درباره ما   |  تماس   |  ارسال خبر   |  پیوندها  
  صفحه اصلی     اخبار     استان ها     اندیشه     چند رسانه ای  
جمعه، 2 فروردین 1398 - 18:17   
  روی خط روضه:  
- اندازه متن: + -  کد خبر: 15951صفحه نخست » اخبار کوتاهدوشنبه، 19 مهر 1395 - 15:35
گزیده‌ای از کتاب سقای آب و ادب؛
روایتی جالب از شمشیر حضرت عباس
فلسفه انتخاب مادرم و تولد من و برادرانم، پدیدآوردن یاورانی برای حسین(ع) بود. یعنی که من برای حسین و به خاطر حسین آمدم.
  

روایتی جالب از شمشیر حضرت عباس به گزارش روضه نیوز؛ سید مهدی شجاعی در کتاب «سقای آب و ادب» که شرحی است خواندنی از تولد تا شهادت قمر بنی هاشم، حضرت عباس(ع)، فصلی شیوا و مستند و حزن​انگیز درباره آخرین تلاش​های علمدار کربلا برای آب ​آوردن از فرات دارد؛ گزیده ای از آن را در ادامه می​خوانید:

روایتی جالب از شمشیر حضرت عباس

«این عباس علی است. خسته، گرسنه، تشنه، داغدیده و مصیبت زده. داغ‌هایی که هر کدام به تنهایی برای از پا درآوردن مردی کافی است؛ داغ سه برادر، داغ یک فرزند، داغ چندین برادرزاده و خواهرزاده و داغ چند ده عزیز و همدل و همراه. نه خستگی، نه تشنگی، نه گرسنگی، نه این همه داغ، هیچکدام تاب از کف عباس نربوده و توان عباس را نفرسوده، اما دیدن تشنگی حسین(ع) و بچه های حسین، طاقتش را سوزانده و او را راهی شریعه کرده است.

و اکنون این اوست و آبی که تا زانوان او و شکم اسب، بالا آمده. اکنون این اوست و آب و مشک خالی و بچه های حسین(ع). اکنون این اوست و لب هایی که از تشنگی ترک خورده. اکنون این اوست و تنی که از تشنگی ناتوان شده.

اکنون این اوست و جگری که از تشنگی تاول زده. اکنون این اوست و هجوم لشگر عقل از هزار سو که او را به نوشیدن آب ترغیب می کند: تو علمدار لشکر حسینی، باید استوار بمانی. تو محافظ بچه های حسینی، باید توان در بدن داشته باشی. تو تکیه گاه سپاه حسینی، نباید فرو بریزی. وقتی به جرعه ای آب می توان توان هزارباره گرفت، چرا این توان را - نه از خودت که - از انجام رسالتت دریغ می کنی؟

تو یک عمر زیسته ای برای همین یک روز و اگر امروز نتوانی بجنگی و از محبوبت دفاع کنی، همه عمر را به باد داد ه ای. پدر به برادرش عقیل - که در علم انساب ورودی به کمال داشت - گفت که: زنی می خواهد که در رشادت و شهامت و شجاعت نمونه باشد و فرزندانی رشید و دلاور و سلحشور و بی باک بیاورد.

و عقیل، قبیله بنی کلاب را معرفی کرد و از این قبیله، خانواده بنی حزام را و از این خانواده، فاطمه رشیده را.

و چه کارهای عجیبی می کرد این پدر مظهرالعجایب! خودش عالم بماکان و مایکون و ما هو کائن بود، خودش در جایگاهی از خلقت نشسته بود که تقدیر را با سر انگشتانش - باذن الله - رقم می زد. خودش سرشت و گذشته و آینده همه خلایق را در آینه علم غیب خویش، به وضوح می دید اما برادرش را مامور جستجو در انساب و اقوام و قبایل کرد تا دل عقیل را به انجام این ماموریت خطیر خوش گرداند.

به گمانم بزرگترین معجزه پدر این بود که در میان مردم، پرده بر علم غیب خویش می کشید و علیرغم داشتن بالهای کرامت، با پاهای عادت بر زمین راه می رفت و علیرغم علم آفرینی اش، به زبان کودکان مردم این جهان تکلم می کرد و علیرغم این که صاحب دکان عالم بود، درست مثل یک مشتری بی بضاعت، از دکه خلقت خرید می کرد.

فلسفه انتخاب مادرم و تولد من و برادرانم، پدیدآوردن یاورانی برای حسین(ع) بود. یعنی که من برای حسین و به خاطر حسین آمدم. برای تو که به خاطر حسین آمده ای، اکنون دفاع از حسین و جنگ در راه حسین، مهمترین مساله است.

و دفاع از حسین، توان می طلبد و جنگ در راه حسین رمق می خواهد.

