. ان‌شاءالله من یک روزی یک پدری از این علم اخلاق دربیاورم که گوساله‏های سامری این را راه انداختند و از حسن بصری شروع شد و مقدمه‏های آن از دیگران شروع شد که بدون عمل اجتماعی و بدون عمل جدی اجتماعی، از جنس جهاد و امربه‌معروف و نهی از منکر، سیاست و خدمات سازمان‌دهی شده اجتماعی، یک عده بنشینند شروع به خودسازی کردن بکنند. فرمود حسن بصری گوساله سامری این امت است. انحراف در دین که حوزه‏های علمیه به آن کمک کردند این است که مردم مسلمان، برو بچه‏های ما گوساله سامری این امت را نمی‏شناسند. برخی اوقات می‌گویم از شهید مطهری باید عبور کرد، می‌گویند چرا؟ می‌گویم چون ایشان روی گوساله سامری زیاد کار نکرده است، ما الآن نیاز داریم روی گوساله سامری کار کنیم. گوساله سامری می‌دانید یعنی چه؟ زحمت حضرت موسی را زمین زد، مردمش بدبخت، با معجزه بزرگ نجات داد، آقا این چه کار کرد؟ این گوساله، در واقع سامری آمد یک گوساله درست کرد، حسن بصری هم آمد علم اخلاق جدا از سیاست درست کرد.

ما هم ادامه می‌دهیم و گوساله ‏پرست شدیم. تا تشکیلاتی نشوید اخلاقت معلوم نمی‏شود. خیر، من با همه تواضع می‌کنم و لبخند می‌زنم، شما با کسی کار نکردید اخلاقت خوب است، کار کنید ببینم لبخند روی لب شما باقی می‌ماند. وظیفه تشکیلاتی خود را انجام بدهید، الآن در اهواز وقتش است، عناصر فرهنگی بگویند خواهش می‌کنم بیایید دورهم بنشینیم لااقل یک چای بخوریم؛ یعنی ما این‏قدر بداخلاقیم؟ وظیفه شما است که دورهم جمع شوید، می‌خواستید به دنیا نیایید، می‌خواستید دین‌دار نشوید، وظیفه شماست باید دورهم جمع شوید، وگرنه کار شهر راه نمی‌افتد. فکر نکنید فضیلتی است دورهم جمع شویم، الآن وقت این حرف است که همدیگر را نصیحت کنیم. پس اخلاق کجاست؟ اخلاق یعنی تشکیلات، اخلاق یعنی کار کردن با هم است. سرود زمان پیغمبر اکرم(ص) کدام سوره قرآن بود؟ سوره مبارکه عصر، دورهم جمع می‌شدند می‌خواستند پراکنده بشوند، دست‏های خود را روی دست هم مانند فوتبالیست‏ها می‌گذاشتند، البته ما از این ادا و اطوارها خوشمان نمی‏آید ما شأنمان اجل از این حرف‏هاست، ولی آن‏ها بچه‏ های ساده‏ای بودند باور کرده بودند حرف‏های قرآن درست است و فلان! بعد جالب است اصحاب پیغمبر چقدر ساده بودند فکر می‌کردند همه حرف‏های خدا را باید جدی بگیرند، بعد خیلی ساده‏ تر از آن فکر می‌کردند حرف‏های مهم خدا مهم است. مثلاً خدا بفرماید والعصر، این خیلی مهم است. «وَالعَصرِ * إِنَ الإِنسَانَ لَفِی خُسرٍ * إِلَا الَذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَالِحَاتِ وَتَوَاصَوا بِالحَقِ وَتَوَاصَوا بِالصَبرِ» غرض در آیه آخر است. با همدیگر شبکه ایجاد شود رابطه عرضی باشد. چرا یک جمع نمی‏توانند همدیگر را تحمل کنند؟ «وَتَوَاصَوا بِالحَقِ» دارند «وَتَوَاصَوا بِالصَبرِ» ندارند نمی‏توانند صبر کنند تا حق معلوم و بیان شود. باید همدیگر را به صبر توصیه کنیم. حالا شما صبر کنید درست می‌کنیم.

