تلکس روضه نيوز: كشور ما به قوه قضائيه‌اي باصلابت نياز دارد
یکشنبه، 19 اسفند 1397 - 14:26     کد خبر: 18771

كشور ما در اين شرايط به قوه قضائيه‌اي باصلابت نياز دارد تا از اعلام و اعدام مفسدين اقتصادي نهراسد و انتخاب حجت‌الاسلام رئيسي با تجربه بسيار زياد و با روحيه‌اي انقلابي و با صلابت اين نويد را مي‌دهد كه كارها با سرعت بيشتري رو به صلاح خواهد رفت.

 به گزارش روضه نيوز ؛كشور ما در اين شرايط به قوه قضائيه‌اي باصلابت نياز دارد تا از اعلام و اعدام مفسدين اقتصادي نهراسد و انتخاب حجت‌الاسلام رئيسي با تجربه بسيار زياد و با روحيه‌اي انقلابي و با صلابت اين نويد را مي‌دهد كه كارها با سرعت بيشتري رو به صلاح خواهد رفت.

متن يادداشت مرتضي نجفي قدسي مديردارالقرآن علامه طباطبايي(ره) تحت عنوان " در استقبال از آمدن آقاي رئيسي" به شرح ذيل تقديم حضور ميگردد :

بسم الله الرحمن الرحيم

"فَوَجَدَا عَبدًا مِن عِبَادِنَا آتَينَاهُ رَحمَةً مِن عِندِنَا وَعَلَمنَاهُ مِن لَدُنَا عِلمًا  " (سوره كهف، آيه 65)

"پس بنده‌اي از بندگان ما را يافتند كه از جانب خود رحمتي عظيم به او عطا كرده بوديم واز نزد خود علمي فراوان به او آموخته بوديم."

هم‌اكنون كه زمزمه آمدن حجت‌الاسلام والمسلمين رئيسي براي به دست گرفتن مسئوليت بسيار سنگين و حساس قوه قضائيه مطرح شده است و از طرفي دشمنان در گذشته و حال تلاش زيادي در ترور شخصيت ايشان داشته و دارند، بر خود احساس وظيفه مي كنم كه محاسن و محامد اين انسان مخلص و پاكباخته را تا آنجا كه مي‌شناسم، بيان كنم تا مبادا افرادي تحت تاثير القائات بدخواهان و دشمنان ملت و كشور ما قرار گيرند وحقايق را وارونه جلوه دهند.

حجت‌الاسلام رئيسي ازديدگاه بنده كه بيش از سي سال است سعادت آشنايي با ايشان را دارم، از روحانيون بسيار مخلص، مهذب، باتقوي، باهوش و اهل بصيرت است كه براي تمامي اين اوصاف، سخن بسيار است و اميدوارم بتوانم در اين مقال كوتاه به برخي از آنها اشاره كنم.

صفا و ساده‌زيستي ايشان، حب شديد به اهل بيت‌ (عليهم‌السلام)، سلامت نفس و صداقت، تواضع و فروتني، توجه به عبادت و دعا و قرآن و مردمي بودن از ديگر صفات بارزي است كه در ايشان به وضوح ديده مي‌شود.

در زماني كه بعد از سال‌ها خدمت در قوه قضائيه، رهبري معظم انقلاب، منصب توليت آستان قدس رضوي را به ايشان سپردند، تصميم داشتم در معرفي جامع شخصيت ايشان و اين انتخاب شايسته يادداشتي بنويسم وليكن تامل كردم و با توجه به اقبالي كه به ايشان در آن مقطع شد، ديگر نيازي به گفتن اين مطالب احساس نكردم، اما از زمان انتخابات رياست جمهوري تاكنون نوك تيز حملات دشمن پيوسته به سوي ايشان سرازير بوده است و اين نشان‌دهنده آن است كه اين شخصيت مي‌تواند اثرگذار باشد و همانطور كه سردار سليماني در مواجهه با دشمنان، خوش‌ درخشيده است، اين چهره نيز مي‌تواند در مقابله با جبهه دشمن به مثابه يك سردار بزرگ، ياور رهبر و حامي ملت باشد.