و آب اکنون برای تو یعنی توان برای دفاع از حسین و آب برای تو یعنی مقدمه واجب که به اندازه خود واجب، واجب است. اسب که خنکای آب، رگ و پی اش را حیات و طراوت بخشیده، در آب پیشتر و پیشتر می رود تا آنجا که زانوان و رانهای سوار تماماً در آب قرار می گیرد و شمشیر آبدیده اش تا نیمه در آب فرو می شود.

سوار، دست به قبضه شمشیر می برد و آن را به سمت جلو می فشارد تا سر غلاف از آب بیرون بیاید و شمشیر از تسلط آب محفوظ بماند.

بیست و پنج سال پیش بود، یا کمی بیشتر. علی(ع) در مسجد نشسته بود و گرد او یاران و دوستان و اصحاب، حلقه زده بودند. در این حال، پیرمردی بیابانی که محاسنی سپید و چهره ای آفتاب سوخته اما نمکین داشت به مسجد درآمد.

با لهجه ای شیرین به همه سلام کرد، حلقه جمع را شکافت، بر دست و روی علی بوسه زد و زانو به زانوی او نشست: «علی جان! خیلی دوستت دارم. دلیلش هم این است که این شمشیر عزیزم را آورده ام به تو هدیه کنم.»

علی خندید؛ ملیح و شیرین، آنچنانکه دندان های سپیدش نمایان شد.

«دلیل، دل توست عزیز دلم! اما این هدیه ارجمندت را به نشانه می پذیرم.»

پیرمرد عرب، خوشحال شد، دوباره دست و روی علی را بوسید و رفت.

فراوان داشت علی از این عاشقان بی نام و نشان. شمشیر را لحظاتی در دست چرخاند و نگاه داشت، انگار که منتظر خبری بود یا حادثه ای.

خبر، عباس(ع) بود که بلافاصله آمد. هفت یا هشت ساله اما زیبا، رعنا و بلند بالا، سلام و ادب کرد اما چشم از شمشیر برنداشت.

علی فرمود: عباس من! دوست داری این شمشیر را به تو هدیه کنم؟

عباس خندید. آرزوی دلش بود که بر زبان پدر جاری شده بود.

«بله، پدر جان! قربان دست و دلتان.»

علی فرمود: بیا جلو نور چشمم!

عباس پیش آمد. علی از جا بلند شد، شمشیر را با وسواسی لطف آمیز بر کمر او بست، او را در آغوش گرفت، بوسید و گریه کرد: «این به ودیعت برای کربلا.»

فضای اطراف شریعه ملتهب شده است صدای پا و شیهه اسب ها و صدای عبور سوارها از لابلای نخل ها، نشان از تجهیز و بازسازی سپاه دشمن دارد.

باید جنبید باید هر چه زودتر مشک را از آب پر کرد و از این محاصره و مهلکه به در برد اما با کدام توان وقتی که هرم آفتاب، رمق بدن را کشیده است و عطش، عبور خون را در رگها دشوار کرده است؟!

اما ...اما پدر در واپسین لحظات حیات، آنگاه که در بستر شهادت آرمیده بود و آخرین وصایای خویش را به اطرافیان می فرمود، ناگهان تو را صدا زد.

تو شتابناک پیش رفتی و در کنار بستر او زانو زدی. پدر همچنانکه خفته بود، دست بر شانه های تو گذاشت و فرمود: «عباس من! به زودی سبب روشنی چشم من در قیامت خواهی شد. در عاشورا وقتی وارد شریعه شدی، مبادا که آب بنوشی و برادرت حسین، تشنه باشد.»

...

اکنون دیگر او تشنه آب نیست. تشنه دیدار کسی است که تصویرش را در آب دیده است و انگار او نه مشک که آب حیات عالم را با خود حمل می کند.

هیچکس پیش رو نیست سکوتی مرموز و سرشار از التهاب بر فضای نخلستان سایه افکنده است.

چندهزار چشم از پشت نخل ها سوار را می پاید اما هیچکس جلو نمی آید.

سکوت آنقدر سنگین است که حتی صدای نفس اسب ها به گوش می رسد و گاهی صدای پابه پا شدن ناخواسته اسب ها بر صفحه این سکوت خراش می اندازد.

پیداست که از جنین این سکوت، طفل طوفانی در شرف تولد است.

همین یک مشک آب، تمام حیثیت دشمن را لگدمال کرده است. دشمن گمان می کند که جبهه حسین(ع) اکنون بسان محتضری است که با نوشیدن آب، حیات تازه می گیرد، از جا برمی خیزد و دمار از روزگارشان درمی آورد.

به همین دلیل، همه لشکر خود را حلقه حلقه دور شریعه متمرکز کرده است.

...