حدود 20 ساعتی از سخنرانی بنده در اربعین باقی ماند که نتوانستم در آن 1 ساعت بگویم، آقا هم بعداً به من فرمودند همه آن گفته نشد، خیلی‏ از آن ماند، گفتم بله، منِ ناتوان در گفتن و این بحث هم عمیق و دامنه‏ دار! آنجا یکی از حرف‏هایی که می‌خواستم بزنم این بود، شما می‌دانید قبل از اینکه رسول خدا بیاید تشکیلاتی وسیاسی برخورد کرد، 12 نفر فرماندار برای شهر مدینه گذاشت. الآن شهر اهواز یک فرماندار دارد، اگر بخواهیم بگوییم شهردار هم عدیل آن داشته باشد، چند منطقه و شهردار دارد؟ 8 تا، اهواز اندازه چقدر مدینه آن زمان است؟ چند برابر آنجاست؟ از نظر جغرافیایی؟ یعنی ما خودمان را خیلی کشتیم و به آخر تشکیلات رسیدیم 8 تا! کمی هم فکر کنید ثواب دارد. یک مقدار فکر کنید حضرت رسول اکرم 12 تا فرماندار منصوب کردند. می‌دانید که بعداً چه شد؟ ذیل هر کدام از این 12 نفر ده‏‎ها نفر قرار دادند و بعد 10 نفر 10 نفر، یعنی این 12 نفر نقبا بودند ذیلش یک رده دیگر پیامبر اکرم طراحی کردند، ذیل آن‏ها عموم مردم بودند. در تاریخ نوشته شده مردم خیلی خوشحال شدند که دیگر تکلیف ما مشخص شد ارتباط تشکیلاتی ما با پیغمبر مشخص شد. یا رسول‌الله شما با آن عظمت نفس (همه هم نماز جمعه می‌آیند، اصلاً یک آخوند ما در یک شهری می‌رود که 10 برابر آنجاست، از این کارها نمی‏کند خودش یک تنه همه را اداره می‌کند) چطور تشکیلات می‌چینید؟ نکند این ضعف کاری شما باشد؟! آقا ضعف چیست؟ پیغمبر اکرم را به ضعف متهم می‌کنید؟! نادان! به دیگران مسئولیت می‌داد، ایشان دو رده مسئولیت داد، همه تکلیفشان مشخص بود، تو به چه کسی مراجعه می‌کنی؟ حالا شهر بغل‌دستی مستقیم پیش پیغمبر برو، ولی رده‏ بندی کرد.

ان‌شاءالله خداوند به ما توفیق دهد در جریان این انقلاب رشد کنیم واقعاً هنوز وقتی این حرف‏ها را از من می‌شنوید فکر نکنید انتقادی برخورد کردم خیر، من دلسوزانه برخورد می‌کنم و واقعاً معتقدم اهواز ظرفیتش فوق‏العاده بالاست. هیچ تردید در این نیست و کماکان می‌تواند الگو قرار بگیرد گره‏ گشا شود، بین‏ المللی ‏ترین استان ایران باشد، محل صدور انقلاب به منطقه و جهان باشد. زبان عربی در جهان غوغاست، ظرفیت‏های این منطقه عالی است. اهدای بالای 60 شهدای مدافع حرم و شهدای اربعین مثل وحی می‌ماند که این استان متفاوت است. اگر وحی می‌آمد ایمان من این‏قدر افزایش پیدا نمی‏کرد. ما معتقدیم شهادت هر کسی هر کسی نیست. من ماندم شما چرا جهان را نگرفتید؟! دادوبیداد من سر این است.