از آخرين ملاقاتم با ايشان حدود دو ماه مي‌گذرد كه در حرم امام رضا(ع) بعد از نماز صبح به طور تصادفي ايشان را زيارت كردم و دقايقي به دفترشان رفتم و از اين كه زمزمه آمدن ايشان براي رياست قوه قضائيه مطرح شده‌ بود، نظرشان را جويا شدم كه ايشان گفت: "اگر به انتخاب خود من باشد، من شخصا هيچ كاري را بر خدمت در آستان مقدس حضرت امام رضا(ع) ترجيح نمي‌دهم، اما بايد صبر كنيم، ببينيم تكليف چه مي‌شود و ما تابع هستيم" من هم عرض كردم؛ بله، آستان قدس رضوي آن هم براي شما كه پيوسته عاشق زيارت بوديد، بهترين جاست وليكن براي منصب قوه قضائيه نيز كه بسيار مهم است، كسي باتجربه‌تر از شما شايد نباشد و شما از صفر تا صد اين مجموعه را مي‌شناسيد و تمام مختصات آن را مي‌دانيد و هر فرد جديد‌الورودي بيايد سال‌ها طول مي‌كشد تا به اركان اين قوه تسلط يابد. اين آشنايي شما با تمام طول وعرض اين قوه، امتياز بزرگي است كه هر كس ندارد و مطمئنا بهترين انتخاب است.

پس از اين ديدار، حجت‌الاسلام رئيسي مشغول تلاوت قرآن شد، من هم چند قدمي كه رفتم، برگشتم و گفتم: حيفم مي‌آيد كه از اين منظره زيباي در حال تلاوت قرآن شما عكس نگيرم و با اجازه ايشان با موبايلم چند عكس يادگاري گرفتم،‌ اما فكر نمي‌كردم به همين زودي‌ اين عكس‌ها آن هم در اين مقاله منتشر شود!

يكي از امتيازات مهم حجت‌الاسلام رئيسي آن است كه در طول ساليان درازي كه در بخش‌هاي مختلف و مهم قضائي مسئوليت داشتند، كسي نتوانست ايشان را بخرد! خطري كه متاسفانه در كمين بسياي از قاضي‌ها و مسئولان قضايي هست و افراد ذي‌نفوذ و يا ثروتمندان سعي مي‌كنند به انحاء مختلف، سلامت مسئولان قضايي را خدشه‌دار كنند، وليكن حجت‌الاسلام رئيسي كسي است كه در طول اين سال‌ها با طهارت نفس و پاكي زندگي كرد و پيوسته در حفظ سلامت خود مي‌كوشيد و من اين نكته را بارها به ايشان عرض كرده بودم كه اگر كسي بتواند در قوه قضائيه به سلامت، خدمت كند و وامدار كسي نشود و به همان حقوق خود قناعت كند، حقيقتا مويد الهي است و بنده مخلص خدا محسوب مي‌شود.