اکنون تیر از همه سو باریدن گرفته است. اما عباس با حایل کردن جوارح خود، از کتف و بازو و پا و پهلو و پشت، تیرها را به جان می خرد و مشک را همچنان در امان نگه می دارد و بر بال های قلب خویش آن را پیش می برد.

ده ها تیر بر بدن عباس نشسته است و خون چون زرهی سرخ تمام بدنش را پوشانده است. اما عباس انگار هیچ زخمی را بر بدن خویش احساس نمی کند چرا که مشک همچنان ... اما نه ... ناگهان تیری بر قلب مشک می نشیند و جگر عباس را به آتش می کشد.تیر بر مشک نه که بر قلب امید عباس می نشیند و عباس در خود فرو می شکند و مچاله می شود...

زینب، زینب، زینب...

زینب(س) اکنون با دل خودش چه می کند؟ با دل سکینه چه می کند؟

این حکیم بن طفیل است که نخلستان را دور زده و از مقابل با عمود آهنین پیش می آید.

بگیرید این تتمه جان عباس را که از آبرویش گرانبهاتر نیست.

حسین جان! جانم به فدات! تو از این پس چه می کنی؟

می دانم که با رفتنم پشت تو خواهد شکست از این پس تو با پشت خمیده چه می کنی؟!

حسین جان! یک عمر در آرزوی رسیدن به کربلا زیستم، یک عمر به عشق نینوا تمرین سقایت کردم، یک عمر به شوق عاشورا شمشیر زدم... یک عمر همه حواسم به این بود که نقش عاشقی را درست ایفا کنم و به آداب عاشقی مودب باشم. اما درست در اوج حادثه ... شاخسار دستانم از درخت بدن فرو ریخت.

مشک امیدم دریده شد و آب آرزوهایم هدر رفت درست در لحظه ای که می بایست هستی ام را در دستهایم بریزم و از معشوق خودم دفاع کنم، دست هایم از کار افتاد. من شعله متراکمی بودم که می توانستم تمام جبهه دشمن را به آتش بکشم و خاکستر کنم اما در نطفه اتفاق شکستم و در عنفوان اشتعال فرو نشستم.

حسین جان! مرا ببخشا که نشد برایت بجنگم و از حریم آسمانی ات دفاع کنم.

این آخرین ضربه دشمن است که پیش می آید و مرا از شرمساری کودکانت می رهاند. ای خدا! این فاطمه(س) است، این زهرای مرضیه است که آغوش گشوده است تا سر مرا به دامن بگیرد.

این فاطمه است که فریاد می زند: پسرم! عباسم!

من کی ام؟! جان هستی فدای لحظه دیدارت فاطمه جان!

برادرم! حسین جان! مادرمان فاطمه مرا به فرزندی قبول کرده است.

اکنون برادرت را دریاب، برادرم!»

 

 

 

   
  

           

نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
نظر
 
  کد امنیتی:
 