یک لطیفه بگویم به جای اینکه روضه بخوانم، چون رمق و حالم تمام شده است. این جک را بچه بودم شنیده بودم، الآن هم جزئیاتش یادم نیست که طوری بگویم شما بخندید ولی می‌توانم طوری بگویم شما گریه کنید! یعنی جک را خراب کنم، چون مغزش مهم است. پادشاهی سربازانش را فرستاد جبهه بروند بجنگند، رفتند جنگیدند شکست خوردند برگشتند، گفت پس چرا شکست خوردید؟ گفت تعداد آن‏ها بیشتر بود؟ گفتند خیر، تعداد ما بیشتر بود! گفت منطقه آن‏ها بالا بود شما پایین بودید؟ گفتند ما بالا و آن‏ها پایین‏تر بودند! گفت اسلحه آن‏ها بیشتر بود؟ گفتند اتفاقاً اسلحه ما بیشتر بود! گفت پس چرا آن‏ها پیروز شدند؟ گفتند روی آن‏ها بیشتر بود! ما این‏طوری هستیم به خدا، دشمنان ما رویشان زیاد است، عجب رویی دارند! خیلی عجیب است. فقط رو دارند و ما را این‏طوری می‌برند. تعداد، امکانات و همه چیز ما بیشتر است. خدایا روی ما را هم زیاد بفرما که بتوانیم بیشتر کار کنیم، الهی آمین.
خدایا توفیقات جوانان خوب و نازنین منطقه و خطه نورانی خوزستان روزافزون بگردان، الهی آمین.

توفیقات این جوانان را موجب درس ‏آموزی دیگر استان‏ها قرار بده، الهی آمین.

این استان را مایه عبرت قرار مده! الهی آمین.

ان‌شاءالله همیشه معلم باشید ولی در عین از استان‏های دیگر درس بگیرید بد نیست. در برخی از استان‏ها فکر کنم در مورد مشهد محرومیت‏ زدایی در اطراف شهر کمی از شما بهتر بود.

فعالان فرهنگی به عرصه‌های بین‌المللی وارد شود الگوی دولت اسلامی در جامعه مهدوی 

یک نگاه کلانی در زمینه دولت در جامعه اسلامی دارم که این ‏قدر نقش دولت ضعیف است آرمان کوچک‏ کردن دولت که کسانی که می‌خواهند مشکلات بوروکراسی را کم کنند و فسادها را کاهش دهند در آن نظریه دولت اسلامی، درست می‌شود و بر اساس همین امام زمان(عج) می‌تواند یک جهان را اداره کند با دولت کوچک می‌شود، با دولت بزرگ اگر آدم بخواهد یک جهان را اداره کند، یک منطقه غرب آسیا را نمی‏تواند اداره کند. دولت باید کوچک شود. حتی حدس می‌زنم دولت امام زمان(عج) از دولت جمهوری اسلامی کوچک‌تر است. بچه حزب‏اللهی ‏ها می‌گویند می‌بینید متأسفانه نفت از اینجا می‌رود اطرافش روستائیان ندارند، دولت این کار را نمی‏کند، اصلاً این حرف‏ها نیست، شما را خدا رهایمان کنید، ما قدرت خودمان را نشناختیم، بیشتر از نصفی مشکلات مملکت را می‌توانیم بدون مراجعه به دولت حل کنیم. بالأخره چند میلیارد شد که خرج ماه خود را در یک کاسه بریزید، یک رقمی می‌شود، نه پول اضافه، خرج ماه خود. رفقا این حرف‏ها علمی است که با شما می‌زنم. خیلی‏ ها هستند می‌گویند اینکه منبر و... است، ولی حرف درست‌وحسابی زده بود، می‌گوید چون در منبر بود هیچ چیز.