مردم‌دار بودن از صفات بارز ايشان است و اهتمام حجت‌الاسلام رئيسي به امامت جماعت مسجدي در تهران در طول دوران مسئوليت‌هاي قضايي، خود نمونه واضحي از مردم‌داري ايشان بود و غرض ايشان آن بود كه اولا آن وظيفه آخوندي‌اش كه به طور شاخص، نماز و منبر است از ايشان منقطع نشود و ثانيا مردمي كه در تشكيلات قضايي شايد دستشان به ايشان نرسد، در مسجد بتوانند به ايشان عرض حالي بكنند و وي بتواند گرهي از كار مردم بگشايد و من خودم بارها شاهد بودم كه افراد بسياري براي پيگيري مسائل قضايي‌شان در دادگاه‌ها، به مسجد براي ملاقات آقاي رئيسي مي‌آمدند و ايشان با حوصله هر شب بعد از نماز مغرب و عشاء به امور مراجعان رسيدگي مي‌كرد و يا آنها را راهنمايي مي‌نمود و اينها همه مردمي بودن ايشان را نشان مي‌داد، با اين كه از لحاظ امنيتي شايد رفت و آمد ايشان به مسجد به صلاح نبود، چون هيچ كنترلي هم نمي‌شد و زن و مرد ايشان را مي‌ديدند و تا هنگام سوار شدن ماشين مردم در اطراف ايشان بودند و هر لحظه ممكن بود خطري ناگوار اتفاق بيفتد كه بحمدالله خدا حفظ كرد. اما ايشان يكي از اهداف اصلي‌اش بر امامت مسجد، حفظ ارتباط مردمي‌اش بود و گاهي با زبان شيرين حتي بگو و بخندي هم با مردم و يا مراجعين مي‌كرد كه براي من بسيار جاي تعجب داشت و عرض مي‌كردم؛ شما با اين حجم سنگين كارهاي قضايي و سر و كار داشتن با پرونده‌هايي كه بسا اعصاب براي آدم باقي نمي‌گذارد، چطور حوصله بذله‌گويي و بگو و بخند هم داريد! كه اين هم از نشانه‌هاي مومن است كه "بشره في‌وجهه و حزنه في قلبه" يعني انسان‌هاي مومن، شادابي در سيمايشان ديده مي‌شود در حالي كه قلبشان محزون است.

بنده چندين سفر توفيق آن را داشتم كه در ايام زيارتي حضرت اباعبدالله(ع) در اربعين و يا عرفه و يا ديگر مواقع، همسفر جناب حجت‌الاسلام رئيسي باشم كه در تمامي اين سفرها رفتار و سلوك ايشان و آن عشق به اهل بيت عليهم‌السلام را مي‌ديدم و اهتمام بسيار ايشان به عبادت و زيارت برايم شوق‌انگيز بود و خاطرات زيادي هست كه مجال گفتن نيست، اما تقيد ايشان به روضه‌خواني در اين سفرها برايم جالب بود و كاري نداشت كه حالا چند نفر مستمع او هستند، حتي براي يكي، دو نفر هم روضه مي‌خواند و در حقيقت روضه‌خواني برايش موضوعيت و اهميت داشت.

خاطره جالبي در بازگشت از كربلا و ديدن بحر نجف دارم كه  در يكي از همين سفرها كه شامگاه اربعين مي‌خواستيم از كربلا به نجف برگرديم و وسيله هم نبود، ستاد بازسازي يك ماشين ون را آماده كرد كه ما را به نجف برساند و تعدادي ديگر از جوان‌ها هم سوار شدند و ماشين پر شد. همين كه راه افتاديم، راننده عراقي گفت راه كربلا تا نجف به علت ازدحام جمعيت عملا مسدود است و من مي‌خواهم شما را از راه نظامي ببرم و ما شنيده بوديم كه در زمان صدام براي نقل و انتقال تجهيزات نظامي، يك جاده خاكي باريكي را با فاصله از جاده اصلي ايجاد كرده بودند و او مي‌خواست ما را از آن جاده ببرد. حركت آغاز شد و پس از طي مسافتي حدود سي كيلومتر، راننده ناگهان متوجه شد كه از جاده نظامي خارج شده است و ديگر هيچ ماشيني را ما در آن مسير نمي‌ديديم و خودش هم نگران شده بود كه نكند به سمت الرمادي برود كه هنوز در دست داعش بود و خاصه اين گم كردن جاده و سرگرداني و امكان خطر شايد همه ما را ترسانده بود، چون سلاح هم نداشتيم و در آن شرايط ديدم جناب رئيسي بسيار راحت و با آرامش، بذله‌گويي هم مي‌كرد و سعي داشت به جمع روحيه بدهد تا اين كه در آن تاريكي شب همانطور كه بي‌جهت مي‌رفتيم و راننده مي‌گفت بنزين هم در حال اتمام است، ناگهان چراغ قوه‌اي سوسو زد و به ما نزديك شد و ماموري عراقي بود كه شبانه و مخفيانه، پاسداري مي‌دادند تا مبادا از بيابان‌هاي الرمادي گروه‌هاي جنايتكار داعش به كربلا نزديك شوند و با تعجب پرسيد شما اينجا چه مي‌كنيد؟!