آخرین اخبار|پربیننده ها
  حضور بیش از ۴۰۰ هزار معتکف در ۴۰۰۰ مسجد کشور
  مراقب باشید از قافله رهروان با ولایت تا شهادت جا نمانید
  سال ۹۸ ؛ سال «رونق تولید» نامگذاری شد
  مجموعه نماهنگ «هفت سین مادران آسمانی» تولید شد
  لزوم آرایش جدید نظام تولید و توزیع رسانه ای در گام دوم انقلاب
  مجموعه نماهنگ «هفت سین مادران آسمانی» تولید شد
  کشور ما به قوه قضائیه‌ای باصلابت نیاز دارد
  ثمن بهشت، توحید و «لا اله الا الله» است
  به مردم خوزستان در عرصه محرومیت‌زدایی خدمت می کنم
  بیت‌کوین از مصادیق بارز اکل مال به باطل است
  امام هادی در دوران چه کسی و چگونه بهش شهادت رسید؟
  گرامیداشت سالگرد ارتحال آیت‌الله‌ داودی در تهران
  نماهنگ "فرصت دوباره" منتشر شد  
  از سرمایه مداحی برای اهداف حسینی و فاطمی استفاده کنید
  گام دوم انقلاب و رسالت ستایشگران اهل بیت
  نخستین مسابقات قرآنی شیعه و اهل سنت کشور در کرمانشاه برگزار می شد
  هر سال پنج میلیون قرآن چاپ می شود
  مومن خانواده خود را وارد بهشت می‌کند
  تازه‌ترین کتاب فاضل نظری منتشر شد
  از سرپل ذهاب تا سرپل صراط یک مو بیشتر راه نیست
  خواننده لنگرودی در دانشگاه دزفول به ترانه خوانی پرداخت
  جشن تکلیف دانش آموزان همزمان با میلاد حضرت زهرا
  روایت پدر و مادر شهید گلستان هفتم از حضور رهبر انقلاب در منزلشان
  داغ تو شکست کمرم، پسرم
  هدیه رهبر انقلاب به شبکه رسانه ای صف
  ویدیو کلیپ "زنده باد ایران" بمناسبت چهلمین سال انقلاب ایران
  چه کسی اشتباه شیخ مفید را جبران کرد؟
  چرا FATF مخالف اسلام است؟
  علامه طباطبایی الگوی سبک زندگی قرآنی و اسلامی است
  حوزه علمیه آیت‌الله مجتهدی در تهران طلبه می‌پذیرد
  دشمن برای ضربه زدن به انقلاب از خوزستان شروع می‌کند
  کتاب «تاریخ اسلامی» با ترجمه اردو منتشر شد
  نشست هم اندیشی «اجتماع فاطمی» در جنوب تهران برگزار شد
  آیت الله میرسجادی دریای علم و اجتهاد است
  مراسم بزرگداشت آیت‌الله هاشمی گلپایگانی در حرم حضرت معصومه برگزار می‌شود
  آیین نکوداشت آیت‌الله میرسجادی در تهران برگزار شد
  باید با شایعه‌سازی دشمن در فضای مجازی مقابله کرد
  نامه‌ای از نهج‌البلاغه که باید در کتب درسی بیاید
  برای سلامتی استاد مشهور اخلاق دعا کنید
  روایت آیت الله نوری همدانی از حماسه ۱۹ دی
  پیام آیت‌الله سبحانی به همایش کاتبان، ناشران و مترجمان قرآن
  پدر شهیدی که تمام دارایی اش را وقف کرد
  نقدی پیرامون انتشار قطعه «پاره سنگ» توسط مهدی یراحی
  مداحان در شکست دشمن تاثیرگذارند
  فیلمی منتشر نشده پیرامون اتفاق جالب دو روز قبل از 9 دی
  گناهی که پنج تهدید خدای متعال را به دنبال دارد
  خطیب برجسته هیئات مذهبی عزادار شد
  فیلم | نماهنگ زیبای «مادر بمون» بمناسبت ایام فاطمیه
  رفع نابرابری‌های جامعه نیازمند امثال شهید حججی است
  هیأت‌های مذهبی از هویت شیعی و اسلامی جامعه پاسداری کنند
  آغاز ثبت نام دوازدهمین دوره مسابقات دارالقرآن امام علی
  خروجی هیأت تراز انقلاب اسلامی انسان مجاهد و انقلابی خواهد بود
  احیای امر "فاطمیه" را فراموش نکنید
  علامه طباطبایی چراغی فروزان برای حوزه علمیه است
  معاد گرایی زمینه ساز سعادت اخروی انسان است
  توصیه آیت‌الله قرهی درباره فتنه جدید
  رسیدن به مقام تسلیم از بالاترین ارزش‌های انسانی است
  توصیه همیشگی مرحوم آیت الله شاهرودی به فرزندانش
  نسخه به روز نرم افزار تلفن همراه پیام محراب منتشر شد
  خروجی هیئت تراز انقلاب اسلامی، انسان مجاهد و انقلابی خواهد بود
  امامزاده ای در قم که جد سادات رضوی است
  استاد پرورش از یاران امام و رهبری و در راه خدمت به مردم بود
  شخصی که رهبری او را "یار صدیق انقلاب" نامید
  آیت الله شاهرودی از چهره های برجسته جهاد و فقاهت بود
  آیت الله شاهرودی درس آموخته حوزه علمیه نجف بود
  دهمین همایش هیأت‌های محوری در قم برگزار می‌شود
  دو روز قبل از 9 دی اتفاق خاصی نیفتاده!
  گزارش تصویری مراسم شهادت بی بی دو عالم در فاطمیه اول
  شهیدی که مفقودالاثر شدن رادوست داشت
  جایی ننوشته است گنهکار نیاید
  آنقدر غمت به جان پذیرم حسین ...
  کوری در محشر !
  آیا «مشغولیت» ما در ارتباط با «مسؤولیت» ماست؟!
  چرا بعضى دعاها مستجاب نمى ‏شود؟
  تنها ملاک دوست داشتن
  روایت متفاوت یک روحانی از روز دانشجو
  پادکست | هرکس خسته شده است؛ جمع کند برود
  اربعین می‌تواند مقدمه حرکت‌های بین‌المللی مجموعه‌های فرهنگی باشد
  آغاز خرید اینترنتی کتاب «بهشت اینجاست»
  سرّ سلام کردن به اهلبیت (علیهم السلام)  چیست؟
 
 
 
::  صفحه اصلی ::  تماس با ما ::  پیوندها ::  نسخه موبایل ::  RSS ::  نسخه تلکس
© روضه نیوز 1390
info@rozenews.com
پشتیبانی توسط: خبرافزار