شما که آن‌طور گوش نمی‏دهید. حتی یک طلبه درب‌وداغانی مثل من هم ممکن است حرف حساب بزند. رفقا حزب‏اللهی‏ ها این تیکه را هم انداختند، ولی در صحبت اربعین شرح ندادم. عادت حزب‏ اللهی این شده بنشیند مدام بگوید لنگش کن. بابا دولت خراب، هر دولتی خراب، چاره این است دولت درست شود. به این فکر کنیم. چاره نهایی این است که دولت خوب می‌خواهیم. چرا معمولاً ریاست‏ جمهور بعداً صلاحیتشان تأیید نمی‏شود؟ چون راهش این نیست، اثرگذاری دولت را می‌خواهد پایین بیاورد. اثرگذاری ملت را افزایش دهد، چرا آخوندهای ما فکر می‌کنند انقلاب تمام شده است؟! آخوندهای ما مقابل طاغوت قیام کردند بعد رها کردند طاغوت درست شود، مدام طاغوت و بت درست می‌شود مدام می‌شکنیم، می‌خواهیم ادای حضرت ابراهیم(ع) را دربیاوریم. دیگر بت شکستن بس است نگذار بت درست شود؛ و چقدر این استان استعداد دارد. من به خدا مانده‏ ام! دیروز با آقای جزایری صحبت می‌کردم ایشان می‌گفتند ما مشکل پول نداریم. ایشان قدرت و نفوذ دارد، خب مشکلات را حل کنید. 90 درصد از امام‌جمعه‏ های شما ممکن است بگویند دست ما چیزی نیست، کاری نمی‏توانیم بکنیم. مهم‌ترین امکان خوزستان امکان تشکل یافتن است به خاطر وجود و نفوذ شخصیت آیت‌الله جزایری و ولایتمداری مردم است، منتهی باید ولایت عرضی را تمرین کنیم. فکری برای این بکنید، کارهای تکی را دیگر تکی نکنید، آقا نماز را می‌شود تکی خواند، دیگر نخوانید، بروید جماعت بخوانید. اگر مسجد کنارتان باشد قبول نیست. هر کاری را خواستید انجام دهید یا الله، کدام مراسم را می‌خواهید برگزار کنید، چند مسجد با هم هماهنگ شوند؟! نه آقا! کاری ندارد ما خودمان این را یک‌دانه انجام می‌دهیم، اصلاً حرام است مراسم تکی انجام دهند، نمی‏دانم چه فکری بکنید یک فکری بکنید. 5 تا مسجد کمتر بخواهند یادواره برگزار کنند قبول نیست، این باید جا بیفتد این است که می‌ماند و 10 تا کار دیگر را حل می‌کند. این است که قدرت‏ها را تسخیر می‌کند.

و صلی الله علی محمد و آله الاطهار.
اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

 

 

   
  

اخبار مرتبط:

           

نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
نظر
 
  کد امنیتی:
 