راننده گفت: اينها زائران ايراني هستند و من جاده نظامي را گم كردم و او گفت قدري دور شده‌ايد، اما راهنمايي كرد و بالاخره بعد از طي مسافتي كه نمي‌دانستيم درست مي‌رويم يا نه، بناگاه از يك سراشيبي بسيار هولناكي حدود سي متر از جاده پايين آمديم و ديديم اينجا يك درياست و تنها وسط اين دريا يك راه باريك خاكي وجود دارد و دو طرف جاده هم آبها و موج دريا و راننده مي‌گفت اين بحر نجف است و چندين متر عمق دارد. به هر حال در آن تاريكي شب از وسط دريا گذشتيم و البته منظره جالب بود و همين كه نور چراغ ماشين به جاده خاكي وسط دريا مي‌افتاد، لك‌لك‌ها برمي‌خواستند و به پرواز درمي‌آمدند و با خود گفتم اين بحر نجف عجب جاذبه توريستي و گردشگري مي‌تواند داشته باشد كه تاكنون از آن غفلت كرده‌اند!

به هر حال بعد از كلي دعا و نذر و صلوات به سلامت به پشت شهر نجف و آخر دريا رسيديم كه باز ماموران جلوي ما را گرفتند و گفتند هيچ ماشيني از اينجاد تردد نمي‌كند و شما چگونه آمديد؟! كه راننده توضيح داد و ما راه را گم كرديم و چون بنزين هم رو به اتمام بود، امكان بازگشت هم نبود و مجبور شديم همين راه را ادامه دهيم و بالاخره بعد از بررسي گذرنامه‌ها اجازه دادند ما وارد شهر نجف شويم.

اما چرا دشمنان از حجت‌الاسلام رئيسي واهمه دارند و بعضي هم در داخل نگران مي‌شوند! همه اينها بيانگر آن است كه اين شخصيت اثرگذار است و اميد آن هست كه از رهگذر قوه قضائيه مبارزه‌اي جدي با فساد انجام شود و همه مي‌دانند تا اين مبارزه به طور گسترده و اساسي از اين نهاد بسيار مهم و اثرگذار آغاز نشود، مملكت اصلاح نخواهد شد. البته تاكنون اقدامات زيادي در اين جهت صورت گرفته،‌ اما كافي نيست و انشاالله بايد طوري شود كه مظلومان هميشه قوه قضائيه را پناهگاه خود حس كنند و قوه قضائيه نيز در احقاق حقوق مردم جلوتر عمل كند و آن وقت فسادهاي اداري دستگاه‌ها هم كاهش مي‌يابد و هر كس بايد بداند اگر در مسئوليت دولتي خود پا را از منافع ملت خطا بگذارد، بايد جوابگو باشد و مورد مواخذه قرار گيرد. كساني كه بدون هيچ تخصص بانكي در مصدر مشاورت و سپس معاونت ارزي بانك مركزي قرار مي‌گيرند و باتصميمات نادرست خود موجب كاهش ارزش پول ملي مي‌شوند و فقر عمومي توزيع مي‌كنند، بايد در پيشگاه ملت محاكمه شوند تا سيه‌روي شود هر كه در او غش باشد!

كشور ما در اين شرايط به قوه قضائيه‌اي باصلابت نياز دارد تا از اعلام و اعدام مفسدين اقتصادي نهراسد و انشاءالله با بكارگيري هرچه بيشتر نيروهاي دلسوزو مومن و كارآمد بتوانند رهبري معظم انقلاب را كه پرچم مبارزه با فساد را برافراشته‌اند، بسيجي‌وار ياري كنند و نگذارند بيش از اين ملت ما از ناحيه كساني كه روحيه خدمتگذاري ندارند، آسيب ببينند و انتخاب حجت‌الاسلام رئيسي با تجربه بسيار زياد و با روحيه‌اي انقلابي و با صلابت اين نويد را مي‌دهد كه انشاءالله كارها با سرعت بيشتري رو به صلاح خواهد رفت.

"و رفعناه مكانا عليا"

مرتضي نجفي قدسي


برگشت به تلکس خبرها