آخرین اخبار|پربیننده ها
  شهر در سالروز شهادت امام هفتم سوت و کور بود
  نماهنگ کوتاه "وقف حسین" منتشر شد
  نماهنگ "مهمترین عامل موفقیت بزرگان" منتشر شد  
  تسریع در صدور مجوز تشکل‌های دینی، هدف اصلی سازمان تبلیغات است
  فیلمی دیده نشده از مداحی حاج منصور ارضی در سنگرهای جبهه  
  حرفی که مطهری را آتش زد
  گفتمان حاکم بر مداحی باید «گفتمان انقلاب اسلامی» باشد
  گفتن «اعوذ باالله» قبل از تلاوت قرآن دستور خداست
  بسته صوتی هیئت روضه‌الزهرا در شهادت امام موسی کاظم  
  عزاداری امام موسی‌بن‌جعفر در هیئت روضه‌الزهرا/2 +تصاویر  
  عزاداری امام موسی‌بن‌جعفر در هیئت روضه‌الزهرا/1 +تصاویر  
  مستند «فصل وصل» بزودی تولید می‌شود
  چهل حدیث کوتاه از امام موسی کاظم
  مناجات | گرچه پیش از خواهشِ سائل عنایت می‌کند  
  سفره حضرت رقیه در سوریه گسترده شد +تصاویر
  شعرخوانی در محضر رهبر انقلاب، لطف امام حسین بود
  مراسم شهادت امام هفتم در هیئت فدائیان حسین +پوستر
  هنر مسئول هیئت، سوق دادن دل‌ها به سوی اهل‌بیت است
  هیئتی که سیاسی نباشد مردم را به بی‌راهه می‌برد
  فضیلت ماه رجب از نگاه آقا مجتبی تهرانی +فیلم  
  مقاومت مردم فلسطین بخاطر حمایت‌های ایران است
  "محبت" اکسیر محرک برای تربیت انسان‌هاست
  نماهنگ "فرزند خوزستان" منتشر شد +فیلم  
  معرفی هیئت یا مهدی واوان در «ادب حضور» +فیلم
  معرفی هیئت حسین جان قزوین در «ادب حضور» +فیلم
  برخی به جای شیطان بزرگ، هیئتی‌ها را به چالش می‌کشند
  قدیمی‌ترین مقتل امام حسین ترجمه شد
  مراسم شهادت امام موسی کاظم در هیئت روضه‌الزهرا +پوستر
  آنچه که باید از قیام عاشورا بیاموزیم
  نقش مثبت رسانه ملی در گسترش سنت حسنه عزاداری
  90هزار هیئت مذهبی در کشور فعالیت دارند
  6هزار جلسه عزاداری در برابر فقط 6جلسه تفسیر/ قرآن را از اهل‌بیت جدا نکنیم
  فرش ایوان طلای حضرت عباس به کربلا ارسال شد +تصویر
  یادواره سردار جاویدالاثر مدافع حرم در مسجد حضرت اباالفضل
  عبارت «لا اله الا الله» به چه معنی است؟
  "ذکر و فکر" دو بال پرواز برای انسان‌ها
  هیئت صاحب‌العصر در عزای عمه سادات +تصاویر  
  حکم خواندن و گوش دادن هم زمان آیه سجده‌دار
  سه روز بندگی در خلوتگه ذکر و فکر/3 +تصاویر  
  سه روز بندگی در خلوتگه ذکر و فکر/2 +تصاویر  
  سه روز بندگی در خلوتگه ذکر و فکر/1 +تصاویر  
  سرداری که پس از 13 بار جانباز شدن به شهادت رسید
  روایتی کوتاه از اعتکاف جوانان در هیئت روضةالزهرا
  همایش تجلیل از خادمان اربعین در مازندران +پوستر
  شکوه مراسم اعتکاف مدیون انقلاب اسلامی است
  نشست صمیمی حجت‌الاسلام موسوی با معتکفین هیئت روضه‌الزهرا
  عدم توجه به نیازهای سطحی، تنها راه ذکر ویاد خدا است
  روز اول مراسم اعتکاف در هیئت روضه‌الزهرا
  روزی که معصوم به دنیا می‌آید به منزله نزول قرآن است
  حلقه‌های معرفتی ابتکار جالب هیئت روضه‌الزهرا برای مراسم اعتکاف
  اعتکاف بهترین فرصت برای طی کردن مسیرهای طولانی است
  دیدگاه امام خمینی پیرامون اعتکاف
  در روز سوم نمی توان از اعتکاف خارج شد
  «تفکر» و «کسب عبرت» دو عبادت بزرگ مومنین
  سه توصیه‌ی پیامبر اسلام به مداحان اهل‌بیت
  توصیه امام جواد برای دفع زلزله در ایران
  جشن ولادت امام جواد در هیئت صاحب‌العصر
  ماجرای عجیب اقتدای شهید صدر به امام حسین
  کشور به «جوانان مومن انقلابی» احتیاج دارد
  درخواست‌های جالب یک شهید از مردم
  امام جواد با برکت‌ترین مولود عالم هستند
  تهاجم فرهنگی، توطئه‌ی دشمنان شیعه در عصر امام جواد
  تصویرنوشت | امام جواد، دشمن نفاق
  ولادت امام جواد آتش فتنه‌ها را خاموش کرد
  نشر اسلام، دخالت در امور کشورها نیست
  مومن، حجت را بر کافر تمام می‌کند
  در ماه رجب، چه ذکرهایی را بیشتر بخوانیم؟
  آیت‌الله توکل سخنران اولین مراسم فصل وصل
  فیلم | تشییع فرمانده حشدالشعبی  
  آیا اعتکاف فقط به مسلمانان اختصاص دارد؟
  ماه رجب، ماه درخواست ظرفیت ابعاد معنوی از خداست
  هیئت کریم اهل‌بیت میزبان جشن میلاد امام جواد
  فیلم | جان دادن در مکانی باورنکردنی  
  تنها اشخاصی که حق ورود به ماه رمضان را دارند
  همه ادیان به برکات ماه رجب اعتقاد داشته‌اند
  عضو مجلس خبرگان، سخنران مراسم هفتگی هیئت روضه‎‌الزهرا +پوستر
  مراسم معنوی اعتکاف در مسجد امام حسن عسکری
  سلوک والدین مهمترین رکن تربیت فرزند است
  تاجری که امام زمان به نیابت از او به حج رفت
  دعایی که توفیقات سلب شده را باز می‌گرداند
 
 
 
::  صفحه اصلی ::  تماس با ما ::  پیوندها ::  نسخه موبایل ::  RSS ::  نسخه تلکس
© روضه نیوز 1390
info@rozenews.com
پشتیبانی توسط: خبرافزار